English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (2 milliseconds)
English Persian
sake بمنظور
Other Matches
metonymy ذکرکلمهای بمنظور دیگری
throw in towel پرتاب حوله بمنظور تسلیم شدن
volte face چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
blocks اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocked اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
volte-face چرخش بمنظور روبرو شدن باحریف
freight release بارنامه بمنظور اعلام دریافت هزینه حمل
To crouch . قوز کردن ( از روی ترس یا بمنظور اختفاء )
consumer advertising تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
target diving شیرجه از ارتفاعات مختلف به روی اب بمنظور سنجش دقت
speculative demand for money تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
futures قرارداد معامله سهام یا کالا بمنظور تحویل در اینده
capacitor intel filter شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
tax friction کاهش تولید ناشی از تغییر رفتاراقتصادی بمنظور کاهش بارمالیاتی
lift fan توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
looped حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
liftjet توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com