Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
outsight
برون بینی
Other Matches
pug nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
septum
حفرههای بینی پره بینی
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
without
برون
outcrop
برون زد
outcrops
برون زد
extrados
برون سو
outside
برون
exogenous
برون زا
output
برون ده
outputs
برون ده
outsides
برون
outhaul line
برون کش
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
output
برون داد
suburb
برون شهر
suburban
برون شهری
exvia
برون زیست
exopsychic
برون روانی
evacuation
برون ریزی
offline
برون خطی
effusions
برون تراوی
effusions
برون ریزی
effusion
برون تراوی
effusion
برون ریزی
exogen
گیاه برون رو
outputs
برون داد
exogenous
برون زاد
self contained
برون بی نیاز
exogenous variable
متغیر برون زا
objectivism
برون گرایی
evacuation
برون بری
externality
برون بودگی
exteroceptive
برون تنی
outer directed
برون وابسته
oversea
برون مرزی
extroverts
برون گرای
extraterritorial
برون مرزی
exudation
برون نشست
extrovert
برون گرای
extrajection
برون اندازی
outlier
برون هشته
extragalactic
برون کهکشانی
extrafusal
برون دوکی
extraterritoriality
برون مرزی
off line
برون خطی
exterritorial
برون مرزی
extracyclic
برون حلقهای
out group
برون گروه
extroversion
برون گرایی
eccentricity
برون مرکزی
pericardium
برون شامه دل
eccentricities
برون مرکزی
extratensive
برون نگر
accommodations
برون سازی
drive!
برون!
[با ماشین]
accommodation
برون سازی
physiognomy
برون چهر
physiognomies
برون چهر
ectoparasite
انگل برون زی
objective
برون ذات
objectives
برون ذات
emigration
برون کوچی
exogenous
برون روینده
acting out
برون ریزی
copper extraction
برون کشیدن مس
purge
برون ریزی
purged
برون ریزی
purges
برون ریزی
ectorderm
برون پوست
extrapolation
برون یابی
discharges
برون ریزی
extrapolations
برون یابی
the out ward eye
چشم برون
exogamy
برون پیوندی
exogamy
برون همسری
immigration
برون کوچی
superficial degradation
برون تباهی
effuent
برون ریز
out flow
برون ریز
egest
برون کردن
epithelium
برون پوش
exocathection
برون پردازی
exocrine
برون تراو
discharge
برون ریزی
high seas
ابهای برون مرزی
extrapolating
برون یابی کردن
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
extrapolates
برون یابی کردن
extrapolated
برون یابی کردن
extrapolate
برون یابی کردن
outputs
برون گذاشت برونگذار
discharge of affect
برون ریزی هیجانی
exosomatic method
روش برون تنی
extragalactic nebula
ابری برون کهکشانی
exogamy
برون زاد اوری
extragalactic nebula
سحابی برون کهکشانی
exocrine gland
غده برون ریز
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
extraspectral hue
فام برون طیفی
output
برون گذاشت برونگذار
epicarp
پوست میوه برون بر
exterritoriality
حقوق برون مرزی
offset distance
فاصله برون محوری
outbreeding
برون زاد اوری
offline operation
عمل برون خطی
pericardiac
وابسته به برون شامه دل
ectoplasm
اکتوپلاسم برون مایه
outward looking policy
سیاست برون نگر
State Department
وزارت برون مرز
to reveal itself
از پرده برون افتادن
supinator muscle
عضله برون گردان
off line storage
حافظه برون خطی
pericardial
وابسته به برون شامه دل
offline storage
انباره برون خطی
out of line coding
کدگذاری برون خطی
peritoneum
برون شامه روده ها
off line operation
عملکرد برون خطی
anticipated stock losses
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
weather forecasts
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecast
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anaglyph
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
basset
نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
off page connector
اتصال دهنده برون صفحهای
extrinsic eye muscles
عضلات برون چرخشی چشم
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
with out book
برون سند کتابی ازبر
pericarditis
اماس برون شامه قلب
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
exudate
ترشح التهابی برون نشست
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
exogamous
وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
to let out
اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
predicting interval
فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
differentiating cicuit
مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm
طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
differentiator
وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
evertor
عضله برون گرداننده عضله راجعه
neb
بینی
snivelling
اب بینی
snivelled
اب بینی
sniveling
اب بینی
nasally
از بینی
nozzle
بینی
sniveled
اب بینی
snoot
بینی
noses
بینی
nozzles
بینی
hand reading
کف بینی
double vision
دو بینی
night bilndness
شب بینی
pecker
بینی
graphology
خط بینی
nose
بینی
snivels
اب بینی
palmistry
کف بینی
snot
اب بینی
rheum
اب بینی
chiromancy
کف بینی
rhinologist
بینی
the handle of the face
بینی
cross eye
دو بینی
cross eye
کج بینی
mucus of the nose
اب بینی
snivel
اب بینی
subtility
باریک بینی
spectroscopy
طیف بینی
to blow nose
گرفتن بینی
to read people's hands
کف بینی کردن
the two nostrils
دو سوراخ بینی
the tip of the nose
نوک بینی
strology
زایجه بینی
telegnosis
غیب بینی
vibrissa
موی بینی
weltanschauung
جهان بینی
stereoscopic
برجسته بینی
erythropsia
سرخ بینی
abdominos'copy
شکم بینی
strictures
باریک بینی
stricture
باریک بینی
auguries
پیش بینی
nasal
مربوط به بینی
nasal
وابسته به بینی
worldview
جهان بینی
myopia
نزدیک بینی
biopsy
زنده بینی
clear sightedness
روشن بینی
world view
جهان بینی
xanthopsia
زرد بینی
nose leather
چرم بینی
My nose is running.
از بینی ام آب می آید
crystal gazing
بلور بینی
conchoscope
بینی بین
megalomania
خودبزرگ بینی
spectroscope
طیف بینی
nearsightedness
نزدیک بینی
megalopsia
درشت بینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com