Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English
Persian
Cape Town
بندر کیپ تاون
Search result with all words
George Town
بندر جرج تاون
Georgetown
بندر جرج تاون
Other Matches
cabotage
کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
Jamestown
شهر جیمز تاون
cabotage
کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
terminal port
بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
keelage
حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
harboring
بندر
harbored
بندر
wayside
بندر
harbors
بندر
harbours
بندر
harbouring
بندر
harboured
بندر
cril
سد بندر
harbour
بندر
harbourless
بی بندر
seaports
بندر
seaport
بندر
port
بندر
malaga
بندر مالاگا
main port
بندر اصلی
naval port
بندر دریایی
inner harbor
بندر داخلی
destination port
بندر مقصد
minor port
بندر کوچک
harbor master
رئیس بندر
harbor master
راهنمای بندر
harbour dues
حقوق بندر
harbour master
رئیس بندر
harbour master
متصدی بندر
Plymouth
بندر پلیموت
Yangon
بندر یانگون
Tel Aviv
بندر تلآویو
port watch
نگهبان بندر
port of entry
بندر مقصد
secondary port
بندر فرعی
port of destination
بندر مقصد
outer harbor
پیش بندر
on berth
در داخل بندر
terminal port
بندر مقصد
treaty port
بندر پیمانی
way port
بندر سر راه
wharfmaster
رئیس بندر
port of embarkation
بندر عزیمت
Bissau
بندر بیسائو
Douala
بندر دوالا
Abidjan
بندر ابیجان
Sydney
بندر سیدنی
registered port
بندر مشخص
ports of call
بندر لنگراندازی
seaports
بندر دریایی
seaports
دریا بندر
Calcutta
بندر کلکته
aport
بسوی بندر
aport
روبه بندر
port
بندر ورودی
port
بندر گاه
ports of call
بندر توقف
longshoreman
باربرلنگرگاه بندر
longshoremen
باربرلنگرگاه بندر
port of call
بندر توقف
seaport
دریا بندر
seaport
بندر دریایی
jetties
اسکله بندر
jetty
اسکله بندر
bar
پیش بندر
bars
پیش بندر
free port
بندر ازاد
port of call
بندر لنگراندازی
free ports
بندر ازاد
embargoes
توقیف کشتی در بندر
embargo
توقیف کشتی در بندر
jetties
موج شکن بندر
port watch
پست نگهبانی بندر
jetty
موج شکن بندر
put into port
وارد بندر شدن
named port of destination
بندر مقصد مشخص
captain of the port
افسر انتظامات بندر
harbor control tower
برج مراقبت بندر
ex quay
تحویل در بندر مقصد
lay an embargo on
در بندر توقیف کردن
bender gestalt test
ازمون طرحهای بندر
lay day
روز معطلی در بندر
cargo handling at port
جابجایی کالا در بندر
harbourage
پهلو گرفتن در بندر
entry plan
طرح ورود به بندر
destination port
بندر تحویل کالا
cril
مانع دهانه بندر
out port
بندر دور از مقصد
portcall
زمان رسیدن وسایل به بندر
controlled port
بندر نظامی کنترل شده
harbour master
مسئول بندر متصدی لنگرگاه
clearance papers
اسناد خروج کشتی از بندر
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
out bound
عازم بیرون رفتن از بندر
to lay one on a ship
کشتی را در بندر توقیف کردن
afloat support
لجستیکی به طورشناور یا خارج از بندر
named port of shipment
بندر مشخص برای حمل
Free pree (trade,port).
مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
fast cruise
ازمایش سریع ناو در بندر
roustabout
کارگر اسکله یا بندر گاه
port of debarkation
بندر مقصد حمل کالا
convoy assembly port
بندر محل تجمع ستون موتوری
bender visual motor gestalt test
ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
convoy assembly port
بندر محل تجمع کاروان دریایی
visual bender motor gestalt test
ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
yhis port is not yet peopled
این بندر هنوز اباد نشده است
port of embarkation
بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
portcapacity
فرفیت بندر از نظر بارگیری یاتخلیه بار
sandbar
جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
free on quay
قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
prize of war
کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
portmark
علامت روی بسته که مشخصات بندر مقصد نیز دران ذکر گردیده
transients
پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
transient
پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
captain a protest
افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
surcharges
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharge
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com