English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (4 milliseconds)
English Persian
contrany to my expectation برخلاف انتظارمن
contrary to my expectation برخلاف انتظارمن
Other Matches
unlike برخلاف
athwart برخلاف
to the contrary برخلاف ان
with برخلاف
to my great surprise برخلاف انتظار من
counterwork برخلاف کارکردن
shoe is on the other foot <idiom> برخلاف حقیقت
the styeam برخلاف جریان اب
against one's will برخلاف میل
against his grain برخلاف تمایل او
averse برخلاف میل
in the teeth of the wind برخلاف جهت باد
to do v to one's principles برخلاف اصول خودرفتارکردن
up-river برخلاف روند جریان آب
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
illegally برخلاف قانون و مقررات
unparliamentary برخلاف اصول پارلمانی
contra indicate اشاره برخلاف داشتن
in the wind's eye برخلاف جهت باد
active دروازهای که برخلاف دروازه نافعال
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
heteroclite کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
unconstitutional بر خلاف قانون اساسی برخلاف مشروطیت
flareback اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
anticlastic [ظاهری با دو قوس که دو منحنی برخلاف هم هستند.]
it is u.for him to tell a lie دروغ گفتن برخلاف عادت اوست یا از او بعید است
crossed controls بکارگیری سطوح کنترل برخلاف حالت عادی درمانورهای ویژه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com