Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (2 milliseconds)
English
Persian
nudist
برهنگی گرای
Other Matches
naturist
طرفدار برهنگی
[برهنگی گرا]
transit bearing
گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
bareness
برهنگی
the nude
برهنگی
leaflessnes
برهنگی
denudation
برهنگی
nudity
برهنگی
nudism
برهنگی
nudeness
برهنگی
nakedness
برهنگی
nudist
طرفدار برهنگی
striptease
رقص همراه با برهنگی تدریجی رقاصه
skeptic
شک گرای
segregationist
جدایی گرای
compass azimuth
گرای مغناطیسی
communalist
اشتراکی گرای
separatist
جدا گرای
sectarian
فرقه گرای
theist
یزدان گرای
back azimuth method
گرای وارونه
solipsist
نفس گرای
theocentric
خدا گرای
assumed azimuth
گرای فرضی
compass direction
گرای مغناطیسی
saprophytic
پوده گرای
progressivist
پیشرفت گرای
lipophilic
چربی گرای
magnetic azimuth
گرای مغناطیسی
meliorist
بهبود گرای
oxyphil
اسید گرای
oxyphile
اسید گرای
photophilic
نور گرای
pneumotropic
ریه گرای
incalescent
گرما گرای
relative bearing
گرای نسبی
ruralist
روستا گرای
dermotropic
پوست گرای
equalitarian
تساوی گرای
evolutionist
فرگشت گرای
grid azimuth
گرای شبکه
grid bearing
گرای شبکه
halophile
ابشور گرای
heliotrope
افتاب گرای
pragmatist
مصلحت گرای
socialist
جامعه گرای
socialists
جامعه گرای
supremacists
برتری گرای
supremacist
برتری گرای
extrovert
برون گرای
extroverts
برون گرای
structuralists
ساخت گرای
feudal
تیول گرای
escapist
گریز گرای
nationalist
ملت گرای
nationalists
ملت گرای
doctrinaire
ایین گرای
capitalist
سرمایه گرای
capitalists
سرمایه گرای
centralist
مرکز گرای
centralists
مرکز گرای
egalitarian
تساوی گرای
structuralist
ساخت گرای
militarist
جنگ گرای
impressionists
برداشت گرای
realistically
تحقق گرای
realistically
راستین گرای
unitarian
توحید گرای
ultramodernist
فرانو گرای
true azimuth
گرای حقیقی
realist
راستین گرای
individualist
فرد گرای
individualists
فرد گرای
unitary
توحید گرای
realistic
راستین گرای
realistic
تحقق گرای
militarists
جنگ گرای
impressionist
برداشت گرای
materialist
ماده گرای
materialists
ماده گرای
escapists
گریز گرای
realist
تحقق گرای
realists
تحقق گرای
realists
راستین گرای
regionalistic
منطقهای ناحیه گرای
regionalist
منطقهای ناحیه گرای
visionaries
الهامی رویا گرای
visionary
الهامی رویا گرای
reactionary
مخالفت گرای بی منطق
corrected azimuth
گرای تصحیح شده
hygrophyte
گیاه رطوبت گرای
reactionaries
مخالفت گرای بی منطق
azimuth
گرای نجومی راس القدم
azimuth angle
زاویه گرای نجومی هواپیما
back azimuth method
گرای معکوس در اخراج اشعه
compass azimuth
گرای قطب نمای کشتی
closing azimuth error
اشتباه گرای بستن پیمایش
imperialistic
استعمار گرای بهره جویانه
true azimuth
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
quixotic
ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
layihg azimuth
گرای روانه کردن لوله توپ
traditionalist
پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalists
پیرو روایات وسنن سنت گرای
conversion angle
زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
gyroscopes
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
gyroscope
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarist
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarists
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
introverts
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
ozone
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
steered
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeon
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
azimuth deviation
اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
ascendant
فراز جو فراز گرای
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com