Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English
Persian
roentgen diffractometry
بلورنگاری پرتو ایکس
x ray crystallography
بلورنگاری پرتو ایکس
Other Matches
x radiation
پرتو ایکس
roentgen ray
پرتو ایکس
X-raying
پرتو ایکس
X-ray
پرتو ایکس
x rays
پرتو ایکس
X-rayed
پرتو ایکس
x ray tube
لامپ پرتو ایکس
x ray microdiffraction
پراش پرتو ایکس
x ray analysis
تحلیل پرتو ایکس
soft x rays
پرتو ایکس کم نفوذ
x ray diffraction
پراش پرتو ایکس
x ray apparatua
دستگاه پرتو ایکس
hard x ray
پرتو ایکس سخت
x ray
بااشعه ایکس امتحان کردن عکسبرداری با اشعه ایکس
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
x ray
اشعه ایکس
x radiation
اشعه ایکس
X-raying
اشعه ایکس
x cut
برش ایکس
X-rayed
اشعه ایکس
x band
باند- ایکس
X-ray
اشعه ایکس
x potentiometer
پتانسیومتر ایکس
x axis defelection
انحراف- ایکس
x axis
محور ایکس ها
xrays
اشعه ایکس
b.x. conductor
کابل ب ایکس
X-rays
اشعه ایکس
x rays
اشعه ایکس
bx cable
لوله ب ایکس
x axis
محور ایکس
X chromosomes
فامتن ایکس
X chromosome
فامتن ایکس
blank flange
قطعه- ایکس
x y selector
سلکتور ایکس- ایگرگ
x y presentation
نمایش ایکس- ایگرگ
nike x
موشک نایک ایکس
roentgenography
پرتونگاری با اشعه ایکس
crookes tube
لامپ اشعه ایکس
x y switch
کلید ایکس- ایگرگ
x axis amplifier
تقویت کننده محور ایکس
x y recorder
دستگاه ثبات ایکس- ایگرگ
the integral from a to b of f-of-x with respect to x
انتگرال اف ایکس بین آ و ب
[ریاضی]
rem
مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
rayless
بی پرتو
radiance
پرتو
radiancy
پرتو
rontgen rays
پرتو X
beamless
بی پرتو
rayon
پرتو
reaction
پرتو
radioactive
پرتو زا
ray
پرتو
reactions
پرتو
radiation
پرتو
beam
پرتو
straight line
پرتو
beams
پرتو
shafts
پرتو
shaft
پرتو
aegis
پرتو
x engine
موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
light beam
پرتو نور
irradiative
پرتو افکن
ionic ray
پرتو یونی
image ray
پرتو تصویر
light ray
پرتو نور
illuminating beam
پرتو روشنایی
illuminating beam
پرتو نور
rontgen rays
پرتو مجهول
luminesce
پرتو افکندن
silvery rays
پرتو سیمین
sun beam
پرتو افتاب
radar beam
پرتو رادار
posivite ray
پرتو مثبت
roentgen ray
پرتو رونتگن
gamma ray
پرتو گاما
gamma radiation
پرتو گاما
sunbeam
پرتو افتاب
X-ray
پرتو رونتگن
X-rayed
پرتو رونتگن
X-raying
پرتو رونتگن
projector
پرتو افکن
projectors
پرتو افکن
radiology
پرتو شناسی
radiotherapy
پرتو درمانی
cosmic rays
پرتو کیهانی
irradiation
پرتو افکنی
actiniform
پرتو مانند
actinolagy
پرتو شناس
radiating
پرتو افکندن
radiates
پرتو افکندن
sunbeams
پرتو افتاب
illuminate
پرتو افکندن
illuminates
پرتو افکندن
illuminating
پرتو افکندن
gleam
پرتو انی
gleamed
پرتو انی
gleaming
پرتو انی
gleams
پرتو انی
radiate
پرتو افکندن
radiated
پرتو افکندن
actinometry
پرتو سنجی
corpuscular ray
پرتو ذرهای
eradiate
پرتو افکندن
canal rays
پرتو کانالی
electron beam
پرتو الکترون
double beam
پرتو مضاعف
beta radiation
پرتو بتا
cathode rays
پرتو کاتدی
fire light
پرتو اتش
cosmicray
پرتو کیهانی
primary cosmic rays
پرتو کیهانی
anode rays
پرتو اندی
an incident ray
پرتو ساقط
alpha rediation
پرتو الفا
cosmic radiation
پرتو کیهانی
eradiation
پرتو افکنی
beamy
شاخ دار پر پرتو
extraordinary ray
پرتو غیر عادی
Health physics
فیزیک محافظت از پرتو
hard radiation
تابش یا پرتو سخت
projections
تجسم پرتو افکنی
projection
تجسم پرتو افکنی
The Physics of Radiation Protection
فیزیک محافظت از پرتو
cathod ray tube
لوله پرتو کاتدی
radioisotope
ایزوتوپ پرتو افشان
to pour rays
پرتو افکندن یا پاشیدن
alpha radiation
وقوع طبیعی پرتو
shaft
تیرانداختن پرتو افکندن
shafts
تیرانداختن پرتو افکندن
rontgenogram
عکسی که با پرتو مجهول بردارند
radioactive
پرتو افشان تابش دار
electron beam deflection system
سیستم شکست پرتو الکترونی
ultraviolet ray
اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
rem
مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
rontgen
نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
radialized
دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
lobes
یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
maser
Radiation of Emission تقویت ماکروویو توسط پخش پرتو تحریک شده Stimulat the Amplificationby icrowave
lobe
یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
collimate
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
y plates
صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
light
چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lightest
چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lighted
چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com