English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English Persian
fantasised به خواب و خیال فرورفتن
fantasises به خواب و خیال فرورفتن
fantasising به خواب و خیال فرورفتن
fantasize به خواب و خیال فرورفتن
fantasized به خواب و خیال فرورفتن
fantasizes به خواب و خیال فرورفتن
fantasizing به خواب و خیال فرورفتن
Other Matches
maya خواب و خیال
wool-gathering خواب و خیال
cloud-cuckoo-land سرزمین خواب و خیال
to d. a way one's time وقت خودرا به خواب و خیال گذراندن
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
founders فرورفتن
foundered فرورفتن
to sinister in فرورفتن
founder فرورفتن
stick فرورفتن
foundering فرورفتن
to go deep in to فرورفتن در
bogs درباتلاق فرورفتن
bog درباتلاق فرورفتن
immersion پوشیدگی فرورفتن در اب
breaking into the ground فرورفتن در زمین
to give way پس رفتن فرورفتن
to stall in mud درگل فرورفتن
gride سوراخ کردن فرورفتن
cover-up در لاک دفاعی فرورفتن
cover-ups در لاک دفاعی فرورفتن
cover up در لاک دفاعی فرورفتن
merge فرورفتن مستهلک شدن
merges فرورفتن مستهلک شدن
dreamier خواب مانند خواب الود
hypnagogic خواب اور خواب کننده
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
hypnogogic خواب اور خواب کننده
morpheus الهه خواب خواب پرور
dreamy خواب مانند خواب الود
dreamiest خواب مانند خواب الود
somnific خواب اور خواب الود
scuba dive فرورفتن غواص به زیر اب باوسایل
introspect بخود امدن درخود فرورفتن
submersible قابل فرورفتن یا فرو بردن درزیر اب
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
dump بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
He is fast asleep. خواب خواب است
duck and drake پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
ducks and drakes پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
phantasy خیال
carefree بی خیال
fancying خیال
whims خیال
fiction خیال
fictions خیال
spectrum خیال
minds خیال
minding خیال
hallucinations خیال
whim خیال
phantasma خیال
notion خیال
notions خیال
wraith خیال
wraiths خیال
hallucination خیال
phantom خیال
phantoms خیال
mind خیال
intention خیال
humouring خیال
humoured خیال
humour خیال
humors خیال
humoring خیال
get off بی خیال شدن
intentions خیال
freewheeling بی خیال
humours خیال
figments خیال
figment خیال
notional خیال
apparitions خیال
apparition خیال
ideologies خیال
ideology خیال
fantasy خیال
fantasies خیال
humored خیال
inapprehensive بی خیال
idealogy خیال
fata morgana خیال
designs خیال
plans خیال
plan خیال
fantasm خیال
design خیال
conceptualization خیال
dump خیال
doubleganger خیال
fancied خیال
fancies خیال
fanciest خیال
fancy خیال
daydreams خیال باطل
think خیال کردن
i intend to stay here خیال دارم که ...
specter خیال وفکر
ideate خیال کردن
ideation خیال اندیشی
reverie خیال واهی
reverie خیال خام
humor خیال مزاح
high flying خیال پرور
high flying بلند خیال
starry-eyed خیال پرور
he changed his mind از ان خیال منصرف شد
going to خیال داشتن
futurism خیال پرستی
forced fantasy خیال فراخوانده
he thought خیال می کرد
supposable خیال کردن
far away پریشان خیال
thinks خیال کردن
reveries خیال واهی
daydreamer خیال باف
abstractedly با پریشانی خیال
revery خیال واهی
absentminded پریشان خیال
puzzleheaded اشفته خیال
impressions عقیده خیال
impression عقیده خیال
chimeras خیال واهی
chimera خیال واهی
Utopia وهم و خیال
revery خیال خام
abstractionism خیال بافی
reveries خیال خام
imaginary وهمی خیال
day dreaming خیال پروری
ghosts جان خیال
cloud castle خیال خام
chimaera خیال واهی
fancy free عاری از خیال
an absurd notion خیال بیهوده
scatter brained پریشان خیال
Utopias وهم و خیال
daydreaming خیال باطل
harebrained بیفکرو خیال
absent پریشان خیال
spectres خیال وفکر
starry eyed خیال پرور
starry-eyed خیال اندیش
whim wham خیال وسواس
deem خیال کردن
thoughts افکار خیال
spectre خیال وفکر
starry eyed خیال اندیش
visions خیال تصور
vision خیال تصور
autism خیال پرستی
imaginative <adj.> خیال آفرین
fanciers خیال باز
fanciers خیال باف
fancier خیال باز
fancier خیال باف
idea فکر خیال
ideas فکر خیال
specters خیال وفکر
uneasy پریشان خیال
deems خیال کردن
flights of fancy بال خیال
absent-minded پریشان خیال
daydream خیال باطل
absent-minded <idiom> فراموش خیال
ghost جان خیال
daydreamed خیال باطل
absent minded پریشان خیال
abstracted پریشان خیال
idealism خیال اندیشی
absent-mindedly پریشان خیال
uneasily پریشان خیال
thought افکار خیال
deemed خیال کردن
sitting duck <idiom> بی خیال نشستن
deeming خیال کردن
simulacrum صورت خیالی خیال
With peace of mind. با آرامش خیال وخاطر
With an easy mind (conscience). با خیال (وجدان ) راحت
illusions خیال باطل وهم
bovarism در هم امیزی خیال و واقعیت
dreamers ادم خیال باف
intending خیال داشتن فهمیدن
intend خیال داشتن فهمیدن
phantasm حاصل خیال ووهم
to space out پریشان خیال شدن
quixote ادم خیال پرست
dreamer ادم خیال باف
intends خیال داشتن فهمیدن
envisioned خیال بافی کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
incogitant بی خیال فارغ البال
gawking بی خیال نگاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com