English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
external label برچسب خارجی
Search result with all words
interior label بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
Other Matches
tag sort مرتب سازی برچسب جورسازی برچسب
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
tickets برچسب برچسب زدن به
ticket برچسب برچسب زدن به
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
brand برچسب
lable برچسب
self-adhesive labels برچسب
quasi- برچسب
volume برچسب
volumes برچسب
labels برچسب
brands برچسب
branding برچسب
labeling برچسب
banderol برچسب
banderole برچسب
stigma برچسب
stigmas برچسب
labelled برچسب
adhesive label برچسب
label برچسب
tags برچسب
tag برچسب
volume label برچسب حجم
book plate برچسب کتاب
book plates برچسب کتاب
volume label برچسب دیسک
labeled برچسب دار
label برچسب زدن
labeling برچسب زدن
tape label برچسب نوار
labelled برچسب زدن
statement label برچسب حکم
statement label برچسب جمله
labels برچسب زدن
tag file فایل برچسب
tag file پرونده برچسب
tally plate برچسب ازمایش
tally plate برچسب تست
bookplate برچسب کتاب
bale breaker برچسب عدل
label prefix پیشوند برچسب
labelling برچسب زنی
header label برچسب سرامد
label record مدرک برچسب
tag برچسب زدن
file label برچسب فایل
tags برچسب زدن
file label برچسب پرونده
lable برچسب زدن
lable paper کاغذ برچسب
lable record رکورد برچسب
lablling برچسب زنی
repeating label برچسب یا مطلب مکرر
price tag برچسب قیمت کالا
undefined label برچسب تعریف نشده
string برچسب مشخصات یک رشته
volume table of constants جدول برچسب محتویات
tallied جای چوبخط برچسب
labeled file پرونده برچسب دار
tallies جای چوبخط برچسب
trailer label برچسب پشت بند
tally جای چوبخط برچسب
tallying جای چوبخط برچسب
data set label برچسب مجموعه داده ها
tags برچسب زدن بدنبال اوردن
labelled چاپ آدرسهای روی برچسب
labels چاپ آدرسهای روی برچسب
tag برچسب زدن بدنبال اوردن
programmed label برچسب برنامه ریزی شده
labeling چاپ آدرسهای روی برچسب
label چاپ آدرسهای روی برچسب
labels برچسب زدن طبقه بندی کردن
vtoc فهرست راهنما جدول برچسب محتویات
label برچسب زدن طبقه بندی کردن
format با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
formats با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
dockets لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketing لیست محتوای بسته بندی برچسب
docketed لیست محتوای بسته بندی برچسب
docket لیست محتوای بسته بندی برچسب
labeling برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled برچسب زدن طبقه بندی کردن
label موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labelling 1-برچسب گذاری روی چیزی . 2-چاپ برچسبها
labelled موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labels موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labeling موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
symbolic نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
symbolically نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
definitions یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
definition یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
operand عدد یا آدرس فعلی که به جای برچسب یا محل اش استفاده شود
Best before: تا این تاریخ مصرف شود : [برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
macro تابع برنامه یا بلاک دستورات که توسط کلمه یا برچسب بیان شده است
stationery شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
literal دستور کامپیوتر که حاوی شماره فعل یا آدرس استفاده شدنی است و نه برچسب یا محل آن
wordprocessing استفاده از کامپیوتر برای تایپ , ویرایش و خروجی متن , صورت نامه , برچسب لیست , آدرس و...
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
transistor هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
transistors هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
macro استفاده از برچسب در زبان برنامه نویسی اسمبلی برای بیان به اسمبلر که تابع ماکرو در آن نقط ه وارد میشود
scanner وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
scanners وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
interior label برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
foreign خارجی
alien خارجی
aliens خارجی
extras خارجی
outsider خارجی
outsiders خارجی
peripheral خارجی
extern خارجی
international line خط خارجی
outside خارجی
exotic خارجی
exterior خارجی
gringos خارجی
outer خارجی
outward خارجی
gringo خارجی
abextra خارجی
outsides خارجی
oversea خارجی
exoteric خارجی
exosphere خارجی
extraneous خارجی
exteriors خارجی
exogenous خارجی
external خارجی
externals خارجی
extra خارجی
extra- خارجی
outboard خارجی
label اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
labels اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
labeling اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
labelled اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
external armature ارمیچر خارجی
concrete object عین خارجی
external security امنیت خارجی
external benefits فواید خارجی
external circuit مدار خارجی
external combustion احتراق خارجی
external command فرمان خارجی
external sort جورکردن خارجی
external store انباره خارجی
external storage حافظه خارجی
exterior ballistics بالیستیک خارجی
exterior varnish جلای خارجی
external storage انباره خارجی
exterior varnish لاک خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external reference ارجاع خارجی
external control کنترل خارجی
external force نیروی خارجی
external docuhentation مستندات خارجی
external delay تاخیر خارجی
ectoparasite انگل خارجی
external cost هزینه خارجی
outboard profile نیمرخ خارجی
external load بار خارجی
external reference مرجع خارجی
exosphere قسمت خارجی جو
external interrupt وقفه خارجی
extrinsic factor عامل خارجی
external pressure فشار خارجی
external operation عملیات خارجی
external menory حافظه خارجی
external memory حافظه خارجی
external symbol علامت خارجی
outer connection اتصال خارجی
spillover benefits منافع خارجی
spillover costs هزینههای خارجی
spillover effects اثرات خارجی
superior conjunction مقارنه خارجی
superior planets سیارههای خارجی
negative externalities زیانهای خارجی
load curve خم بار خارجی
facade نمای خارجی
apophyge منحنی خارجی
apophysis منحنی خارجی
inflow of foreign funds ورودسرمایههای خارجی
immission انتشار خارجی
renvoi تبعیدشخص خارجی
overseas trade معاملات خارجی
overseas agent نماینده خارجی
outer fix رمپ خارجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com