English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
flip turn برگشت انتهای استخر
Other Matches
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
vertical سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
eot maker Tape Of End نشانگر انتهای نوار Transmission Of End انتهای مخابره
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
lappets [حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
reservoir استخر
pools استخر
football pools استخر
water reservoir استخر
swag استخر
pooled استخر
watering place استخر
pool استخر
tank استخر
reservoirs استخر
pond استخر
ponds استخر
lake استخر
lakes استخر
stank استخر
lin استخر
linn استخر
indoor swimming pool استخر سر پوشیده
pounding استخر یا حوض اب
pounded استخر یا حوض اب
wading pool استخر کودکان
pound استخر یا حوض اب
natatorium استخر سرپوشیده
sump استخر تهنشینی
natatorium استخر شنا
lough دریاچه استخر
long course استخر 05 متر
sumps استخر تهنشینی
pounds استخر یا حوض اب
swimming pool حمام [با استخر]
swimming bath [British E] [old-fashioned] گرمابه [با استخر]
swimming pool گرمابه [با استخر]
swimming pool استخر شنا
baths استخر عمومی
public baths استخر عمومی
bathhouse گرمابه [با استخر]
bathhouse حمام [با استخر]
swimming pools استخر شنا
swimming bath [British E] [old-fashioned] حمام [با استخر]
baths استخر شنای سرپوشیده
diving well قسمت عمیق استخر
lapped شناکردن طول استخر
persepolitan اهل فارسه یا استخر
lap شناکردن طول استخر
inward dive شیرجه پشت به استخر
dry dock استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
dry docks استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
olympic size pool اندازه و طول استخر المپیک 05 در 12 متر
How deep is the swimming pool ? گودی این استخر چقدر است ؟
technical foul بازی با توپ واترپولو در حال ایستادن کف استخر
persepolis شهر باستانی که بعداشهر استخر بجای ان ساخته شد
All members are entitled to use the swimming pool. همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
beach ball توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach balls توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
regression برگشت
veers برگشت
recoveries برگشت
veered برگشت
relapsing برگشت
relapses برگشت
relapsed برگشت
reversals برگشت
relapse برگشت
reoccur برگشت
returns برگشت
recoil برگشت
recoiled برگشت
recoiling برگشت
d.c. restoration برگشت دی سی
d.c. reinsertion برگشت سی دی
capsizal برگشت
back water برگشت اب
recoils برگشت
reverts برگشت
reverted برگشت
drawback برگشت
drawbacks برگشت
recovery برگشت
reversal برگشت
turnaround برگشت
revert برگشت
reverting برگشت
upturn برگشت
turnrounds برگشت
refluence برگشت
regression line خط برگشت
reflux برگشت
turnarounds برگشت
tergiversation برگشت
right of reversion برگشت
regurgitation برگشت
turnabouts برگشت
retrogression برگشت
retrocession برگشت
retrocedence برگشت
return line خط برگشت
recurrenge برگشت
return برگشت
turnabout برگشت
recrudescence برگشت
returned برگشت
veer برگشت
returning برگشت
recrvdescence برگشت
turnover برگشت
logic seeking انتهای خط وط
end of line انتهای خط
retrocedent برگشت کننده
returnable قابل برگشت
retrocessive برگشت کننده
recurrence interval زمان برگشت
turnaround documents اسناد برگشت
reverses of fortune برگشت روزگار
revocable قابل برگشت
flashbacks برگشت شعله
retrogressed پس رفتن برگشت
retrogresses پس رفتن برگشت
turnaround time زمان برگشت
regressive برگشت کننده
turnaround form شکل برگشت
turnaround documents مستندات برگشت
turn around time زمان برگشت
track return مدار برگشت
return flight پرواز برگشت
short return برگشت کوتاه
retrogressing پس رفتن برگشت
retrogress پس رفتن برگشت
flashback برگشت شعله
return pipe لوله برگشت
return flow جریان برگشت
regression equation معادله برگشت
regression coefficient ضریب برگشت
flyback pulse پالس برگشت
grid return سیم برگشت
ground return برگشت زمینی
image reversal برگشت تصویر
regression analysis تحلیل برگشت
irremeable برگشت نا پذیر
irreversibility برگشت ناپذیری
irrevocability برگشت ناپذیری
irriversible برگشت ناپذیر
return perion زمان برگشت
linear regression برگشت خطی
reapparition برگشت عود
downward travel ضربه برگشت
regression time زمان برگشت
return current جریان برگشت
return wire سیم برگشت
reflector برگشت دهنده
reflectors برگشت دهنده
retrogressive برگشت کننده
return conductor سیم برگشت
nonlinear regression برگشت غیرخطی
armstand dive بالانس برگشت
return cargo محموله برگشت
repercussion انعکاس برگشت
back water curve منحنی برگشت اب
backspace برگشت به عقب
backward reaction واکنش برگشت
reversibility برگشت پذیری
rematch مسابقه برگشت
payback period دوره برگشت
turn برگشت شناگر
back درعقب برگشت
backs درعقب برگشت
retrograde برگشت دهنده
irreversible برگشت ناپذیر
rebounding ضربه برگشت
irrevocably بطور بی برگشت
reverberations برگشت امواج
reverberation برگشت امواج
rebound ضربه برگشت
rebounded ضربه برگشت
re برگشت دادن
irrevocable غیرقابل برگشت
turns برگشت شناگر
re- برگشت دادن
rebounds ضربه برگشت
turning point نقطه برگشت
turning points نقطه برگشت
reversible برگشت پذیر
flukes انتهای دم نهنگ
batang son انتهای کف دست
returning نشانههای انتهای خط
fluke انتهای دم نهنگ
rear court انتهای زمین
pipehead انتهای خط لوله
return نشانههای انتهای خط
returned نشانههای انتهای خط
returns نشانههای انتهای خط
end of transmission انتهای مخابره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com