Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
invitingly
بطور جالب یا کشنده
Other Matches
interestingly
بطور جالب توجه
prepossessingly
بطور جالب یا جاذب
mortally
بطور کشنده
pestilently
بطور کشنده
attractively
بطور کشنده یا جاذب
questionof interest
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
arresting
جالب
absorbing
جالب
attractive
جالب
yummy
جالب
screaming
جالب
marvelous
جالب
marvellous
جالب
spicy
جالب
drawing card
جالب
memorable
جالب
inviting
جالب
really sick
واقعا جالب
remarkable
جالب توجه
really wicked
واقعا جالب
yummy
جالب توجه
liberal
جالب توجه
liberals
جالب توجه
newsworthy
جالب و بموقع
notable
جالب توجه
well off
جذاب جالب
interesting
جالب توجه
notables
جالب توجه
prepossessing
گیرنده جالب
riding high
<idiom>
جالب توجه
engaging
جالب توجه
snazzy
بسیار جالب
snazziest
بسیار جالب
snazzier
بسیار جالب
cliff-hanger
مطلب یا داستان جالب
quaintness
غرابت جالب توجه
drawing card
چیز جالب توجه
uninteresting
غیر جالب توجه
sight seeing
دیدار منافر جالب
cliff-hangers
مطلب یا داستان جالب
cliff hanger
مطلب یا داستان جالب
liveliest
جالب توجه سرزنده
an interesting story
حکایت جالب توجه
unco
جالب توجه عجیب
livelier
جالب توجه سرزنده
lively
جالب توجه سرزنده
high light
نکات برجسته یا جالب
interest
اهمیت
[مهم ]
[جالب]
tensioner
کشنده
mortal
کشنده
attractive
کشنده
sorbent
کشنده
alluring
کشنده
pestilent
کشنده
mortals
کشنده
murderous
کشنده
tractive
کشنده
fatal
کشنده
delineator
کشنده
lethal
کشنده
assassinator
کشنده
suicidal
کشنده
murderer
کشنده
pernicious
کشنده
murderers
کشنده
killer
کشنده
death ful
کشنده
tensor
کشنده
drainer
اب کشنده
deadly
کشنده
prepossessing
کشنده
plotters
کشنده
trackers
کشنده
lethiferous
کشنده
inhalant
بو کشنده
deathy
کشنده
killers
کشنده
deadlier
کشنده
puller
کشنده
perishing
کشنده
deadliest
کشنده
inviting
کشنده
enticing
کشنده
plotter
کشنده
tracker
کشنده
it is interesting to me
برای من جالب توجه است
colorless
رنگ پریده غیر جالب
colourless
رنگ پریده غیر جالب
quaint
از روی مهارت عجیب و جالب
introversive
بدرون کشنده
drum plotter
کشنده طبله
ovicidal
کشنده تخم
nonlethal
غیر کشنده
killer whale
وال کشنده
howling
زوزه کشنده
howling
جیغ کشنده
lancinating
تیر کشنده
introvertive
بدرون کشنده
herbicidal
کشنده گیاهان
killer whales
وال کشنده
hauling part
قسمت کشنده
stertorous
خرناس کشنده
killings
کشنده دلربا
drawer
کشنده برات یا چک
fungicidal
کشنده قارچ
dragman
میکشد کشنده
inhaul
به داخل کشنده
killing
کشنده دلربا
death blow
ضربت کشنده
it is mortal to him
کشنده اوست
tractive effort
نیروی کشنده
lethality
کشنده بودن
drawers
کشنده برات یا چک
eye catcher
چیز چشم گیر جالب نظر
ejector
پوکه کش بیرون کشنده
median lethal dose
دوز متوسط کشنده
nitrogen mustard
گاز کشنده خردل
dead ground
اتصال به زمین کشنده
lethal
وابسته به مرگ کشنده
pesticide
کشنده حشره موذی
disinfestant
ماده کشنده حشرات
pesticides
کشنده حشره موذی
adducent
بداخل کشنده مقرب
downhaul
طناب پایین کشنده
The color harmony in nature is very interesting.
هماهنگی رنگها درطبیعت بسیار جالب است
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
boat falls
طناب بالا کشنده قایق
electron withdrawing substituent
گروه استخلافی الکترون کشنده
biocid
قاطع حیات کشنده حشرات
raymond hook
قلاب بالا کشنده قایق
adductive
استشهادی بسوی محور کشنده
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
to cach one's death
دچار سرماخوردگی کشنده شدن
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
wowed
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
Comparison with other countries is extremely interesting.
مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
wowing
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wows
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
it does not a to me
درنزدمن جالب توجه نیست چنگی بدل نمیزند
wow
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
caricaturists
کشنده تصویرهای مضحک واغراق امیز
caricaturist
کشنده تصویرهای مضحک واغراق امیز
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) .
رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
counter check
چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
lanciation
سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
browsing
نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
incisively
بطور نافذ بطور زننده
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
martially
بطور جنگی بطور نظامی
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out.
خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
lastingly
بطور پا بر جا
streakily
بطور خط خط
transtively
بطور
loosely
بطور شل یا ول
meanly
بطور بد
confusedly
بطور در هم و بر هم
flabbily
بطور شل و ول
atilt
بطور کج
wetly
بطور تر
magnificently
بطور عالی
dismally
بطور مخوف
dismally
بطور مشئوم
sprucely
بطور اراسته
spirally
بطور مارپیچ
terribly
بطور مخوف
sorrily
بطور پست
spicily
بطور زننده
frightfully
بطور مخوف
magnificently
بطور باشکوه
consumedly
بطور زیاد
contrarily
بطور متضاد
contagiously
بطور مسری
simpliciter
بطور مطلق
quartan
بطور چهارگانه
contrary to nature
بطور معجزه
invariably
بطور ثابت
enchantingly
بطور فریبنده
punningly
بطور جناس
gallantly
بطور با شکوه
gloriously
بطور با شکوه
gloriously
بطور مجلل
cozily
بطور راحت
connectedly
بطور متصل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com