Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
exogamy
برون زاد اوری
outbreeding
برون زاد اوری
Other Matches
proteranthy
گل اوری قبل از برگ اوری
extrados
برون سو
exogenous
برون زا
outputs
برون ده
without
برون
outcrops
برون زد
outside
برون
outsides
برون
outhaul line
برون کش
outcrop
برون زد
output
برون ده
suburb
برون شهر
extrafusal
برون دوکی
extracyclic
برون حلقهای
evacuation
برون بری
outputs
برون داد
extragalactic
برون کهکشانی
suburban
برون شهری
output
برون داد
evacuation
برون ریزی
extroverts
برون گرای
extrovert
برون گرای
outer directed
برون وابسته
out group
برون گروه
offline
برون خطی
objectivism
برون گرایی
eccentricities
برون مرکزی
eccentricity
برون مرکزی
off line
برون خطی
exvia
برون زیست
exudation
برون نشست
extroversion
برون گرایی
extraterritoriality
برون مرزی
extraterritorial
برون مرزی
extratensive
برون نگر
extrajection
برون اندازی
outlier
برون هشته
effusion
برون ریزی
physiognomy
برون چهر
accommodation
برون سازی
accommodations
برون سازی
exogenous
برون زاد
exogenous
برون روینده
exogen
گیاه برون رو
exogamy
برون پیوندی
exocrine
برون تراو
exocathection
برون پردازی
epithelium
برون پوش
egest
برون کردن
acting out
برون ریزی
out flow
برون ریز
effuent
برون ریز
ectorderm
برون پوست
ectoparasite
انگل برون زی
physiognomies
برون چهر
exogenous variable
متغیر برون زا
effusion
برون تراوی
effusions
برون ریزی
effusions
برون تراوی
exterritorial
برون مرزی
exteroceptive
برون تنی
exogamy
برون همسری
extrapolation
برون یابی
extrapolations
برون یابی
externality
برون بودگی
exopsychic
برون روانی
immigration
برون کوچی
copper extraction
برون کشیدن مس
outsight
برون بینی
purged
برون ریزی
discharge
برون ریزی
the out ward eye
چشم برون
discharges
برون ریزی
self contained
برون بی نیاز
purges
برون ریزی
drive!
برون!
[با ماشین]
purge
برون ریزی
objectives
برون ذات
objective
برون ذات
pericardium
برون شامه دل
oversea
برون مرزی
superficial degradation
برون تباهی
emigration
برون کوچی
extraspectral hue
فام برون طیفی
extrapolates
برون یابی کردن
high seas
ابهای برون مرزی
extrapolating
برون یابی کردن
extragalactic nebula
سحابی برون کهکشانی
output
برون گذاشت برونگذار
extragalactic nebula
ابری برون کهکشانی
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
outputs
برون گذاشت برونگذار
supinator muscle
عضله برون گردان
exterritoriality
حقوق برون مرزی
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
extrapolated
برون یابی کردن
off line operation
عملکرد برون خطی
offset distance
فاصله برون محوری
off line storage
حافظه برون خطی
peritoneum
برون شامه روده ها
epicarp
پوست میوه برون بر
exocrine gland
غده برون ریز
offline operation
عمل برون خطی
offline storage
انباره برون خطی
pericardial
وابسته به برون شامه دل
out of line coding
کدگذاری برون خطی
extrapolate
برون یابی کردن
to reveal itself
از پرده برون افتادن
discharge of affect
برون ریزی هیجانی
exosomatic method
روش برون تنی
State Department
وزارت برون مرز
ectoplasm
اکتوپلاسم برون مایه
pericardiac
وابسته به برون شامه دل
outward looking policy
سیاست برون نگر
off page connector
اتصال دهنده برون صفحهای
pericarditis
اماس برون شامه قلب
basset
نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
exudate
ترشح التهابی برون نشست
with out book
برون سند کتابی ازبر
extrinsic eye muscles
عضلات برون چرخشی چشم
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
exogamous
وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
to let out
اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
reproduction
هم اوری
rivalry
هم اوری
competition
هم اوری
competitions
هم اوری
reproductions
هم اوری
rivalries
هم اوری
supplementation
هم اوری
supplementation
پس اوری
harassment
بستوه اوری
justifications
دلیل اوری
collections
جمع اوری
productiveness
بار اوری
staging
برصحنه اوری
innovate
نو اوری کردن
resuscitation
بهوش اوری
innovated
نو اوری کردن
innovates
نو اوری کردن
perniciousness
زیان اوری
gathering
گرد اوری
gatherings
گرد اوری
odontiasis
دندان در اوری
obtainment
بدست اوری
nauseousness
تهوع اوری
collection
جمع اوری
lethality
مرگ اوری
childbearing
بچه اوری
enucleation
مغزبیرون اوری
exemplification
نمونه اوری
exemplification
مثال اوری
innovating
نو اوری کردن
ingathering
فراهم اوری
procurement
بدست اوری
salivation
بزاق اوری
titillation
غلغلک اوری
justification
دلیل اوری
reproductivity
استعداد هم اوری
symbolization
نماد اوری
accumulation
جمع اوری
accumulations
جمع اوری
stigmatism
ننگ اوری
prosaicness
کسالت اوری
malignancy
زیان اوری
assemblages
جمع اوری
boring
ملال اوری
food gathering
خوراک اوری
assemblage
جمع اوری
sporogony
هاگ اوری
differentiating cicuit
مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
paragraph assembly
جمع اوری پاراگراف
to beat up for
جمع اوری کردن
deposit collection
جمع اوری سرمایه
data gathering
جمع اوری داده
data gathering
جمع اوری داده ها
data gathering
گرد اوری داده ها
data collection
جمع اوری داده ها
data capturing
جمع اوری داده
to get in
جمع اوری کردن
neurypnology
علم خواب اوری
stypticity
بند اوری خون
get in
جمع اوری کردن
florescence
فصل شکوفه اوری
reflorescence
غنچه اوری مجدد
to round up
جمع اوری کردن
musters
جمع اوری کردن
tax collection
جمع اوری مالیات
to put in mind
یاد اوری کردن
ingethering
جمع اوری محصول
inspissation
قوام اوری سفتی
intelligence collection
جمع اوری اطلاعات
stemless
فاقداستعداد ساقه اوری
marshall
جمع اوری کردن
herborization
جمع اوری گیاه
cumulation
جمع اوری انباشتگی
compile
جمع اوری کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com