English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
he is much to be pitted بسیار بیچاره است
Other Matches
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
poor d. بیچاره
destitute بیچاره
poverty-stricken بیچاره
poor fellow ای بیچاره
wretches بیچاره
poor fellow بیچاره
poor thing ! بیچاره
poverty stricken بیچاره
forlorn بیچاره
desperate بیچاره
wretch بیچاره
helpless بیچاره
defenceless بیچاره
hapless بیچاره
poor f. بیچاره
beggars بیچاره کردن
beggar بیچاره کردن
busted بیچاره کردن
poor child بیچاره بچه
bust بیچاره کردن
busting بیچاره کردن
busts بیچاره کردن
incurable بی درمان بیچاره
wretched بیچاره ضعیف الحال
The poor fellow is suffering from hallucination . بیچاره طرف خیالاتی شده
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
Poor fellow , he has good name behind . بیچاره توی این کار مانده
The poor fellow ( guy ) is restless. بیچاره قرار نمی گیرد ( ندارد )
no enemy is insignificant دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
to reduce to extremity بیچاره کردن مستاصل کردن
immortally بسیار
so mush بسیار
very بسیار
out and a way بسیار
sopping بسیار
far and away بسیار
beastby بسیار
ever so بسیار
numerous بسیار
powerfully بسیار
parlous بسیار
awfully بسیار
plenty بسیار
galore بسیار
unco بسیار
by far بسیار
thousand and one بسیار
abundant بسیار
sorely بسیار
overly بسیار
oftentimes بسیار
much بسیار
not a lettle بسیار
rotten <adj.> بسیار بد
lousy <adj.> بسیار بد
mickle or muckle بسیار
terrible <adj.> بسیار بد
awful <adj.> بسیار بد
seldom بسیار کم
no end of بسیار
precious بسیار
many بسیار
clinking بسیار
multiped بسیار پا
muckle بسیار
far بسیار
multiplicity بسیار
lot بسیار
mickle بسیار
desperate بسیار بد
longeval بسیار زی
multifarious بسیار
lashongs بسیار
all- بسیار
detestable بسیار بد
sadly بسیار بد
very little بسیار کم
all بسیار
an abundance of بسیار
supersubtlety زرنگی بسیار
at railway speed بسیار تند
multitudes گروه بسیار
delightsome بسیار دلپسند
at full lick بسیار تند
multitude گروه بسیار
d. stupid بسیار کودن
dateless بسیار قدیم
death trap بسیار خطرناک
deep read بسیار خوانده
death traps بسیار خطرناک
thank you very much بسیار ممنونم
v.l.f. بسامد بسیار کم
corking بسیار عالی
abyss بسیار عمیق
at a premium بسیار مطلوب
at a great rat بسیار تند
amazedly باشگفت بسیار
ad nauseam بسیار زننده
ambrosial بسیار مطبوع
the d. is in him بسیار شروراست
all-powerful بسیار نیرومند
addition resin بسیار افزایشی
addition polymer بسیار افزایشی
abysm بسیار عمیق
abysses بسیار عمیق
bulimy حرص بسیار
ultramodern بسیار تازه
oliguresis پیشاب بسیار کم
peracute بسیار سخت
perfervid بسیار باحرارت
meticulosity دقت بسیار
many persons مردمان بسیار
many books کتابهای بسیار
pianissimo بسیار اهسته
pleophagous بسیار خوار
point device بسیار درست
pointdovice بسیار درست
polychromatic بسیار رنگ
polychromic بسیار رنگ
polygonal بسیار گوشه
polygonal بسیار پهلو
polygram شکل بسیار خط
peracute بسیار حاد
much pleased بسیار خوشتود
ogygian بسیار کهنه
of great importance بسیار مهم
multocular بسیار چشم
overrefinement تصفیه بسیار
multivincular بسیار پیوند
multitudinously با گروه بسیار
multisonous بسیار صدا
multisonant بسیار صدا
overripe بسیار رسیده
multiform بسیار شکل
multidentate بسیار دندان
multangular بسیار گوشه
much was said بسیار چیزهاگفته شد
much rain باران بسیار
polyhistor بسیار دانی
polyhistor دانش بسیار
heart break اندوه بسیار
prepotent بسیار توانا
primordiality قدمت بسیار
hairline rule خط بسیار نازک
punctuality دقت بسیار
gelid بسیار سرد
sizzler بسیار گرم
supereminent بسیار بلند
e. use ful بسیار سودمند
dozens of girls ذختران بسیار
superfine بسیار فریف
dirt cheap بسیار ارزان
diaphoresis خوی بسیار
superheat بسیار گرم
heavy poll ارا بسیار
high strung بسیار حساس
polyphagous بسیار غذا
polyphonic بسیار صدا
polyphonous بسیار صدا
infernality زشتی بسیار
polysemia بسیار معنایی
polysemous بسیار معنی
inappreciable نامحسوس بسیار کم
polystomatous جانور بسیار
polystome جانور بسیار
precipitance تعجیل بسیار
precipitancy تعجیل بسیار
precisionist بسیار دقیق
prepotency نفوذ بسیار
hunky dory بسیار خوب
deluxe بسیار زیبا
high-pitched بسیار شیبدار
herculean بسیار دشوار
overweening بسیار مغرور
wary بسیار محتاط
polygraphs بسیار نویس
prime بسیار مهم
polygraph بسیار نویس
superbly بسیار خوب
terrible بسیار بد سهمناک
tinier بسیار کوچک
overpriced <adj.> بسیار گران
thoroughgoing بسیار دقیق
goody-goodies بسیار خوب
colossal بسیار بزرگ
excessive بسیار یا بزرگ
goody-goody بسیار خوب
very good بسیار خوب
tiny بسیار کوچک
tiniest بسیار کوچک
too expensive <adj.> بسیار گران
primed بسیار مهم
superb بسیار خوب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com