Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (1 milliseconds)
English
Persian
to miss one's tip
بمقصود نرسیدن
Other Matches
means of attaining one'd end
وسیله رسیدن بمقصود
he muddled through
بدون هیچ زرنگی یا مهارت بمقصود خود رسید
to fall short
نرسیدن
to miss fire
نرسیدن
to come a mucker
به نتیجه نرسیدن
to come to grief
به نتیجه نرسیدن
miscarries
بجایی نرسیدن
to fall through
به نتیجه نرسیدن
to fall to the ground
به نتیجه نرسیدن
talk out of
<idiom>
به نتیجه نرسیدن
to came a howler
به نتیجه نرسیدن
to be dashed to the ground
به نتیجه نرسیدن
miscarry
بجایی نرسیدن
miscarrying
بجایی نرسیدن
fall through
به نتیجه نرسیدن
slow-down
<idiom>
به توقف کامل نرسیدن
malnutrition
تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
gangrene
فساد عضو براثر نرسیدن خون
Better late than never!
<proverb>
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
Better late than never.
<proverb>
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
knock knee
کجی زانو به درون دراثرمرض یا نرسیدن موادغذایی
bedsore
زخمی که بعلت خوابیدن متمادی در بستر و نرسیدن خون کافی به پشت بیماران ایجادمیشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com