English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
expessively بطور پر معنی با حالت
Other Matches
pregnantly بطور پر معنی
inanely بطور پوچ یا بی معنی بیهوده
insignificantly بطور ناچیز بدون داشتن معنی
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
zero compression روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
acceptation قبول معنی عرف معنی مصطلح
reprisal در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisals در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
signifying معنی دادن معنی بخشیدن
signify معنی دادن معنی بخشیدن
signifies معنی دادن معنی بخشیدن
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
improperly بطور غلط بطور نامناسب
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
incisively بطور نافذ بطور زننده
martially بطور جنگی بطور نظامی
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
abstracts معنی
pointless بی معنی
signification معنی
of no significance بی معنی
drift معنی
drifted معنی
dull بی معنی
dulled بی معنی
irrational بی معنی
dulls بی معنی
dulling بی معنی
dullest بی معنی
duller بی معنی
abstracting معنی
insensate بی معنی
abstract معنی
fool begged بی معنی
implications معنی
effecting معنی
effected معنی
effect معنی
meanings معنی
witless بی معنی
neer do well or well بی معنی
synonymous هم معنی
equipollent هم معنی
drifting معنی
implication معنی
drifts معنی
meaning معنی
meaningfully پر معنی
semantics معنی
hokum بی معنی
dumber بی معنی
translation معنی
frothy بی معنی
meaning less بی معنی
significant پر معنی
meaningless بی معنی
unmeaning بی معنی
purporst معنی
purports معنی
meaningful پر معنی
tosh بی معنی
purport معنی
significantly پر معنی
purported معنی
irrationable بی معنی
dumbest بی معنی
to explain away معنی
rigmarole بی معنی
purporting معنی
definition معنی
innuendos معنی
dumb بی معنی
definitions معنی
innuendo معنی
significance معنی
intendment معنی
rigmaroles بی معنی
innuendoes معنی
by extension بابسط معنی
lexical meaning معنی لغوی
jade مرد بی معنی
intent معنی منظور
mal پیشوندی که معنی بد
inexpessive بی اثر بی معنی
literal sense معنی لغوی
meaning معنی دار
it does not make sense معنی نمیدهد
purport معنی دادن
by extension باتعمیم معنی
significantly معنی دار
blat بی معنی و بی ملاحظه
balderdash سخن بی معنی
amphibolic دارای دو معنی
fall into place معنی گرفتن
mystic sense معنی پوشیده
mystic sense معنی رمزی
insignificancy بی معنی گری
ideas مقصود معنی
significant معنی دار
purports معنی دادن
ambiguity گنگی معنی
meaningfully معنی دار
inutility اوم بی معنی
purported معنی دادن
blatherskite سخن بی معنی
purporting معنی دادن
dead dog ادم بی معنی
meaningful معنی دار
ambiguities گنگی معنی
idea مقصود معنی
Anglo- پیشوند به معنی
meaner معنی داشتن
scat اواز بی معنی
synonym واژه هم معنی
sementem معنی ساده
wish wash سخن بی معنی
synonyms واژه هم معنی
dyed-in-the-wool به تمام معنی
twaddle سخن بی معنی
jargon سخن بی معنی
polysemous بسیار معنی
frothily بطوربی معنی
sense شعور معنی
sensed شعور معنی
par excellence به تمام معنی
wastrel ادم بی معنی
to bear a meaning معنی دادن
to this effect باین معنی
trope معنی مجازی
equivalent مترادف هم معنی
intends معنی دادن
equivalents مترادف هم معنی
mean معنی داشتن
meanest معنی داشتن
intending معنی دادن
intend معنی دادن
grammatical sense معنی دستوری
in letter and in spirit ئر لفظ و در معنی
torpe معنی مجازی
literal معنی اصلی
significant figure رقم با معنی
senses شعور معنی
significative معنی دار
fallal کلمه بی معنی
falderol کلمه بی معنی
falderol چیز بی معنی
falderal چیز بی معنی
inept ناجور بی معنی
semantics معنی شناسی
moral پند معنی
abstract noun اسم معنی
punctual معنی دار
affirmative به معنی "بله "
ASH معنی این لغت چیست ؟
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com