English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (3 milliseconds)
English Persian
immediate <adj.> بلافاصله
short notice بلافاصله
as a result <adv.> بلافاصله
at that [at that provocation] <adv.> بلافاصله
consequently <adv.> بلافاصله
subsequently <adv.> بلافاصله
thereat <adv.> بلافاصله
thereupon <adv.> بلافاصله
direct <adj.> بلافاصله
unintermediate <adj.> بلافاصله
instantaneous <adj.> بلافاصله
intuitive <adj.> بلافاصله
Other Matches
next in fornt of بلافاصله درجلو
postconsonantal بلافاصله بعد از حرف بیصدا
postvocalic بلافاصله بعد از حرف با صدا
prevocalic بلافاصله قبل از حرف صدادار
to be available for delivery at short notice بلافاصله قابل تحویل بودن
half volley ضربه بلافاصله پس ازتماس توپ با سطح
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com