Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English
Persian
bottled gas
بشگه یااستوانه محتوی گازفشرده
Other Matches
bunged
سوراخ بشگه رابستن
bunging
سوراخ بشگه رابستن
bungs
سوراخ بشگه رابستن
bung
سوراخ بشگه رابستن
container
محتوی
contenting
محتوی
criteria
محتوی
contents
محتوی
containers
محتوی
filler
محتوی
hydrous
محتوی اب
content
محتوی
fillers
محتوی
contained
محتوی بودن
sanguinolent
محتوی خون
contain
محتوی بودن
gas content
محتوی گاز
contains
محتوی بودن
aluminous
محتوی الومینیوم
bottles
محتوی یک بطری
copper bearing
محتوی مس حاوی مس
bottle
محتوی یک بطری
platinous
محتوی پلاتین
pouncet box
قوطی محتوی گردخوشبو
content
خرسند کردن محتوی
saccharine
قندی محتوی قند
contenting
خرسند کردن محتوی
clear
تغییر محتوی یک خانه حافظه
camera magazine
جعبه محتوی فیلم عکاسی
binary alloy
الیاژ محتوی دوفلز بنیانی
content addressable
نشانی پذیر از روی محتوی
docket
فهرست محتوی بسته ارسالی
docketed
فهرست محتوی بسته ارسالی
compressed gas cylinder
سیلندر محتوی گاز متراکم
content addressed
نشامی یافته از روی محتوی
clears
تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearest
تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearer
تغییر محتوی یک خانه حافظه
quartzite
سنگ شنی محتوی کوارتز
music box
جعبه محتوی ساز کوکی
docketing
فهرست محتوی بسته ارسالی
poster color
شیشه محتوی ابرنگ وخمیررنگ
dockets
فهرست محتوی بسته ارسالی
palled
تابوت محتوی مرده حائل
tea bags
پاکت محتوی چای فوری
pall
تابوت محتوی مرده حائل
palls
تابوت محتوی مرده حائل
palling
تابوت محتوی مرده حائل
tea bag
پاکت محتوی چای فوری
rogatory letters
نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
epos
مجموعه اشعار محتوی افسانههای ملی
megasporangium
هاگدان بزرگ محتوی هاگ ماده
sketchbooks
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
scandal sheet
نشریه محتوی شایعات افتضاح امیز
seabag
کیف پارچه یی محتوی لباس ملوانان
sausages
روده محتوی گوشت چرخ شده
sausage
روده محتوی گوشت چرخ شده
urns
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
urn
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
sketchbook
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
swizzle
انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
time capsule
محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
myoglobin
پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
dumpling
نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
dumplings
نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
hematoma
توموریاغده محتوی خون خارج شده از رگها
enchilada
کیک ذرت محتوی گوشت وگوجه فرهنگی وادویه
doorplate
پلاک محتوی نام شخص که روی درنصب میشود
puddings
دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
Molotov cocktails
بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
pudding
دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
Molotov cocktail
بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
compressed air tunnel
تونل باد مدار بستهای محتوی گاز یا هوای تحت فشار
child
یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
case
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
cases
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
offertory
سینی محتوی پول یا پول جمع اوری شده از حضار در کلیسا
contained
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
declaratory statute
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
chars
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
char
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
associative storage
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com