English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (29 milliseconds)
English Persian
to curry favour [British E] /favor [American E] with somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to crawl to somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to smarm over somebody برای کسی خود شیرینی کردن
Other Matches
hundreds and thousands یکجور شیرینی که مانند است به ساچمه و برای ارایش بکار میرود
insinuative smile لبخندی که برای خود شیرینی یا خود جا کنی باشد
puff paste نان شیرینی پف کردن
to pick thanks خود شیرینی کردن
ingratiated خود شیرینی کردن
ingratiating خود شیرینی کردن
ingratiate خود شیرینی کردن
shine up to <idiom> خود شیرینی کردن
ingratiates خود شیرینی کردن
to make up to any one پیش کسی خود شیرینی کردن
polish the apple <idiom> خود شیرینی کردن ،لعاب دادن به کسی
to ingratite oneself خودرا طرف توجه قرار دادن خود شیرینی کردن
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
suck up to some one پیش کسی خود شیرینی کردن پیش کسی چاپلوسی کردن
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
bonbon شیرینی
mellifluence شیرینی
sweetmeat شیرینی
melodiousness شیرینی
saccharinity شیرینی
goodies شیرینی
sugars شیرینی
nicy شیرینی
goody شیرینی
confections شیرینی
confection شیرینی
sugar candy شیرینی
marzipan شیرینی
sweetness شیرینی
sweet stuff شیرینی
love liness شیرینی
sugar شیرینی
patisserie شیرینی
lolipops شیرینی
confetti شیرینی
pastries شیرینی
pastry شیرینی
amiability or amiableness شیرینی
amiability شیرینی
loveliness شیرینی
patisseries شیرینی
blintz نوعی شیرینی
cookie شیرینی بیسکویت
cookies شیرینی بیسکویت
cookie شیرینی خشک
sweet tooth علاقمند به شیرینی
sweetmeat شیرینی جات
sugared شیرینی زده
bakemeat نان شیرینی
baked meat نان شیرینی
ingratiation خود شیرینی
elecampane نوعی شیرینی
cookies شیرینی خشک
custard pie یکجور شیرینی
crackers یکجور شیرینی
tucks شیرینی مربا
kissing comfit شیرینی معطر
corn ball شیرینی چس فیل
cooky شیرینی خشک
cooky شیرینی بیسکویت
wafer شیرینی پنجرهای
puff pastry شیرینی پفکی
blintze نوعی شیرینی
wafers شیرینی پنجرهای
confectionary شیرینی سازی
freshness شیرینی بی نمکی
tuck شیرینی مربا
tucking شیرینی مربا
costs arabicus قسط شیرینی
sweet tooth شیرینی دوست
cracker یکجور شیرینی
confectioners شیرینی فروش
confectioner شیرینی فروش
box suitmeats جعبه شیرینی
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
minted شیرینی معطر با نعناع
mint شیرینی معطر با نعناع
tart نان شیرینی مربایی
tarts نان شیرینی مربایی
confectionary شیرینی ساز قنادی
confectionery صنعت شیرینی سازی
pasted نوعی شیرینی چسباندن
mints شیرینی معطر با نعناع
pastes نوعی شیرینی چسباندن
minting شیرینی معطر با نعناع
buttercups نوعی شیرینی کوچک
buttercup نوعی شیرینی کوچک
bagel نان شیرینی حلقوی
paste نوعی شیرینی چسباندن
sweetshop شیرینی فروشی قنادی
insinuator خود شیرینی کننده
insinuative مبنی بر خود شیرینی
custard یکجور شیرینی یا فرنی
french pastry شیرینی اردینه فرانسوی
ingratiatingly ازراه خود شیرینی
pasting نوعی شیرینی چسباندن
Too much sweetnes cloys. شیرینی زیاد دل را می زند
pasty شیرینی میوه دار
kuchen نان شیرینی کاکائودار
nougat شیرینی بادام دار
pasties شیرینی میوه دار
ratafee نان شیرینی بادامی
ratafia نان شیرینی بادامی
to have a sweet tooth شیرینی دوست بودن
fondants شیرینی ای که در دهان اب میشود
patisseries مغازهی شیرینی پزی
marshmallow نوعی شیرینی خمیرمانند
marchpane نان شیرینی بادامی
marshmallows نوعی شیرینی خمیرمانند
fondant شیرینی ای که در دهان اب میشود
patisserie مغازهی شیرینی پزی
douceur شیرینی وفرافت رفتار
frosting رویه خامهای کیک یا شیرینی
elf dock شیرینی که اززنجبیل شامی سازند
bakemeat شیرینی اردی غذای پخته
doughboy نان شیرینی میوه دار
bakery دکان نانوایی یا شیرینی پزی
bakeries دکان نانوایی یا شیرینی پزی
floating island جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
puff pastry شیرینی دارای خامهی پف کرده
Wont you have sweets (candies) شیرینی میل نمی کنید ؟
croissants نان شیرینی هلالی شکل
baked meat شیرینی اردی غذای پخته
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
shortening روغن ترد کننده شیرینی وغیره
icing شکر و تخم مرغ روی شیرینی
doughnuts نان شیرینی گرد ومانند حلقه
patty نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
She is fond of sweet things. از چیزهای شیرین ( شیرینی ) خوشش می آید
brownie یکنوع نان شیرینی میوه دار
I clinched a lucrative deal. معامله چربی ( شیرینی ) انچام دادم
pastille قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
girgerbread نوعی نان شیرینی که زنجبیل دارد
pattie نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
limonene هیدروکربن شیرینی بفرمول 61H 01C
sweethearts نوعی نان شیرینی بشکل قلب
sweetheart نوعی نان شیرینی بشکل قلب
cybercafe نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
pastil قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
brownies یکنوع نان شیرینی میوه دار
doughnut نان شیرینی گرد ومانند حلقه
patties نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
marsh mallow یکجور شیرینی که از ریشه خطمی میسازند
pastilles قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
pastile قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoed حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
pastry کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
gingersnap نوعی نان شیرینی ترد زنجبیل دار
apple dumpling شیرینی پخته شده با سیب درونش [آشپزی]
pastries کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
jelly roll نان شیرینی ژله دار ولوله کرده
lachryma christi باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
Christmas biscuit [British] شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Christmas cookie [American] شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
colas ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
apple fritters [British English] قاچ سیب درخمیر سرخ شده [یک نوع شیرینی]
apple beignets [American English] قاچ سیب درخمیر سرخ شده [یک نوع شیرینی]
lollipop اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
lollipops اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
ingratiatory طرف توجه قرار دهنده امیخته بخود شیرینی
caramel یکجور شیرینی مرکب از قند وشیره ومیوه تافی
caramels یکجور شیرینی مرکب از قند وشیره ومیوه تافی
sago شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
cola ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
lollypop اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
mousses خامه زده که شیرینی بان سردمی کنندیا افسرده شود
mousse خامه زده که شیرینی بان سردمی کنندیا افسرده شود
macaroon نان شیرینی مرکب از شکر وزرده تخم مرغ و بادام
macaroons نان شیرینی مرکب از شکر وزرده تخم مرغ و بادام
strudel ورقه نازک خمیر پخته که لوله شده و لای ان شیرینی باشد
muffins نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
muffin نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
winterize اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com