Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
murkilly
بطور تاریک یا تیره
Other Matches
darkle
تیره تاریک
dim
تاریک تیره کردن
dimmest
تاریک تیره کردن
dims
تاریک تیره کردن
dimmed
تاریک تیره کردن
dimmer
تاریک تیره کردن
sombrely
بطور تاریک یا افسرده
muddily
بطور تیره
cloudily
بطور تیره
gloomily
بطور تیره
dingily
بطور تیره
dully
بطور تیره
mistily
بطور تیره
obscurely
بطور تیره و نامعلوم
hazily
بطور تیره و مبهم
darker
تیره کردن تاریک کردن
obscuring
تیره کردن تاریک کردن
obscure
تیره کردن تاریک کردن
dark
تیره کردن تاریک کردن
obscures
تیره کردن تاریک کردن
obscured
تیره کردن تاریک کردن
obscurer
تیره کردن تاریک کردن
darkest
تیره کردن تاریک کردن
obscurest
تیره کردن تاریک کردن
tone-on-tone
[بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
darker
تاریک
dimmed
تاریک
gloomier
تاریک
nighted
تاریک
gloomiest
تاریک
dims
تاریک
aphotic
تاریک
lackluster
تاریک
nubilous
تاریک
subfuscous
تاریک
dusky
تاریک
pitch dark
تاریک
dark
تاریک
ambiguous
تاریک
darkest
تاریک
murk
تاریک
dim
تاریک
gloomy
تاریک
stygian
تاریک
caliginous
تاریک
murine
از تیره موش جانوری از تیره موش
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
twilight
تاریک و روشن
alley way
کوچه تاریک
overshadows
تاریک کردن
darken
تاریک شدن
tenebrific
تاریک وتیره
obscurantism
تاریک اندیشی
twilit
تاریک وروشن
tenebrific
تاریک کننده
dusk
تاریک وروشن
tenebrous
تاریک کننده
darkening
تاریک شدن
overshadowing
تاریک کردن
overshadowed
تاریک کردن
twilight
تاریک روشن
blind
تاریک ناپیدا
blinded
تاریک ناپیدا
blinds
تاریک ناپیدا
duskish
اندکی تاریک
umbra
نقطه تاریک
overshadow
تاریک کردن
duskily
تاریک وار
darkroom
تاریک خانه
darkrooms
تاریک خانه
sombre
تاریک غم انگیز
darken
تاریک کردن
oubliette
حبس تاریک
benighted
شب زده تاریک
obtenebrate
تاریک کردن
black hole
زندان تاریک
black holes
زندان تاریک
dim
: کم نور تاریک
darkens
تاریک کردن
cimmerian
فلمانی تاریک
dimmed
: کم نور تاریک
dims
: کم نور تاریک
cat eyed
تاریک بین
somber
تاریک غم انگیز
camera obscura
تاریک خانه
dusk
تاریک نمودن
to grow dark
تاریک شدن
darkener
تاریک کننده
darkens
تاریک شدن
darkish
نسبتا تاریک
dark lines
خطوط تاریک
electrode dark current
جریان تاریک
dark current
جریان تاریک
gloom
تاریک کردن
darkening
تاریک کردن
obfuscate
مبهم و تاریک کردن
obfuscation
مبهم و تاریک کردن
faraday dark space
فضای تاریک فارادی
pitchy
قیرگون سیاه و تاریک
gloaming
غروب تاریک و روشن
nautical twilight
تاریک و روشن دریایی
dark trace tube
لامپ تصویر تاریک
aphotic stratum
لایه تاریک اقیانوس
crookes dark space
فضای تاریک کاتد
crookes dark space
فضای تاریک هیتورف
aphotic zone
طبقه تاریک اقیانوس
aphotic zone
لایه تاریک اقیانوس
hittorf dark space
فضای تاریک کاتد
hittorf dark space
فضای تاریک هیتورف
In the dark corner of the room .
در گوشه تاریک اطاق
dark line spectrum
طیف خطوط تاریک
dark trace screen
صفحه تصویر تاریک
aston dark space
فضای تاریک استن
darken ship
تاریک کردن ناو
It is getting dark .
هوادارد تاریک می شود
cathode dark space
فضای تاریک کاتد
the narrow house
خانه تنگ و تاریک
aphotic stratum
طبقه تاریک اقیانوس
anode dark space
فضای تاریک اند
It's too dark.
آن خیلی تاریک است.
astronomical twilight
تاریک وروشن نجومی
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
tenebrous
تاریک وتیره تاریکی اور
becloud
با ابر پوشاندن تاریک کردن
camera obscura
اطاقک تاریک جعبه عکاسی
Twilight . In the dusk of the evening .
گرگ ومیش ( تاریک وروشن )
inks
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
ink
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
dusk
تیرگی هواهوای تاریک روشن یا گرگ ومیش
Try to be home before dark.
سعی کن قبل از تاریک شدن بیایی منزل
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
martially
بطور جنگی بطور نظامی
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
incisively
بطور نافذ بطور زننده
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
type
تیره
dullest
تیره
strained
تیره
dulled
تیره
duller
تیره
dulling
تیره
opaque
تیره
families
تیره
family
تیره
dulls
تیره
dull
تیره
black
تیره
blacked
تیره
blacker
تیره
blackest
تیره
blacks
تیره
heavier
تیره
heavies
تیره
heaviest
تیره
heavy
تیره
duskish
تیره
darkness
تیره گی
darkest
تیره
enigmatical
تیره
darker
تیره
dark
<adj.>
تیره
gens
تیره
types
تیره
typed
تیره
fuscous
تیره
demomination
تیره
faint
تیره
gloomy
تیره
gloomiest
تیره
ilk
تیره
gloomier
تیره
faints
تیره
fainter
تیره
fainted
تیره
nebulous
تیره
funereal
تیره
obscurer
تیره
fuzzy
تیره
obscured
تیره
cloudy
تیره
obscure
تیره
murk
تیره
fuzziest
تیره
fuzzier
تیره
murky
تیره
obscuring
تیره
caliginous
تیره
overcast
تیره
sombrous
تیره
obscurest
تیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com