English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English Persian
with out book برون سند کتابی ازبر
Other Matches
by heart ازبر
by the book کتابی
bookish کتابی
literary کتابی
scribal کتابی
bookman کتابی
literay کتابی
Duch arch قوس کتابی
book learning علم کتابی
the a of a book خوانندگان کتابی
edition [ed.] [of a book] ویرایش [کتابی]
edition [ed.] [of a book] چاپ [کتابی]
carpenter stopper خفت کتابی
credenza قفسه یا جا کتابی
To bind a book. کتابی را جلد کردن
bookplayer شطرنج باز کتابی
needle book سوزن دان کتابی
purview of a book انچه کتابی فرامیگیرد
flex x خرج انفجار کتابی
delectus کتابی که پارههای برگزیده
to inset a sheet in a book برگی را در کتابی گذاشتن
when reading a book در حال خواندن کتابی
book move حرکت کتابی شطرنج
version کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
he presented abook to me کتابی بمن پیشکشی کرد
he presented me with a book کتابی بمن پیشکشی کرد
i had never seen such a book من هرگز چنین کتابی ندیده ام
to wade through a book بکندی وزحمت کتابی راخواندن
to license a book اجازه چاپ کتابی را دادن
book draw تساوی کتابی یا تئوریک شطرنج
versions کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
the forthcoming book کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
scissors and paste تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
interpolator کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
pedantry or pedantism پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
to put any one through a book کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
rubricator کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
sexto کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
interleave برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن
booklore علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
to read a book کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
interleaf برگ سفید که لای برگهای کتابی بگذارند
grangerism ارایش کتابی باموادچاپی یاعکس هایی که ازکتابهای دیگرببرند
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
to prefix a chapter to a book فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
what not قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
A to Z کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
White Papers کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Paper کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
extrados برون سو
exogenous برون زا
outside برون
outsides برون
outhaul line برون کش
output برون ده
outcrops برون زد
outcrop برون زد
without برون
outputs برون ده
glossarist کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
purge برون ریزی
extrafusal برون دوکی
extraterritoriality برون مرزی
extragalactic برون کهکشانی
exvia برون زیست
extrajection برون اندازی
exudation برون نشست
extratensive برون نگر
extroversion برون گرایی
extraterritorial برون مرزی
extracyclic برون حلقهای
drive! برون! [با ماشین]
self contained برون بی نیاز
superficial degradation برون تباهی
the out ward eye چشم برون
pericardium برون شامه دل
oversea برون مرزی
outsight برون بینی
outlier برون هشته
outer directed برون وابسته
out group برون گروه
offline برون خطی
objectivism برون گرایی
physiognomies برون چهر
effusion برون تراوی
ectoparasite انگل برون زی
effusion برون ریزی
outputs برون داد
purged برون ریزی
effuent برون ریز
out flow برون ریز
output برون داد
suburb برون شهر
suburban برون شهری
evacuation برون ریزی
evacuation برون بری
extroverts برون گرای
epithelium برون پوش
effusions برون ریزی
effusions برون تراوی
physiognomy برون چهر
immigration برون کوچی
accommodation برون سازی
accommodations برون سازی
acting out برون ریزی
copper extraction برون کشیدن مس
extrapolations برون یابی
extrapolation برون یابی
extrovert برون گرای
ectorderm برون پوست
off line برون خطی
exocrine برون تراو
discharges برون ریزی
exogenous variable متغیر برون زا
exopsychic برون روانی
discharge برون ریزی
objectives برون ذات
objective برون ذات
emigration برون کوچی
purges برون ریزی
externality برون بودگی
exteroceptive برون تنی
exterritorial برون مرزی
exogenous برون زاد
exogenous برون روینده
exogen گیاه برون رو
egest برون کردن
eccentricity برون مرکزی
exocathection برون پردازی
exogamy برون پیوندی
exogamy برون همسری
eccentricities برون مرکزی
extrapolates برون یابی کردن
output برون گذاشت برونگذار
extrapolated برون یابی کردن
extrapolate برون یابی کردن
State Department وزارت برون مرز
outputs برون گذاشت برونگذار
extrapolating برون یابی کردن
extragalactic nebula ابری برون کهکشانی
out of line coding کدگذاری برون خطی
epicarp پوست میوه برون بر
offset distance فاصله برون محوری
offline storage انباره برون خطی
off line operation عملکرد برون خطی
offline operation عمل برون خطی
off line storage حافظه برون خطی
exterritoriality حقوق برون مرزی
exocrine gland غده برون ریز
high seas ابهای برون مرزی
exogamy برون زاد اوری
extraterritoriality حقوق برون مرزی
exosomatic method روش برون تنی
extrapyramidal system دستگاه برون هرمی
extragalactic nebula سحابی برون کهکشانی
outbreeding برون زاد اوری
ectoplasm اکتوپلاسم برون مایه
outward looking policy سیاست برون نگر
to reveal itself از پرده برون افتادن
extraspectral hue فام برون طیفی
peritoneum برون شامه روده ها
discharge of affect برون ریزی هیجانی
supinator muscle عضله برون گردان
pericardial وابسته به برون شامه دل
pericardiac وابسته به برون شامه دل
pericarditis اماس برون شامه قلب
extrinsic eye muscles عضلات برون چرخشی چشم
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
exudate ترشح التهابی برون نشست
basset نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
extrapyramidal motor system دستگاه حرکتی برون هرمی
off page connector اتصال دهنده برون صفحهای
exogamous وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
to let out اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
overseas ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
oversea command یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
twelvemo کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
duodecimo کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
epitomist شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
blue book کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
differentiating cicuit مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
differentiator وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
evertor عضله برون گرداننده عضله راجعه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com