English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
high interest بهره سنگین
Search result with all words
high rate of interest نرخ سنگین بهره
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
Other Matches
tontine تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
diminishing marginal productivity بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
heavy lift حمل و نقل هوایی سنگین واحد حمل و نقل هوایی سنگین
yield بهره
portions بهره
interests بهره
yielded بهره
yields بهره
efficient بهره ور
efficiency بهره
quotient بهره
quotients بهره
interest بهره
exploiter بهره کش
exploited بهره ده
gains بهره
productive بهره زا
gained بهره
exploiters بهره کش
gain بهره
portion بهره
resipatory quotient بهره تنفسی
rate of interest نرخ بهره
abusing بهره کشی
rat of interest نرخ بهره
rq بهره تنفسی
advantage by illness بهره بیماری
divesting بی بهره کردن
divest بی بهره کردن
divests بی بهره کردن
interest rate نرخ بهره
divested بی بهره کردن
transducer gain بهره دگرسازی
voltage gain بهره ولتاژ
accrued interest بهره متعلقه
quantum yield بهره کوانتومی
put out to interest به بهره گذاشتن
divestiture بی بهره سازی
divestment بی بهره سازی
economic rent بهره مالکانه
economic rent بهره اقتصادی
exploitative character منش بهره کش
exploited class طبقه بهره ده
loan interest بهره وام
legal interest بهره قانونی
laser gain بهره لیزر
exploiting class طبقه بهره کش
factor payments بهره وسود
high interest بهره گران
dispossessor بی بهره سازنده
deprival بی بهره سازی
default interest بهره معوق
efficiency بهره وری
antenna gain بهره انتن
pure interest بهره خالص
productive work کار بهره زا
at % interest با بهره 21 درصد
bank interest بهره بانکی
benefic بهره بردار
passive debt وام بی بهره
cheap money پول با بهره کم
operation بهره برداری
depriving بی بهره کردن
deprives بی بهره کردن
deprive بی بهره کردن
contango بهره دیرکرد
declaration of interest اعلام بهره
interest for delay بهره دیرکرد
compound interest بهره مرکب
lot بخش بهره
utilizations بهره برداری ها
usages بهره برداری ها
using بهره برداری
usage بهره برداری
exploitation [utilization] بهره برداری
productivity بهره وری
lot بهره قسمت
shares بهره قسمت
shared بهره قسمت
gain بهره تقویت
gain بهره برداری
gained بهره تقویت
utilization بهره برداری
gained بهره برداری
gains بهره تقویت
gains بهره برداری
utilisations بهره برداری ها
share بهره قسمت
gavel بهره غیرمجاز
interest بهره [اقتصاد]
utilisation [British] بهره برداری
interests سودیا بهره
abuse بهره کشی
abused بهره کشی
lending rate بهره - نزولپول
sweatshops بهره کشخانه
abuses بهره کشی
sweatshop بهره کشخانه
interest سودیا بهره
exploitation بهره برداری
gavels بهره غیرمجاز
optimising بهره بردن
exploitation بهره کشی
factor productivity بهره دهی عوامل
infatute ازخرد بی بهره کردن
high efficiency ضریب بهره بالا
high rate of interest نرخ بالای بهره
utilised بهره برداری کردن
i paid the debt plus interest بدهی را با بهره ان دادم
average productivity بهره دهی متوسط
child abuse بهره کشی از کودک
utilising بهره برداری کردن
utilize بهره برداری کردن
utilises بهره برداری کردن
bank rate نرخ بهره بانکی
utilizing بهره برداری کردن
enjoy برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoys برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoying برخوردارشدن از بهره مندشدن از
effective interest rate نرخ بهره موثر
emergency operation بهره برداری اضطراری
epinosic gain بهره ثانوی بیماری
exploitation of colonies بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor بهره کشی کارگر
utilizes بهره برداری کردن
enjoyed برخوردارشدن از بهره مندشدن از
secondary gain بهره ثانوی بیماری
interest free loan وام بدون بهره
gain سود بردن بهره
underutilization of labor کم بهره گیری از کارگر
sexual abuse بهره کشی جنسی
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
real rate of interest نرخ بهره واقعی
real interest rate نرخ بهره واقعی
ready for use اماده بهره برداری
rate of yield نرخ بهره موثر
pure rate of interest نرخ بهره خالص
principal and interest اصل پول و بهره
prime rate of interest نرخ بهره ترجیحی
prime rate نرخ بهره پایه
per capita productivity بهره وری سرانه
paranosis بهره کشی از بیماری
primary gain بهره اصلی بیماری
paranosic gain بهره اصلی بیماری
out law از حقوق بی بهره کردن
utilization statistics امار بهره وری
sweatshop کارگاه بهره کشی
sweatshops کارگاه بهره کشی
gained سود بردن بهره
gains سود بردن بهره
exploit بهره برداری کردن از
exploiting بهره برداری کردن از
exploits بهره برداری کردن از
passive پدافندغیر عامل بی بهره
passives پدافندغیر عامل بی بهره
enjoyment بهره مند شدن از
operating cost هزینه بهره برداری
beneficiary بهره بردار ذیحق
it was sold at 0 year's p بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
tap بهره برداری کردن از
beneficiaries بهره بردار ذیحق
margin productivity حد بهره وری تولید
tapped بهره برداری کردن از
tapping بهره برداری کردن از
interest rate per annum نرخ بهره سالانه
to put out money to interest پول به بهره گذاشتن
interest profit عایدی حاصل از بهره
royalties حق بهره برداری از چیزی
royalty حق بهره برداری از چیزی
landuse بهره وری از زمین
market rate of interest نرخ بهره بازار
money lender پول به بهره گذار
neutral rate of interest نرخ بهره خنثی
money rate of interest نرخ بهره پولی
myrmecophilous بهره برنده ازمورچه
maximum value مقدار بهره برداری
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
marginal productivity بهره وری نهائی
operating budget بودجه بهره برداری
natural rate of interest نرخ بهره طبیعی
high proof سنگین
navol اب سنگین
heftiest سنگین
hefty سنگین
lumpier سنگین
lumpiest سنگین
lumpy سنگین
stodgy سنگین
cumbersome سنگین
cloggy سنگین
heft سنگین
hulky سنگین
burdensome سنگین
saturnine سنگین
lumpish سنگین
lumberingly سنگین
logy سنگین
loggy سنگین
largo a سنگین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com