Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
English
Persian
exogamy
برون پیوندی
Search result with all words
exogamous
وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
Other Matches
hybrid
پیوندی
crosses
پیوندی
crossest
پیوندی
crosser
پیوندی
symphyseal
پیوندی
interrelation
هم پیوندی
cross bred
پیوندی
crossbred
پیوندی
cross
پیوندی
linked
پیوندی
linkage loader
بارکننده پیوندی
linkage editor
ویراستار پیوندی
linking loader
بارکننده پیوندی
linkage parameter
پارامتر پیوندی
linked list
لیست پیوندی
multivincular
چندین پیوندی
linkage
به هم پیوستگی پیوندی
linkages
به هم پیوستگی پیوندی
graft
گیاه پیوندی
graft copolymer
همبسپار پیوندی
antibonding electron
الکترون ضد پیوندی
connective
ربط پیوندی
bonding orbital
اوربیتال پیوندی
bonding electrons
الکترونهای پیوندی
grafts
گیاه پیوندی
hybrid
گیاه پیوندی
grafted
گیاه پیوندی
antibonding orbital
اوربیتال ضد پیوندی
binding energy
انرژی پیوندی
hybridize
گیاه پیوندی باراوردن
bonding molecular orbital
اوربیتال مولکولی پیوندی
multilinked list
لیست چند پیوندی
bonding electron pair
زوج الکترون پیوندی
double linked list
لیست پیوندی مضاعف
ox lip
گاو زبان پیوندی
rhinoplasty
جراحی پیوندی بینی
multivalve
چنذ لختی صدف پیوندی
hdic
کنترل پیوندی دادههای سطح بالا
ca
Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
nil pointer
اشاره گری که برای بیان انتهای یک لیست پیوندی بکارمی رود
outputs
برون ده
extrados
برون سو
exogenous
برون زا
outcrops
برون زد
output
برون ده
outsides
برون
without
برون
outcrop
برون زد
outside
برون
outhaul line
برون کش
extraterritoriality
برون مرزی
extrafusal
برون دوکی
extragalactic
برون کهکشانی
extrajection
برون اندازی
exterritorial
برون مرزی
exteroceptive
برون تنی
extracyclic
برون حلقهای
exogen
گیاه برون رو
exogenous
برون روینده
exogenous
برون زاد
exogenous variable
متغیر برون زا
exopsychic
برون روانی
externality
برون بودگی
extratensive
برون نگر
objectivism
برون گرایی
the out ward eye
چشم برون
superficial degradation
برون تباهی
self contained
برون بی نیاز
pericardium
برون شامه دل
oversea
برون مرزی
outsight
برون بینی
outlier
برون هشته
drive!
برون!
[با ماشین]
out group
برون گروه
extraterritorial
برون مرزی
extroversion
برون گرایی
exudation
برون نشست
exvia
برون زیست
outer directed
برون وابسته
exogamy
برون همسری
suburb
برون شهر
extrapolations
برون یابی
immigration
برون کوچی
physiognomies
برون چهر
physiognomy
برون چهر
accommodation
برون سازی
suburban
برون شهری
accommodations
برون سازی
purge
برون ریزی
evacuation
برون ریزی
evacuation
برون بری
output
برون داد
extroverts
برون گرای
extrovert
برون گرای
outputs
برون داد
effusion
برون ریزی
effusion
برون تراوی
effusions
برون ریزی
effusions
برون تراوی
extrapolation
برون یابی
acting out
برون ریزی
effuent
برون ریز
ectoparasite
انگل برون زی
discharge
برون ریزی
eccentricities
برون مرکزی
ectorderm
برون پوست
objective
برون ذات
out flow
برون ریز
egest
برون کردن
epithelium
برون پوش
emigration
برون کوچی
purges
برون ریزی
discharges
برون ریزی
copper extraction
برون کشیدن مس
objectives
برون ذات
offline
برون خطی
purged
برون ریزی
exocrine
برون تراو
exocathection
برون پردازی
eccentricity
برون مرکزی
off line
برون خطی
pericardial
وابسته به برون شامه دل
supinator muscle
عضله برون گردان
outward looking policy
سیاست برون نگر
peritoneum
برون شامه روده ها
extrapolates
برون یابی کردن
extrapolated
برون یابی کردن
extrapolate
برون یابی کردن
State Department
وزارت برون مرز
to reveal itself
از پرده برون افتادن
extrapolating
برون یابی کردن
pericardiac
وابسته به برون شامه دل
outbreeding
برون زاد اوری
outputs
برون گذاشت برونگذار
exterritoriality
حقوق برون مرزی
high seas
ابهای برون مرزی
discharge of affect
برون ریزی هیجانی
exocrine gland
غده برون ریز
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
extragalactic nebula
ابری برون کهکشانی
extragalactic nebula
سحابی برون کهکشانی
extraspectral hue
فام برون طیفی
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
off line operation
عملکرد برون خطی
off line storage
حافظه برون خطی
out of line coding
کدگذاری برون خطی
offset distance
فاصله برون محوری
exogamy
برون زاد اوری
epicarp
پوست میوه برون بر
offline storage
انباره برون خطی
offline operation
عمل برون خطی
output
برون گذاشت برونگذار
exosomatic method
روش برون تنی
ectoplasm
اکتوپلاسم برون مایه
off page connector
اتصال دهنده برون صفحهای
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
exudate
ترشح التهابی برون نشست
with out book
برون سند کتابی ازبر
basset
نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
pericarditis
اماس برون شامه قلب
extrinsic eye muscles
عضلات برون چرخشی چشم
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
to let out
اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
differentiating cicuit
مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm
طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
shared electrons
الکترونهای پیوندی الکترونهای مشترک
bucket
قوس پیوند قوس پیوندی
buckets
قوس پیوند قوس پیوندی
white heart cherry
گیلاس درشت گیلاس پیوندی
differentiator
وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
sarcoma
تومور بدخیم بافت پیوندی تومور بدخیم نسج همبند تومور سرطانی
evertor
عضله برون گرداننده عضله راجعه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com