Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English
Persian
secured creditor
بستانکار دارای رهینه
Other Matches
creditor secured by pledge
طلبکاری که رهینه در دست دارد
petitioning creditor
بستانکار
obligee
بستانکار
credit
بستانکار
credited
بستانکار
crediting
بستانکار
creditors
بستانکار
credits
بستانکار
creditor
بستانکار
credit note
برگ بستانکار
credit notes
برگ بستانکار
credit advice
اعلامیه بستانکار
creditor
ستون بستانکار
credit balance
مانده بستانکار
credit
ستون بستانکار نسیه
crediting
ستون بستانکار نسیه
credits
ستون بستانکار نسیه
credited
ستون بستانکار نسیه
black
بستانکار بودن در حساب
blackest
بستانکار بودن در حساب
blacker
بستانکار بودن در حساب
blacked
بستانکار بودن در حساب
blacks
بستانکار بودن در حساب
credits
درستون بستانکار وارد کردن
crediting
درستون بستانکار وارد کردن
credited
درستون بستانکار وارد کردن
enter to someone's credit
به بستانکار حساب کسی گذاشتن
credit
درستون بستانکار وارد کردن
We are quits. We are even.
دیگر با هم حسابی نداریم (نه بدهکارنه بستانکار )
credit someone with a sum
مبلغی را به بستانکار حساب کسی گذاشتن
lien
حق رهن ملک بدهکار برای بستانکار
We are now quits. We are now even . The slate is now cleaned.
حالادیگر حسابمان پاک شد (نه بدهکار نه بستانکار )
creditor's bill
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
proof of debt
سندی که از طرف بستانکار شخص ورشکسته یامتوفی یا شرکت در حال تصفیه ارائه میشود
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
odoriferous
دارای بو
footy
دارای پا
glochidiate
دارای مو
iodic
دارای ید
fraught with
دارای
three legged
دارای سه پا
trilinear
دارای سه خط
three-legged
دارای سه پا
bilabiate
دارای دو لب
pelliculate
دارای پوسته
nucleate
دارای هسته
nitrous
دارای شوره
myrrhy
دارای بوی مر
myrrhic
دارای بوی مر
multilineal
دارای چندین خط
straight line
دارای خط مستقیم
multiflorous
دارای بیش از سه گل
energetic
دارای انرژی
strontic
دارای استرونیوم
squib
دارای صدای فش فش
portentous
دارای فال بد
papillose
دارای برامدگی
palmy
دارای نخل
overbusy
دارای کارزیاد
low spirited
دارای روحیه بد
staminate
دارای جرثومه نر
of that ilk
دارای همان جا
stannic
دارای قلع
stannous
دارای قلع
deadbeat
دارای سکون
deadbeats
دارای سکون
sulfureous
دارای گوگرد
multifid
دارای چندشکاف
miasmatic
دارای دمه بد بو
monogamous
دارای یک همسر
miasmal
دارای دمه بد بو
melodious
دارای ملودی
melodic
دارای ملودی
prerogative
دارای حق ویژه
prerogatives
دارای حق ویژه
salaried
دارای حقوق
mammilate
دارای پستان
monogamous
دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous
دارای دو زن یا دو شوهر
monandrous
دارای یک شوهر
muciferous
دارای مخاط
weighted
دارای وزن
stilted
دارای چوب پا
synonymous
دارای ترادف
synonymous
دارای تشابه
monopetalous
دارای یک گلبرگ
monometallic
دارای یک فلز
monoclinal
دارای یک شیب
monatomic
دارای یک جوهرفرد
magneto
دارای مغناطیس
low-spirited
دارای روحیه بد
handy
<adj.>
دارای مزیت
rarely beautiful
دارای زیبائی
shelterer
دارای حفاظ
pulsatile
دارای تپش
pulsant
دارای تپش
pseudonymous
دارای تخلص
shoaly
دارای جاهای کم اب
squibs
دارای صدای فش فش
silicifoeous
دارای در کوهی
social minded
دارای افکاراجتماعی
flabby
دارای عضلات شل
sexagenary
دارای سن 06 تا96
rattly
دارای صدای تق تق
self abnegating
دارای کف نفس
short-range
دارای برد کم
short range
دارای برد کم
backed
دارای پشت
rifled
دارای خان
sabulous
دارای شن ریزه
rugose
دارای رکه
equivocal
دارای دومعنی
reversioner
دارای حق رجوع
reboant
دارای واکنش
primiparous
دارای یک اولاد
primipara
دارای یک اولاد
plumose
دارای دسته پر
spiriferous
دارای عضومارپیچی
pinnular
دارای بالچه
pinnular
دارای برگچه
pileate
دارای کلاهک
spirituous
دارای الکل
splashy
دارای ترشح
redundant
دارای اطناب
petiolated
دارای دمگل
petiolate
دارای دمگل
polygamous
دارای چند زن
sonant
دارای اهنگ
prerogatived
دارای حق ویژه
preemptor
دارای حق شفعه
pre emptive
دارای حق شفعه
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
legitimating
دارای حق مشروع
cirrous
دارای اویز
legitimates
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimate
دارای حق مشروع
quartziferous
دارای در کوهی
deficient
دارای کمبود
formal
دارای فکر
foliolate
دارای برگچه
dyslogistic
دارای خاطرات بد
azotic
دارای ازت
double tongued
دارای دوقول
basined
دارای ابگیر
dolose
دارای قصدجرم
bicentric
دارای دومرکز
bichrome
دارای دو رنگ
dipteran
دارای دو بال
dipolar
دارای دو قطب
diplopodous
دارای هزار پا
dipetalous
دارای دوگلبرگ
dimply
دارای فرورفتگی
bimolecular
دارای دوملکول
aulait
دارای شیر
artiodactylous
دارای سم شکافته
floaty
دارای اب نشین کم
fibrinous
دارای مودلیفی
feldspathic
دارای فلدسپار
adamantean
دارای تلئلو
febile
دارای حالت تب
far reaching
دارای اثرزیاد
aluminous
دارای زاج
amphibolic
دارای دو معنی
entitative
دارای وجودخارجی
antithetic
دارای ضد ونقیض
antithetical
دارای ضد ونقیض
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
artiodactyl
دارای سم شکافته
bimorphemic
دارای دوشکل
bimotored
دارای دوموتور
binaural
دارای دو گوش
cuspidal
دارای برامدگی
buckish
دارای خوی بز
bumpiness
دارای برامدگی
calcareous
دارای کلسیم
calcic
دارای اهک
cretaceous
دارای گچ فراوان
crepitant
دارای صدای خش خش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com