English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
to write off به اسانی نوشتن
Other Matches
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
ease اسانی
easiness اسانی
easing اسانی
readily به اسانی
swimmingly به اسانی
facileness اسانی
eases اسانی
facilely به اسانی
in a hurry به اسانی
easily به اسانی
eased اسانی
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
freedoms معافیت اسانی
freedom معافیت اسانی
with ease به اسانی بسهولت
it is very easily done خیلی به اسانی
with a wet f. به اسانی ماننداب
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
it is not a picnic کار اسانی نیست
set up توپی که به اسانی برگردانده شود
it is hard to say به اسانی نمیتوان قضاوت کرد
to do a thing with f. کاری رابه اسانی انجام دادن
skittle سوزاندن چند توپزن به اسانی پشت سر هم
cousins حریفی که مرتبا" یا به اسانی شکست می خورد
cousin حریفی که مرتبا" یا به اسانی شکست می خورد
to knock a person's head off به اسانی ازپیش کسی افتادن یاکسیراشکست دادن
squib kick ضربه کوتاه با پا که به اسانی به دست تیم حریف نیفتد
vanes کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
vane کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
setup توپ اسان برای برگرداندن وضع گویهایی که به اسانی می توان امتیاز بدست اورد
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
scrawled بد نوشتن
to drive a pen or quill نوشتن
inscribed نوشتن
set down نوشتن
pt down نوشتن
scrawl بد نوشتن
scrawls بد نوشتن
inscribe نوشتن
pen نوشتن
penned نوشتن
penning نوشتن
scrawling بد نوشتن
pens نوشتن
indite نوشتن
inscribing نوشتن
inscribes نوشتن
to put down نوشتن
put down <idiom> نوشتن
scribble بد نوشتن
write نوشتن
scribbling بد نوشتن
scribbled بد نوشتن
superscrible نوشتن
to reduce to writing نوشتن
to set down نوشتن
writes نوشتن
scribbles بد نوشتن
write head هد نوشتن
annotate حاشیه نوشتن
annotate یادداشت نوشتن
prefacing دیباچه نوشتن
prefaces دیباچه نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
preface دیباچه نوشتن
preambles مقدمه نوشتن
preamble مقدمه نوشتن
enlists درفهرست نوشتن
enlisting درفهرست نوشتن
annotate تفسیر نوشتن
annotated حاشیه نوشتن
scrolls کتیبه نوشتن
scroll کتیبه نوشتن
annotating تفسیر نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
annotating حاشیه نوشتن
annotates تفسیر نوشتن
annotates یادداشت نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
tablet بر لوح نوشتن
tablets بر لوح نوشتن
editorialising سرمقاله نوشتن
annotated تفسیر نوشتن
annotated یادداشت نوشتن
autographed دستخط نوشتن
enlist درفهرست نوشتن
autographing دستخط نوشتن
circumscribed نوشتن در دور
circumscribes نوشتن در دور
circumscribing نوشتن در دور
rewrote باز نوشتن
invoicing فاکتور نوشتن
invoices فاکتور نوشتن
rewrote دوباره نوشتن
invoiced فاکتور نوشتن
rewritten باز نوشتن
rewritten دوباره نوشتن
rewriting باز نوشتن
rewriting دوباره نوشتن
rewrites باز نوشتن
rewrites دوباره نوشتن
rewrite باز نوشتن
circumscribe نوشتن در دور
autographs دستخط نوشتن
prefaced دیباچه نوشتن
noting نت موسیقی نوشتن
notes نت موسیقی نوشتن
note نت موسیقی نوشتن
pen خامه نوشتن
editorialized سرمقاله نوشتن
penned خامه نوشتن
penning خامه نوشتن
editorializes سرمقاله نوشتن
pens خامه نوشتن
editorializing سرمقاله نوشتن
tabling در فهرست نوشتن
tables در فهرست نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
table در فهرست نوشتن
write up به تفصیل نوشتن
rewrite دوباره نوشتن
editorialises سرمقاله نوشتن
itemising به اقلام نوشتن
write-off زود نوشتن
overwrite جای نوشتن
overwrite زیاد نوشتن
overwrite دومرتبه نوشتن
itemised به اقلام نوشتن
autograph دستخط نوشتن
over write جای نوشتن
miswrite اشتباه نوشتن
itemize به اقلام نوشتن
programs برنامه نوشتن
jot با شتاب نوشتن
jots با شتاب نوشتن
poeticize شعر نوشتن
poetize شعر نوشتن
to write out بتفضیل نوشتن
itemized به اقلام نوشتن
write-offs زود نوشتن
read/write head هدخواندن- نوشتن
commentate تقریظ نوشتن
read/write خواندن- نوشتن
commentated تقریظ نوشتن
itemises به اقلام نوشتن
commentates تقریظ نوشتن
r/w خواندن- نوشتن
write off زود نوشتن
wirte only تنها نوشتن
precis خلاصه نوشتن
tired of writing خسته از نوشتن
jotted با شتاب نوشتن
write head نوک نوشتن
penmanship طرز نوشتن
gloss حاشیه نوشتن بر
graphomania شهوت نوشتن
to dip ones pen in gall سخت نوشتن
scribbles باشتاب نوشتن
scribbled باشتاب نوشتن
engross درشت نوشتن
scribble باشتاب نوشتن
elegize قصیده نوشتن
double space یک خط درمیان نوشتن
commentating تقریظ نوشتن
itemizing به اقلام نوشتن
write-up به تفصیل نوشتن
editorialised سرمقاله نوشتن
handwrite بادست نوشتن
graphic وابسته به فن نوشتن
demythologize تفسیر نوشتن
prose نثر نوشتن
inscroll در طومار نوشتن
program برنامه نوشتن
list در فهرست نوشتن
itemizes به اقلام نوشتن
write out به تفصیل نوشتن
allegorize تمثیل نوشتن
scribbling باشتاب نوشتن
invoice فاکتور نوشتن
hyphenate با خط پیوند نوشتن
i am weary of writing از نوشتن خسته
impanel در صورت نوشتن
write-ups به تفصیل نوشتن
capitalising باحروف درشت نوشتن
capitalises باحروف درشت نوشتن
capitalize باحروف درشت نوشتن
misspelt بااملای غلط نوشتن
capitalised باحروف درشت نوشتن
misspells بااملای غلط نوشتن
misspelled بااملای غلط نوشتن
type با ماشین تحریر نوشتن
typed با ماشین تحریر نوشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com