English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
explosively بطور قابل احتراق
Other Matches
combustible قابل احتراق
ignitible قابل احتراق
ignitable قابل احتراق
incombustible غیر قابل احتراق
combustible جسم قابل احتراق
firedamp گاز قابل احتراق معدن
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
explosive قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
igniter ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
crossfiring اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
capably بطور قابل
admissibleness بطور قابل قبول
habitably بطور قابل سکونت
interestingly بطور قابل توجه
estimably بطور قابل احترام
excusably بطور قابل عفو
interchangeably بطور قابل معاوضه
extricably بطور قابل تخلیص
aposematically بطور قابل گوشزد
presentably بطور قابل معرفی
expansibly بطور قابل انبساط
imaginably بطور قابل تصور
eligibly بطور قابل قبول
imputably بطور قابل اسناد
separably بطور قابل تفکیک
considerably بطور قابل ملاحظه
improvably بطور قابل ترقی
reliably بطور قابل اعتماد
comparably بطور قابل مقایسه
laudably بطور قابل ستایش
noteworthily بطور قابل ملاحظه
objectionably بطور قابل اعتراض
inheritably بطور قابل توارث
heritably بطور قابل توارث
questionably بطور قابل تردید
tolerably بطور قابل تحمل
divisibly بطور قابل تقسیم
justifiably بطور قابل تصدیق
justifiably بطور قابل تبرئه
remarkably بطور قابل ملاحظه
perceptibly بطور قابل درک
flexibly بطور قابل انحناء
practicably بطور قابل عبور
praiseworthily بطور قابل ستایش
incalculably بطور غیر قابل تخمین
angular adjustable قابل تنظیم بطور زاویه ای
immeasurably بطور غیر قابل پیمایش
notably بطور برجسته یا قابل ملاحظه
impregnably بطور غیر قابل تسخیر
inimitably بطور غیر قابل تقیلد
inaccessibly بطور غیر قابل دسترسی
irremeable بطور غیر قابل برگشت
inalienably بطور غیر قابل انتقال
admissibly بطور قابل قبول چنانکه روا
incorruptibly با ازادگی رشوه خواری بطور غیر قابل تطمیع
irreclaimably بطور غیر قابل برگشت چنانکه نتوان بازیافت یابرگرداند
accessibly چنانکه بتوان بدان راه یافت بطور قابل دسترس
inaccessibily بطور غیر قابل دسترسی چنانکه نتوان به او نزدیک شدیا اورادید
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
ignition احتراق
inflammation احتراق
explosions احتراق
explosion احتراق
burning احتراق
lighting احتراق
seeting on fire احتراق
deflagration احتراق
firing احتراق
combustion احتراق
arson احتراق
oxidization احتراق
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
ignition cable کابل احتراق
surface burning احتراق سطحی
igniting spark جرقه احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
igniter switch سوئیچ احتراق
advanced ignition اوانس احتراق
magneto ignition احتراق با مگنت
ignition condition حالت احتراق
sulfur اصل احتراق
ignition switch کلید احتراق
igniter switch کلید احتراق
ignition choke پیچک احتراق
ignition spark جرقه احتراق
ignition circuit مدار احتراق
firing accessories لوازم احتراق
ignition charge خرج احتراق
base ignition احتراق تحتانی
ignition pulse ضربه احتراق
ignition pulse پالس احتراق
ignition by incandescence احتراق التهابی
combustibility قابلت احتراق
combustiblity قابلیت احتراق
combustion area محفظه احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
ignition current جریان احتراق
combustion efficiency راندمان احتراق
ignition by contact احتراق تماسی
ignition voltage ولتاژ احتراق
triple ignition احتراق سه برقی
combustion efficiency بازده احتراق
burning brand نوع احتراق
two spark ignition احتراق دو جرقهای
igniting agent عامل احتراق
igniting point نقطه احتراق
ignition control کنترل احتراق
combustor محفظه احتراق
ignition lag تاخیر احتراق
sulphur اصل احتراق
timing زمان احتراق
pre ignition زود احتراق
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
misfiring احتراق ناقص
external combustion احتراق خارجی
internal combustion احتراق داخلی
ignition device وسیله احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
heating value گرمای احتراق
heat value گرمای احتراق
dual ignition احتراق دو برقی
duplex ignition احتراق دوگانه
firing order ترتیب احتراق
combustible احتراق پذیر
firing position موقعیت احتراق
ignition اشتعال احتراق
flash point نقطه احتراق
ignitability قابلیت احتراق
single ignition احتراق تک برقی
heat of combustion گرمای احتراق
inexplosive غیرقابل احتراق
flame out قطع احتراق
combustion اشتعال احتراق
premature ignition احتراق زودرس
ignition system سیستم احتراق موتور
order of fire ترتیب احتراق موتور
burning brand علامت احتراق نیمسوزی
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
preignition احتراق قبل از وقت
molar enthalpy of combusion انتالپی مولی احتراق
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
ignition temperature درجه حرارت احتراق
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
incombustibility عدم امکان احتراق
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
combustor سیستم احتراق توربین
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
compression ingition احتراق توسط فشار
delay zction firing عمل احتراق با تاخیر
afterburning عملیات بعد از احتراق سوخت
timing تنظیم زمان احتراق موتور
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
cans هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
canning هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
can هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
precombustion chamber engine موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
martially بطور جنگی بطور نظامی
improperly بطور غلط بطور نامناسب
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
incisively بطور نافذ بطور زننده
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
backfiring احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfires احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
plug nozzle نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
backfired احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfire احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
hot test تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com