English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
factor productivity بهره دهی عوامل
Other Matches
elasticity of factor substitution کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
tontine تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
functional distribution of income توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
usury گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
v , series سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
effects عوامل
m factors عوامل ام
demand factors عوامل تقاضا
natural agents عوامل طبیعی
motivational factors عوامل محرکه
factor productivity بازدهی عوامل
elements of expense عوامل هزینهای
complementary factors عوامل مکمل
justificatory conditions عوامل موجهه
institutional factors عوامل نهادی
excusatory conditions عوامل رافعه
factor proportion نسبت عوامل
factor demand تقاضای عوامل
human factor عوامل انسانی
growth factors عوامل رشد
factor price قیمت عوامل
factors of production عوامل تولید
technical data عوامل فنی
agents of production عوامل تولید
total factor productivity بازدهی کل عوامل
adverse factors عوامل نامساعد
production factors عوامل تولید
aerodynamic factors عوامل ایرودینامیکی
psychological factors عوامل روانی
allocative factors عوامل تخصیصی
constant factors عوامل ثابت
variable factors عوامل متغیر
balancing factors عوامل جبرانی
factor markets بازارهای عوامل تولید
mobility of factors of production تحرک عوامل تولید
factor earnings درامد عوامل تولید
factor mobility تحرک عوامل تولید
ingredients داخل شونده عوامل
ingredient داخل شونده عوامل
factor cost line خط هزینه عوامل تولید
factor analysis تجزیه و تحلیل عوامل
cryptovariable عوامل متغیر رمز
inputs عوامل تولید منابع
weathering اثر عوامل جوی
aiming group عوامل مثلث گیری
elements of expense عوامل تولید هزینه
diseconomies عوامل زیان اور
competitive factors عوامل محرک رقابت
human factors engineering مهندسی عوامل انسانی
retarding factors عوامل کند کننده
polygene عوامل توارثی غیرهمردیف
mechanism عوامل مکانیکی مکانیزم
mechanisms عوامل مکانیکی مکانیزم
o technique تحلیل عوامل زمانی
market forces عوامل موثردر بازار
additional production personnel عوامل دیگر تولد
fixed factor عوامل ثابت تولید
factor price distortions انحراف قیمت عوامل
factor price equalization برابرسازی قیمت عوامل
fixed factor عوامل تولید ثابت
factor payments پرداختهای عوامل تولید مانند
non specific factors of production عوامل غیر اختصاصی تولید
net factor income from abroad خالص درآمد عوامل از خارج
geopolitics مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
variable factors عوامل قابل تغییر تولید
aerometeorograph دستگاه نگارش عوامل هواسنجی
ceteris paribus ثابت بودن تمام عوامل دیگر
columnar transposition تغییر مکان دادن عوامل در ستون
input output table این جدول جریان عوامل تولید
unpredictable factors عوامل غیر قابل پیش بینی
self buried مدفون شده در اثر عوامل طبیعی
neutral technology تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
map k ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
elasticity of factor substitution وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
mechanical powers نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
shift forward انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
bleaching materiel پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
danc solution نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
eurytopic دارای قدرت تحمل زیاد نسبت به تغییرات عوامل محیط
escarpments پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpment پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
m factors عوامل موثر دربازاریابی که عبارتند از :messages ,motives,markets ,moneymerchandise and media
sound effects عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
fission products عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
diminishing marginal productivity بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
physiocracy حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
exploited بهره ده
gains بهره
portions بهره
portion بهره
efficient بهره ور
yields بهره
yielded بهره
yield بهره
exploiter بهره کش
exploiters بهره کش
gained بهره
quotients بهره
quotient بهره
efficiency بهره
productive بهره زا
interests بهره
gain بهره
interest بهره
deprival بی بهره سازی
operation بهره برداری
rat of interest نرخ بهره
legal interest بهره قانونی
declaration of interest اعلام بهره
quantum yield بهره کوانتومی
loan interest بهره وام
default interest بهره معوق
put out to interest به بهره گذاشتن
rate of interest نرخ بهره
contango بهره دیرکرد
gained بهره برداری
gains بهره تقویت
cheap money پول با بهره کم
rq بهره تنفسی
resipatory quotient بهره تنفسی
laser gain بهره لیزر
passive debt وام بی بهره
pure interest بهره خالص
dispossessor بی بهره سازنده
divestiture بی بهره سازی
high interest بهره گران
exploitative character منش بهره کش
exploited class طبقه بهره ده
exploiting class طبقه بهره کش
shared بهره قسمت
lot بهره قسمت
shares بهره قسمت
interest سودیا بهره
factor payments بهره وسود
high interest بهره سنگین
lot بخش بهره
share بهره قسمت
divestment بی بهره سازی
economic rent بهره مالکانه
economic rent بهره اقتصادی
productive work کار بهره زا
efficiency بهره وری
interest rate نرخ بهره
gains بهره برداری
interests سودیا بهره
exploitation [utilization] بهره برداری
productivity بهره وری
usages بهره برداری ها
utilizations بهره برداری ها
gavel بهره غیرمجاز
gavels بهره غیرمجاز
exploitation بهره برداری
exploitation بهره کشی
using بهره برداری
depriving بی بهره کردن
abuse بهره کشی
usage بهره برداری
gain بهره تقویت
utilisation [British] بهره برداری
divest بی بهره کردن
optimising بهره بردن
interest بهره [اقتصاد]
utilization بهره برداری
abused بهره کشی
accrued interest بهره متعلقه
voltage gain بهره ولتاژ
gain بهره برداری
interest for delay بهره دیرکرد
gained بهره تقویت
antenna gain بهره انتن
utilisations بهره برداری ها
at % interest با بهره 21 درصد
compound interest بهره مرکب
divests بی بهره کردن
divesting بی بهره کردن
transducer gain بهره دگرسازی
divested بی بهره کردن
bank interest بهره بانکی
benefic بهره بردار
sweatshop بهره کشخانه
deprive بی بهره کردن
deprives بی بهره کردن
lending rate بهره - نزولپول
abusing بهره کشی
advantage by illness بهره بیماری
sweatshops بهره کشخانه
abuses بهره کشی
functional distribution توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
lysenkoism نظریهای که معتقد است عوامل جسمانی وبدنی وشرایط محیط در وراثت موثر است
landuse بهره وری از زمین
money lender پول به بهره گذار
maximum value مقدار بهره برداری
money rate of interest نرخ بهره پولی
exploiting بهره برداری کردن از
neutral rate of interest نرخ بهره خنثی
natural rate of interest نرخ بهره طبیعی
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com