English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (6 milliseconds)
English Persian
to the contrary برعکس ان
Search result with all words
backwater برعکس پارو زدن
backwaters برعکس پارو زدن
quotation marks کاماس برعکس , که در ابتدا و انتهای متن چاپ گرفتنی ایجاد میشود تا مشخس شود از منبع دیگر جدا شده است
reversion برعکس کردن وارونه کردن
electronic استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
polarized اتصال لبه که یک سوراخ یا کلید دارد که مانع از نصب آن به صورت برعکس میشود
vice versa برعکس
unlike غیر برعکس
inverse برعکس مقابل
interface مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد.
interfaces مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد.
quote دوتای کامای برعکس
quote علامت نقل قول یا کامای برعکس
quote کامای برعکس
quoted دوتای کامای برعکس
quoted علامت نقل قول یا کامای برعکس
quoted کامای برعکس
quotes دوتای کامای برعکس
quotes علامت نقل قول یا کامای برعکس
quotes کامای برعکس
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
combination grasp گرفتن معمولی و برعکس
contrariwise برعکس
D type connector اتصالی که شبیه حرف D است . که مانع از نصب برعکس میشود
gender changer وسیله تغییر اتصال مادگی به نری و برعکس
inverter وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
moom dollyo bandea dollyo chagi ضربه پا برعکس دورانی
not stage مدار یا جزئی در یک سیستم لاجیک که وجود یا عدم وجودخروجی برعکس حالت ورودی و یا نقیض ان میباشد
on the contrary برعکس
overhand رویهم برعکس
per contra برعکس
sex changer وسیله مبدل اتصال نری به مادگی و برعکس
unfavorable برعکس زشت
On the contrary , he is very honest. برعکس خیلی هم درستکار است
come full circle <idiom> کاملا برعکس
instead of the other way around بجای برعکس این
instead of vice versa بجای برعکس این
vice versa <adv.> برعکس
Soumak بافت سوماک [سوماخ] [این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com