English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English Persian
form block بلوک فرمکاری
Other Matches
forming work فرمکاری
block length درازای بلوک طول بلوک
districts بلوک
blocked بلوک
blocks بلوک
blocs بلوک
parish بلوک
parishes بلوک
nested block بلوک تو در تو
block header سر بلوک
canton بلوک
cantons بلوک
monolith بلوک
monoliths بلوک
bloc بلوک
district بلوک
block بلوک
block protection حفافت بلوک
end of block پایان یک بلوک
deblocking از بلوک دراوردن
block transfer انتقال بلوک
control block بلوک کنترل
cylinder block بلوک سیلندر
block operation عملیات بلوک
engine block بلوک موتور
roughed slab بلوک کوچک
radius block بلوک شعاعی
radium block بلوک شعاعی
mastic blocks بلوک قیری
fuse block بلوک فیوز
dosseret بلوک سه بعدی
erratic block بلوک نامنظم
eob پایان یک بلوک
storage block بلوک ذخیره
block move جابجایی بلوک
block move انتقال بلوک
anchoring لنگر بلوک
anchor لنگر بلوک
blocks بلوک ساختن
blocks بلوک سیمانی
blocked بلوک ساختن
blocked بلوک سیمانی
block بلوک ساختن
block بلوک سیمانی
sprite یک بلوک از پیکسل ها
blocking بلوک بندی
anchors لنگر بلوک
en bloc دریک بلوک
arrow block بلوک پیکانی
block definition تعریف بلوک
block diagram بلوک دیاگرام
block lining پوشش با بلوک سیمانی
block graphics نگاره سازی بلوک
blocking factor فاکتور بلوک بندی
bins بلوک سه بعدی الکترونیکی
bin بلوک سه بعدی الکترونیکی
erratic block بلوک جابجا شونده
corps de logis [بلوک سیمانی اصلی در ساختمان]
comecon گروه تجاری بلوک شرق
boss formerly boce [بلوک منبت کاری شده برجسته]
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
character map شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
cyclopean [معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
long-and-short work [بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
cylinder block بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
dou [در معماری چین و ژاپن بلوک چوبی شکاف دار که از طاقچه دیوارکوب محافظت می کند.]
cylinder block boring machine دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
isodomon [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomun [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
modular construction ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com