English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
make way <idiom> به گوشهای رفتن
Other Matches
to niche oneself خود را در گوشهای جا دادن در گوشهای پنهان شدن
angular گوشهای
angulate گوشهای
hexagonal شش گوشهای
corner reflector بازتاباننده گوشهای
corner assembling بست گوشهای
corner solution راه حل گوشهای
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
pentagonal پنج گوشهای
pentadecagon پانزده گوشهای
skew correction تصحیح گوشهای
septangular هفت گوشهای
dogfight کتک کاری در گوشهای
tetragonal system دستگاه چهار گوشهای
tetragonal distortion واپیچش چهار گوشهای
dogfights کتک کاری در گوشهای
lopeared دارای گوشهای اویخته
wurtzite ساختار شش گوشهای روی سولفید
to p one's cap over one's ear کلاه خودراروی گوشهای خودکشیدن
trigonometer اسبابی که با ان سه گوشهای راست گوشه رامیسنجند
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
jackrabbit نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
recede پس رفتن
receded پس رفتن
recedes پس رفتن
receding پس رفتن
short-changes کش رفتن
short-changed کش رفتن
snitching کش رفتن
short-change کش رفتن
snitched کش رفتن
go رفتن
putters ور رفتن
puttering ور رفتن
puttered ور رفتن
putter ور رفتن
pilfer کش رفتن
pilfered کش رفتن
pilfering کش رفتن
pilfers کش رفتن
snitch کش رفتن
shrinks اب رفتن
abstracts کش رفتن
abstracting کش رفتن
snipping کش رفتن
snipped کش رفتن
snip کش رفتن
departures رفتن
departure رفتن
pullback پس رفتن
nim کش رفتن
retire پس رفتن
abstract کش رفتن
shrinking اب رفتن
shrink اب رفتن
goes رفتن
retires پس رفتن
swiped کش رفتن
make off در رفتن
mog رفتن
short-changing کش رفتن
to fall away پس رفتن
to go back ward پس رفتن
go off در رفتن
to go bang در رفتن
fribble ور رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
to go to mess رفتن
to go to the bottom ته رفتن
to hang back پس رفتن
go over به ان سو رفتن
to get over رفتن از
to get one's monkey up از جا در رفتن
to fall short کم رفتن
glom on to کش رفتن
sinks ته رفتن
to flow over سر رفتن
sink ته رفتن
to fly off در رفتن
to foot it رفتن
to get away رفتن
to fall away رفتن
to do out of کش رفتن
to do a guy در رفتن
to make ones getaway در رفتن
betake رفتن
to run off در رفتن
to skirt along the coast رفتن
to sleep fast رفتن
jauk ور رفتن
to take to ones heels در رفتن
to whisk away or off رفتن
snook کش رفتن
swipe کش رفتن
crawls رفتن
bleneh پس رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
hang around ور رفتن
to pair off رفتن
to go backward پس رفتن
retrograde پس رفتن
crawl رفتن
to break loose در رفتن
break loose در رفتن
crawled رفتن
swiping کش رفتن
twiddling ور رفتن
regresses پس رفتن
regressed پس رفتن
regress پس رفتن
admitting رفتن
admits رفتن
admit رفتن
gang رفتن
gangs رفتن
filch کش رفتن
filched کش رفتن
regressing پس رفتن
twiddled ور رفتن
twiddle ور رفتن
meddles ور رفتن
niggles ور رفتن
niggled ور رفتن
niggle ور رفتن
to peter out پس رفتن
meddled ور رفتن
meddle ور رفتن
twiddles ور رفتن
to boil over سر رفتن
filches کش رفتن
hedges در رفتن
retracts تو رفتن
hedge در رفتن
snitches کش رفتن
hedged در رفتن
filching کش رفتن
retract تو رفتن
retracted تو رفتن
going رفتن
To go رفتن
retracting تو رفتن
get the push بیرون رفتن
get about این سو و آن سو رفتن
on the point of going در شرف رفتن
march past رژه رفتن
emaciate تحلیل رفتن
get by پیش رفتن
get off to sleep خواب رفتن
retrogressing پس رفتن برگشت
get out بیرون رفتن
consumes تحلیل رفتن
pass in review رژه رفتن
dogtrot یورتمه رفتن
drop off بخواب رفتن
ease nature سر قدم رفتن
to ease nature سر قدم رفتن
plunges فرو رفتن
file past رژه رفتن
plunges شیرجه رفتن
plunged فرو رفتن
plunged شیرجه رفتن
plunge فرو رفتن
plunge شیرجه رفتن
get about این سو و ان سو رفتن
back off عقب رفتن
pass on پیش رفتن
pass off بیرون رفتن
get ahead پیش رفتن
atrophied تحلیل رفتن
go along همراه رفتن
Mts بالا رفتن
hie بشتاب رفتن
immerge فرو رفتن
inposition به موضع رفتن
aspiring بالا رفتن
Mt بالا رفتن
he was made to go وادار به رفتن شد
traipse راه رفتن
outraging ازجا در رفتن
outrages ازجا در رفتن
jink طفره رفتن
kirk به کلیسا رفتن
outraged ازجا در رفتن
traipsed راه رفتن
light out ناگهان رفتن
traipses راه رفتن
outrage ازجا در رفتن
aspires بالا رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com