Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (7 milliseconds)
English
Persian
gain
بهره
gained
بهره
gains
بهره
interest
بهره
interests
بهره
yield
بهره
yielded
بهره
yields
بهره
portion
بهره
portions
بهره
efficiency
بهره
quotient
بهره
quotients
بهره
interest
بهره
[اقتصاد]
Other Matches
tontine
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
diminishing marginal productivity
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
exploiters
بهره کش
exploiter
بهره کش
efficient
بهره ور
exploited
بهره ده
productive
بهره زا
divestiture
بی بهره سازی
dispossessor
بی بهره سازنده
deprival
بی بهره سازی
divestment
بی بهره سازی
economic rent
بهره مالکانه
interest for delay
بهره دیرکرد
high interest
بهره سنگین
high interest
بهره گران
factor payments
بهره وسود
exploiting class
طبقه بهره کش
exploited class
طبقه بهره ده
exploitative character
منش بهره کش
declaration of interest
اعلام بهره
economic rent
بهره اقتصادی
productivity
بهره وری
abusing
بهره کشی
abused
بهره کشی
contango
بهره دیرکرد
cheap money
پول با بهره کم
benefic
بهره بردار
at % interest
با بهره 21 درصد
antenna gain
بهره انتن
advantage by illness
بهره بیماری
accrued interest
بهره متعلقه
abuse
بهره کشی
bank interest
بهره بانکی
gavel
بهره غیرمجاز
gavels
بهره غیرمجاز
default interest
بهره معوق
exploitation
بهره برداری
exploitation
بهره کشی
abuses
بهره کشی
utilisations
بهره برداری ها
optimising
بهره بردن
utilizations
بهره برداری ها
usages
بهره برداری ها
utilisation
[British]
بهره برداری
using
بهره برداری
exploitation
[utilization]
بهره برداری
lending rate
بهره - نزولپول
sweatshops
بهره کشخانه
sweatshop
بهره کشخانه
pure interest
بهره خالص
productive work
کار بهره زا
passive debt
وام بی بهره
loan interest
بهره وام
legal interest
بهره قانونی
laser gain
بهره لیزر
put out to interest
به بهره گذاشتن
quantum yield
بهره کوانتومی
rat of interest
نرخ بهره
voltage gain
بهره ولتاژ
transducer gain
بهره دگرسازی
rq
بهره تنفسی
resipatory quotient
بهره تنفسی
rate of interest
نرخ بهره
usage
بهره برداری
interest rate
نرخ بهره
utilization
بهره برداری
share
بهره قسمت
shares
بهره قسمت
lot
بهره قسمت
lot
بخش بهره
divested
بی بهره کردن
divests
بی بهره کردن
operation
بهره برداری
divesting
بی بهره کردن
interests
سودیا بهره
interest
سودیا بهره
efficiency
بهره وری
shared
بهره قسمت
divest
بی بهره کردن
depriving
بی بهره کردن
gain
بهره برداری
gained
بهره تقویت
deprive
بی بهره کردن
compound interest
بهره مرکب
gained
بهره برداری
gains
بهره تقویت
deprives
بی بهره کردن
gains
بهره برداری
gain
بهره تقویت
paranosic gain
بهره اصلی بیماری
primary gain
بهره اصلی بیماری
principal and interest
اصل پول و بهره
per capita productivity
بهره وری سرانه
prime rate of interest
نرخ بهره ترجیحی
paranosis
بهره کشی از بیماری
out law
از حقوق بی بهره کردن
operating cost
هزینه بهره برداری
interest profit
عایدی حاصل از بهره
interest rate per annum
نرخ بهره سالانه
tap
بهره برداری کردن از
it was sold at 0 year's p
بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
landuse
بهره وری از زمین
margin productivity
حد بهره وری تولید
marginal productivity
بهره وری نهائی
market rate of interest
نرخ بهره بازار
maximum value
مقدار بهره برداری
money lender
پول به بهره گذار
money rate of interest
نرخ بهره پولی
myrmecophilous
بهره برنده ازمورچه
natural rate of interest
نرخ بهره طبیعی
neutral rate of interest
نرخ بهره خنثی
nominal interest rate
نرخ بهره اسمی
operating budget
بودجه بهره برداری
