Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
English
Persian
wheaten
برنگ گندم
Other Matches
silhouettes
نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouette
نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
litmus
ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
brassiest
برنگ برنج
sepal oid
برنگ کاسبرگ
brassy
برنگ برنج
sanguinity
برنگ خون
bronze
برنگ برنز
bronzes
برنگ برنز
brassier
برنگ برنج
pinto
رنگ برنگ
strawy
برنگ کاه
crimson
برنگ خون
bloody
برنگ خون
lightsome
برنگ روشن
rosily
برنگ قرمز
indigo
برنگ نیلی
violaceous
برنگ بنفشه
bloodred
برنگ خون
bloodier
برنگ خون
bloodiest
برنگ خون
encrimson
برنگ لاکی دراوردن
chromatographic
وابسته برنگ نگاری
cerulean
برنگ ابی نیلگون
iridescence
رنگ برنگ شونده
opalline
برنگ عین الشمس
amaranthine
برنگ تاج خروسی
to change colour
رنگ برنگ شدن
rubiginous
برنگ قرمز اجری
sanguine
قرمز برنگ خون
versicolour
رنگ برنگ شده
It tends to be blue . It is bluish.
بیشتر برنگ آبی می زند
color blind
فاقد حساسیت نسبت برنگ
tan
برنگ قهوهای وسبزه دراوردن
rubrication
نشان گذاری برنگ قرمز
incarnate
برنگ گوشتی مجسم کردن
marble cake
کیک کره دار برنگ روشن
gummite
ئیدرات اورانیم برنگ زردمایل بقرمز
pyrope
هر نوع گوهر برنگ قرمز روشن
grisaille
نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
euclase
بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
gahnite
ماده معدنی برنگ سبزتیره بفرمول 4O 2Al Zn
corn flower
گل گندم
wheat
گندم
cornflowers
گل گندم
cornflower
گل گندم
centaurea
گل گندم
cash crops
گندم جو
grain
یک گندم
manila paper
یک نوع کاغذ محکم برنگ زرد مایل به قهوهای
odontolite
دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
white heat
درجه حرارت زیادی که ازسرخی گذشته و برنگ سفید دراید
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
tawniness
گندم گونی
wheat rust
زنگ گندم
parched corn
گندم برشته
parched corn
گندم بریان
flail
گندم کوب
corn chandler
گندم فروش
musteline
گندم گون
moory
گندم گون
buckwheat
گندم سیاه
wheatear
سنبله گندم
wheat chaff
کاه گندم
wheat bread
نان گندم
crap
گندم سیاه
crapped
گندم سیاه
crapping
گندم سیاه
bran
پوست گندم
to winnow the grain
گندم راباددادن
tawniest
گندم گون
pugs
خاشاک گندم
tawny
گندم گون
pug
خاشاک گندم
wheaten
وابسته به گندم
wheaten bread
نان گندم
wholewheat
گندم ناب
grain rust
زنگ گندم
grain field
گندم زار
flailed
گندم کوب
corn field
گندم زار
frit fly
مگس گندم
sheaf
دسته گندم
corn weevil
شپشه گندم
tawnier
گندم گون
wholewheat
گندم خالص
saracen corn
گندم سیاه
flails
گندم کوب
buck wheat
گندم سیاه
jointworm
کرم گندم
french wheat
گندم سیاه
husker
گندم پاک کن
flailing
گندم کوب
wheatgerm
گیاهک گندم
wheatgerm
جنین گندم
cornmeal
ارد گندم
wheat stack
خرمن کومه گندم
the wheat was scanted
گندم را کم کم بیرون دادند
weevil
سوسه شپشه گندم
loose smut
بیماری زنگ گندم
bunt
ناخوشی قارچی گندم
groats
گندم یاجوپوست کنده
hessian fly
حشره گندم خوار
gluten
ماده چسبنده گندم
ptisan
گندم پوست کنده
weevils
سوسه شپشه گندم
sheaf
دسته یابافه گندم
wheatgerm
آرد مغز گندم
whole wheat
ساخته شده از گندم ساییده
marabou
ادم سبزه یا گندم گون
marabout
ادم سبزه یا گندم گون
rye
گندم سیاه مرد کولی
polygonaceous
وابسته به تیره گندم سیاه
groat
بلغور جو یا گندم یاجو پوست کنده
harvest mouse
یکجورموش که درساقههای گندم لانه میکند
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
wheatworm
کرم کوچک انگل گندم و علوفه
wheat eel
کرم کوچک انگل گندم و علوفه
breadstuff
مواد نان مانند گندم و ارد و غیره
hard wheat
گندم ماکارونی دارای مقدارگلوتن زیادی است
sloe gin
عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
emmer
نوعی گندم سرخ بنام شعیر ابلیس
manchet
قرص نام ساخته شده از گندم اعلی وخالص
wheat germ
گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
red reg
چیزی که موجب خشم وبرانگیختگی گرد د یکجورزنگ در گندم
swiple
قسمتی از گندم کوب یاخرمن کوب که تاب خورده مستقیمابرگندم فرودمی اید
platina
پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
corn meal
ارد گندم - ارد جودوسر
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
grist
گندم اسیابی جو اسیابی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com