English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
In ditail . Diffusively . بطور مفصل ( مفصلا")
Other Matches
large n مفصلا بطور کلی
diffusively بطور منتشر و یا مفصل
To explain something in detail . چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
at full length مفصلا`
at length مفصلا`
diffusely مفصلا"
lengthily مفصلا"
glenoid fossa or cavity گودی مفصل کاسه مفصل
copiously فراوان زیاد مفصلا
I had a long talk with him. با ایشان مفصلا" صحبت کردم
to spin out امتداد دادن مفصلا درست کردن
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
juncture مفصل
spacious مفصل
hinge مفصل
linkage point مفصل
voluminous مفصل
anarthrous بی مفصل
articulation مفصل
copula مفصل
commissure مفصل
coupling مفصل
inarticulate بی مفصل
joint مفصل
copulas مفصل
Hinduism مفصل
hinges مفصل
inventorial مفصل
pivot مفصل
fine drawn مفصل
jointless بی مفصل
pivots مفصل
sockets مفصل
socket مفصل
pivoted مفصل
fulsome مفصل
baom joomok یک مفصل
copious مفصل
multiple cable joint مفصل انشعاب
glene کاسه مفصل
scape مفصل اصلی
splices مفصل بافته
spliced مفصل بافته
ginglymus مفصل لولایی
gimmal مفصل لولا
splice مفصل بافته
swivel مفصل گردنده
hip مفصل ران
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
arthrology مفصل شناسی
splicing مفصل بافته
swivels مفصل گردنده
swivelled مفصل گردان
articulate مفصل دارکردن
articulates مفصل دارکردن
swivelled مفصل گردنده
articulating مفصل دارکردن
choke joint مفصل چوکی
trunnion مفصل افقی
ankylosis جمود مفصل
swivel مفصل گردان
hinge joint مفصل لولایی
swivels مفصل گردان
facet بند مفصل
universal joint مفصل چرخنده
palaver گفتگوی مفصل
hips مفصل ران
facets بند مفصل
detail part قسمت مفصل
largo اهسته و مفصل
high tea عصرانه مفصل
luncheons غذای مفصل
ample فراوان مفصل
hip joint مفصل ران
steering swivel مفصل فرمان
luncheon غذای مفصل
arthritis التهاب مفصل
knee joint مفصل زانو
sleeves موف مفصل
synosteology مفصل شناسی
synarthrosis مفصل بی حرکت
swivel joint مفصل گردان
clip مفصل کابل
clipped مفصل کابل
clippings مفصل کابل
clips مفصل کابل
disjoint از مفصل دراوردن
diarthrosis مفصل متحرک
sleeve موف مفصل
arthritis اماس مفصل
toggle joint مفصل زانویی
pigtails مفصل دم خوکی
articulation مفصل لولا
in great detail با جزئیات مفصل
pigtail مفصل دم خوکی
abarticulation مفصل متحرک
articulation مفصل بندی
joint مفصل پیوندگاه
juncture پیوستگی مفصل
in detail مفصلا دسته دسته
cable jointing sleeve مفصل انشعاب کابل
enarthrosis مفصل کام و زبانهای
thurl مفصل خاصره گوسفند
cable joint مفصل اتصال کابل
amplifying مفصل گفتن یانوشتن
amplified مفصل گفتن یانوشتن
gabfest محاوره طولانی و مفصل
amplifies مفصل گفتن یانوشتن
joint مفصل اتصال ضربهای
double jointed دارای مفصل کاذب
double-jointed دارای مفصل کاذب
amplify مفصل گفتن یانوشتن
acondylose بدون بند یا مفصل
acondylous بدون بند یا مفصل
arthritic مبتلا به اماس مفصل
hitsu shiubi مفصل انگشت وسط
kettledrums دمامه عصرانه مفصل
arthropathy ناخوشی بند یا مفصل
arthropod جانور مفصل دار
arthropoda جانوران مفصل دار
clamping sleeve مفصل مهار کننده
luxation در رفتگی مفصل استخوان
kettle drum دمامه عصرانه مفصل
kettledrum دمامه عصرانه مفصل
naker دمامه عصرانه مفصل
joint resistance مقدار مقاومت مفصل
dimerous دارای مفصل دوبخشی
disjoint در رفتن از مفصل درامدن
choke flange joint مفصل چوکی ال شکل
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
martially بطور جنگی بطور نظامی
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
improperly بطور غلط بطور نامناسب
incisively بطور نافذ بطور زننده
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
rabbet joint بست یا مفصل کنش کاوی
hip joint مفصل استخوان خاصره وران
internode قسمت میان دو بندیا مفصل
submission hold کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
dactylus بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
garnet حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
garnets حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
to detail something چیزی را مفصل [با همه جزییات] شرح دادن
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
programming specification مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
gomphosis اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
sallenders جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog . مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
recital [of something] شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
detailing شرح مفصل یکان بقیه یکان
detail شرح مفصل یکان بقیه یکان
amplify بزرگ کردن مفصل کردن
amplified بزرگ کردن مفصل کردن
amplifies بزرگ کردن مفصل کردن
amplifying بزرگ کردن مفصل کردن
confusedly بطور در هم و بر هم
flabbily بطور شل و ول
lastingly بطور پا بر جا
transtively بطور
meanly بطور بد
loosely بطور شل یا ول
streakily بطور خط خط
wetly بطور تر
atilt بطور کج
spirally بطور مارپیچ
sprucely بطور اراسته
signally بطور برجسته
shockingly بطور انزجاراور
terribly بطور مخوف
abnonmally بطور غیرعادی
on a daily basis <adv.> بطور روزانه
abominably بطور مکروه
deplorably بطور اسفناک
spicily بطور زننده
gloriously بطور مجلل
dismally بطور مشئوم
dismally بطور مخوف
magnificently بطور عالی
frightfully بطور مخوف
magnificently بطور باشکوه
gloriously بطور با شکوه
gallantly بطور با شکوه
invariably بطور ثابت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com