English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English Persian
commodity exchange بورس مواداولیه
Other Matches
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock exchnge بورس
bourse بورس
commodity exchange بورس کالا
commodities exchange بورس کالا
bourse مبادله بورس
stock broker کارگزار بورس
stock broker دلال بورس
bourse [in a non-English-speaking country] بورس سهام
stock exchange بورس سهام
in stock <idiom> روی بورس
transaction on change معامله در بورس
bull بورس تصنعی
gamblers بورس باز
gambler بورس باز
speculators بورس باز
speculator بورس باز
stock exchange بورس سهام
stock exchanges بورس سهام
bulls بورس تصنعی
stock exchange بورس اوراق بهادار
bourse [in a non-English-speaking country] بورس اوراق بهادار
bull سفته باز بورس
stock exchange بورس اوراق بهادار
grant بورس تحصیلی یا پژوهشی
stock exchanges بورس اوراق بهادار
grants بورس تحصیلی یا پژوهشی
baltic exchange بازار بورس بالتیک
jobber دلال یاکارگزار بورس
off-market purchases خرید در بیرون از بورس
stock market بورس سهام وارز
bulls سفته باز بورس
stock market بورس کالاهای مختلف
stock markets بورس سهام وارز
stock markets بورس کالاهای مختلف
granted بورس تحصیلی یا پژوهشی
outside [stock exchange] <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
over the counter خارج از بورس فروخته شده
stockbroking دلالی بورس واوراق بهادار
off-market <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
stockbrokerage دلالی بورس واوراق بهادار
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
kerb market [British E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
curb market [American E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
settling days روزهای مشخص تصفیه حسابها در بورس
exchange جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanging جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanges جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanged جای معاملات ارزی و سهامی بورس
outside market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter trading of securities بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter interbank transactions داد و ستد بین بانکی در خارج از بورس
constructive school credit بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
burse بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
traveling fellowship بورس تحصیلی شامل هزینه مسافرت وتحقیقات در خارج از محل خود
bears سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bear سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
stock watering سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com