Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
illustriously
بطور برجسته مشهورانه
Other Matches
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
signally
بطور برجسته
eminently
بطور برجسته
predominantly
بطور برجسته
in relief
بطور برجسته
markedly
بطور برجسته یا محسوس
notably
بطور برجسته یا قابل ملاحظه
prominently
بطور پیدا یا اشکارا برجسته وار
alto-rilievo
[ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model
مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossing
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
bas relif
حجاری ونقوش برجسته برجسته
supereminent
برجسته فوق العاده برجسته
saliency
نکته برجسته موضوع برجسته
embossment
نقوش برجسته برجسته کاری
salience
نکته برجسته موضوع برجسته
stereoscope
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
stereograph
نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
repousse
برجسته نمایاحکاکی برجسته
anaglyph
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
incisively
بطور نافذ بطور زننده
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
martially
بطور جنگی بطور نظامی
outstanding
برجسته
mainlined
برجسته
eminent
برجسته
mainlining
برجسته
striking
برجسته
outstandingly
برجسته
kenspeckle
برجسته
illustrious
برجسته
laureate
برجسته
cordon bleu
برجسته
noted
برجسته
pre eminent
برجسته
masterwork
برجسته
strikingly
برجسته
par excellence
برجسته
overriding
برجسته
pre-eminent
برجسته
prominent
برجسته
prosilient
برجسته
convex
برجسته
salient
برجسته
relief emboss
برجسته
torose
برجسته
relievo
برجسته
mainline
برجسته
conspicuous
برجسته
starring
برجسته
stereometric
خط برجسته
staring
برجسته
ridged
برجسته
illustrated
برجسته
stereometric
برجسته
crowned
برجسته
distinguished
برجسته
of d.
برجسته
rilievo
برجسته
prime
برجسته
primed
برجسته
in relief
برجسته
mainlines
برجسته
primes
برجسته
raised
برجسته
illustrous
برجسته
predominant
برجسته
dominant
برجسته
swell
برجسته شیک
half relief
نیم برجسته
exaggerated stereoscopy
برجسته بین
affigy
تصویر برجسته
projection welding
جوش برجسته
piece de resistance
فقره برجسته
projects
برجسته بودن
swelled
برجسته شیک
swells
برجسته شیک
raised figure
طرح برجسته
milestones
مرحله برجسته
acrography
گچ کاری برجسته
alto relievo
برجسته بلند
palmy
برجسته کامیاب
cordon bleu
آدم برجسته
embossed alphabet
الفبای برجسته
anaglyph
حجاری برجسته
contour
نقشه برجسته
milestone
مرحله برجسته
leading
عمده برجسته
projected
برجسته بودن
stand out
برجسته عالی
relief
حجاری برجسته
to create an image for oneself as somebody
برجسته شدن
salient pole
قطب برجسته
relief
برجسته کاری
relievo
برجسته کاری
anaglyph
تزئینات برجسته
front face
سطح برجسته
saleintiant
برجسته چشمگیر
fash butt welding
جوش برجسته
feats
کار برجسته
relief map
نقشه برجسته
relief emboss
نقشه برجسته
bas relif
نقش کم برجسته
stand out
برجسته بودن
smatt
برجسته زیرکانه
bas-relief
برجسته کاری
bas relif
نقوش برجسته
project
برجسته بودن
premier
هنرپیشه برجسته
premiers
هنرپیشه برجسته
signalize
برجسته کردن
basso relief
برجسته کوتاه
raised shoulder
شانه برجسته
aegicranium
آذین برجسته سر
aegicrane
آذین برجسته سر
feat
کار برجسته
emboss
برجسته کردن
bas-reliefs
برجسته کوتاه
personages
شخص برجسته
to make one's mark
برجسته شدن
bosses
ارباب برجسته
egregious
برجسته نمایان
mezzo relief
نیم برجسته
tyupical
نوبهای برجسته
stucco relief
گچبریهای برجسته
boss
ارباب برجسته
notbility
شخص برجسته
stereoscopics
برجسته نمایی
personage
شخص برجسته
to put forward
برجسته نمودارکردن
mezzo rillievo
نیم برجسته
saleint
برجسته چشمگیر
contour map
نقشه برجسته
topography
برجسته نگاری
laureatel
شاعر برجسته
topographic map
نقشه برجسته
magnific
معروف برجسته
bossed
ارباب برجسته
effigy
تصویر برجسته
to stand out
برجسته بودن
effigies
تصویر برجسته
humdingers
تفوق برجسته
bossing
ارباب برجسته
bas-reliefs
نقش کم برجسته
stereoscopic
برجسته بین
bas-relief
نقش کم برجسته
bas-relief
برجسته کوتاه
bas relief
نقش کم برجسته
bas relief
برجسته کوتاه
stereoscopic
برجسته بینی
poet laureate
شاعر برجسته
illustriously
برجسته وار
distinguished
برجسته مهم
high relief
نقوش برجسته
drop shadow
سایه برجسته
embossed
برجسته شده
premieres
هنرپیشه برجسته
premiering
هنرپیشه برجسته
premiered
هنرپیشه برجسته
premiere
هنرپیشه برجسته
humdinger
تفوق برجسته
bold faced type
حروف سیاه برجسته
stereoscope
دستگاه برجسته بین
vectograph
عکس برجسته بینی
convex fillet weld
جوش نواری برجسته
bosomed
دارای سینه برجسته
biggest
ستبر ادم برجسته
bigger
ستبر ادم برجسته
stereoscopy
سیستم برجسته بینی
bosomy
دارای پستان برجسته
stereoscopic pair
زوج برجسته بینی
stereometric
وابسته بترسیمات برجسته
to bring out in relief
برجسته یا روشن کردن
landmark
واقعه برجسته راهنما
embossing die
حدیده برجسته کاری
blebby
برجسته یاحباب دار
distinguished unit citation
نشان یکان برجسته
to stand out in relief
برجسته یا روشن بودن
big
ستبر ادم برجسته
inconspicuous
غیر برجسته کمرنگ
high relief
نقش تمام برجسته
narrative relief
نقش برجسته توصیفی
goffer
مجعدکردن برجسته کردن
narrative relief
نقش برجسته روایتی
landmarks
واقعه برجسته راهنما
high light
نکات برجسته یا جالب
perspective spatial model
مدل برجسته بینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com