interest free loan
وام بدون بهره
pure rate of interest
نرخ بهره خالص
underutilization of labor
کم بهره گیری از کارگر
sweatshops
کارگاه بهره کشی
exploiting
بهره برداری کردن از
exploit
بهره برداری کردن از
gains
سود بردن بهره
gained
سود بردن بهره
gain
سود بردن بهره
exploits
بهره برداری کردن از
sweatshop
کارگاه بهره کشی
enjoyment
بهره مند شدن از
rate of yield
نرخ بهره موثر
ready for use
اماده بهره برداری
real interest rate
نرخ بهره واقعی
real rate of interest
نرخ بهره واقعی
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
sexual abuse
بهره کشی جنسی
to put out money to interest
پول به بهره گذاشتن
passives
پدافندغیر عامل بی بهره
passive
پدافندغیر عامل بی بهره
utilization statistics
امار بهره وری
prime rate
نرخ بهره پایه
utilised
بهره برداری کردن
utilizing
بهره برداری کردن
emergency operation
بهره برداری اضطراری
exploitation of colonies
بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor
بهره کشی کارگر
bank rate
نرخ بهره بانکی
beneficiaries
بهره بردار ذیحق
royalty
حق بهره برداری از چیزی
royalties
حق بهره برداری از چیزی
utilizes
بهره برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
secondary gain
بهره ثانوی بیماری
utilises
بهره برداری کردن
average productivity
بهره دهی متوسط
child abuse
بهره کشی از کودک
utilising
بهره برداری کردن
enjoys
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
effective interest rate
نرخ بهره موثر
epinosic gain
بهره ثانوی بیماری
factor productivity
بهره دهی عوامل
high efficiency
ضریب بهره بالا
tapping
بهره برداری کردن از
infatute
ازخرد بی بهره کردن
enjoying
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoy
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
i paid the debt plus interest
بدهی را با بهره ان دادم
high rate of interest
نرخ سنگین بهره
high rate of interest
نرخ بالای بهره
beneficiary
بهره بردار ذیحق
tapped
بهره برداری کردن از
benefical owner of an estate
مالک بهره برداریک دارایی
decreasing marginal productivity
بهره وری نهائی نزولی
partaking
شریک شدن بهره داشتن
partakes
شریک شدن بهره داشتن
to p athing to a person
کسی را از چیزی بهره دادن
partaken
شریک شدن بهره داشتن
partake
شریک شدن بهره داشتن
capacity utilization rate
نرخ بهره داری از فرفیت
impart
بهره مند شدن از رساندن
gated automatic gain control
تنظیم بهره با کلید خودکار
imperialistic
استعمار گرای بهره جویانه
water utilization project
پروژه بهره برداری از منابع اب
keyed automatic gain control
تنظیم بهره با کلید خودکار
agronomics
علم بهره برداری از زمین
open loop gain
بهره تقویت در حلقه باز
imparts
بهره مند شدن از رساندن
closed loop gain
بهره تقویت درطبقه بسته
imparting
بهره مند شدن از رساندن
short term rate of interest
نرخ بهره کوتاه مدت
integrated reservoir operation
بهره برداری توام از چندمخزن
partook
بهره داشتن طرفداری کردن
escaped water
تلفات اب هنگام بهره برداری
time utility
بهره گیری از شرایط زمانی
agricultural labor productivity
بهره دهی کارگر کشاورزی
operational research
تحقیق درخصوص بهره برداری
imparted
بهره مند شدن از رساندن
long term interest rate
نرخ بهره طویل المدت
time preference theory of interest
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
super imposed working load
بار مربوط به بهره برداری از بنا
tinpenny
حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
A concession
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
economic life
مدت بهره برداری از ماشین الات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com