English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (2 milliseconds)
English Persian
one's biggest worry [problem number one] بزرگترین نگرانی
Other Matches
eldest بزرگترین
best بزرگترین
maximus بزرگترین
supreme بزرگترین
stews نگرانی
pine نگرانی
stressless بی نگرانی
pined نگرانی
pines نگرانی
pining نگرانی
stewing نگرانی
worry نگرانی
inapprehensive بی نگرانی
worries نگرانی
stew نگرانی
stewed نگرانی
care نگرانی
cared نگرانی
cares نگرانی
solicitude نگرانی
line of most gradient خط بزرگترین شیب
lion's share بزرگترین سهم
devil-may-care <idiom> نگرانی نداشتند
anxiety اشتیاق نگرانی
unwary بدون نگرانی
pother نگرانی مضطرب
relief رفع نگرانی
worries اندیشه نگرانی
umbrage نگرانی رنجش
anxieties اشتیاق نگرانی
worry اندیشه نگرانی
lion share بزرگترین یا بهترین بخش
He is my eldest son. او بزرگترین پسر من هست.
maximum منتهی درجه بزرگترین
maximum بزرگترین وبالاترین رقم
fall line بزرگترین خط شیب کوه
one anxious week of waiting یک هفته انتظار با نگرانی
There is no reason (cause) for worry (concern) جای نگرانی نیست
inapprehension نداشتن بیم یا نگرانی
lloyd's بزرگترین شرکت بیمه انگیسی
highs رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
greatest common measure بزرگترین بخش یاب مشترک
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
gorilla بزرگترین میمون شبیه انسان
gorillas بزرگترین میمون شبیه انسان
greatest lower bound [glb, GLB] بزرگترین کران بالا [ریاضی]
infimum بزرگترین کران بالا [ریاضی]
highest رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
great circle بزرگترین دایره محیط یک کره
princessroyal بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
london in size پس از لندن نیویورک بزرگترین شهراست
eagle owl شاه جغد:بزرگترین جغداروپایی
She is worried stiff . She is on edge . دلش شور می زند ( نگرانی )
longboat بزرگترین قایق داخل کشتی بازرگانی
petticoats قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
petticoat قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
He is the greatest scientist on earth. بزرگترین دانشمند روی زمین است
There's no reason for concern. دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
There is nothing to worry about. دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
maximum بزرگترین عدد کاربران که سیستم در هر لحظه می پذیر
long boat بزرگترین کرجی که وابسته بکشتی بازرگانی است
msb بیت در کلمه که بزرگترین مقدار یا وزن را نشان می ده .
maximum بزرگترین حجم داده که هر لحظه ارسال میشود
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
maximum بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
keyth rope system شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
I am obsessed by fear of unemployment . تنها فکرم نگرانی از بیکاری ( عدم اشتغال ) است
most significant bit بیتی در کلمه که نشان دهنده بزرگترین مقدار یا وزن است .
yips هیجان و نگرانی از فشارروحی مسابقه که باعث بازی غلط میشود
first fit تابع یا الگوریتمی که اولین و بزرگترین بخش از حافظه خالی را انتخاب میکند تا یک صفحه
addressing بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
IBM بزرگترین شرکت کامپیوتری در جهان که اولین سیستم بر پایه PC را روی پردازنده PC ایجاد کرد
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
lord chancellor بزرگترین لرد انگلیس که بامورقضایی رسیدگی کرده ومهردارسلطنتی ومشاورمخصوص پادشاه ورئیس مجلس اعیان میباشد
microprocessor بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
microprocessors بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
angst احساس وحشت و نگرانی احساس بیم
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com