English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (7 milliseconds)
English Persian
reflector buoy بویه بازتاب
Other Matches
danbuoy بویه علامت گذاری بویه راهنما
buoys بویه
buoying بویه
buoyed بویه
buoy بویه
olfactie بویه
landfall بویه خارجی
bouy jumper بویه گیر
reflector buoy بویه بازتابنده
danger buoy بویه خطر
breeches buoy بویه نجات
telegraph cable buoy بویه کابل
landfalls بویه خارجی
spar buoy بویه میلهای
buoy shackle بخوی بویه
round turn and two half hitches گره بویه
anchor buoy بویه لنگر
anchorage buoy بویه لنگرگاه
dan buoy بویه نشانه
can buoy بویه استوانهای
quarantine buoy بویه قرنطینه
port hand buoy بویه سمت چپ
buoyed بویه دریایی
buoying بویه دریایی
life buoy بویه نجات
buoys بویه دریایی
nun buoy بویه مخروطی
buoy بویه دریایی
mooring buoy بویه مهار
position buoy بویه موقعیت
mooring buoy بویه لنگر
picking up rope سیم بویه گیر
mid channel buoy بویه میان گذرگاه
starboard hand buoy بویه سمت راست
dan layers شناوه بویه گذار
spar buoy بویه تیر مانند
buoy tender ناو بویه گذار
sea buoy بویه طرف دریا
short scope buoy بویه شناور قائم
short scope buoy بویه پایه کوتاه
buoy tender کشتی بویه گذار
buoy pendant زنجیر مهار بویه
dan runner کشتی بویه گذار
middle ground buoy بویه زمین میان گذرگاه
wreck buoy بویه کشتی غرق شده
sonobuoy بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
dan layers شناوه مخصوص کاشتن بویه راهنما
position buoy بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
plantar reflex بازتاب کف پا
reflection بازتاب
reflector بازتاب
echoing بازتاب
echoes بازتاب
echoed بازتاب
echo بازتاب
reflexes بازتاب
reflexion بازتاب
reflectors بازتاب
reflex بازتاب
reflectability بازتاب پذیری
raster شبکه بازتاب
tendon reflex بازتاب وتری
pupillary reflex بازتاب مردمک
prepotent reflex بازتاب غالب
reflexology بازتاب شناسی
plane of reflection صفحه بازتاب
reflection coefficient ضریب بازتاب
reflection grating توری بازتاب
static reflex بازتاب تعادل
righting reflex بازتاب تعادل
reflex arc کمان بازتاب
reflex arc قوس بازتاب
reflex circuit قوس بازتاب
reflex reserve پس مانده بازتاب
reflexogenous zones نواحی بازتاب زا
reflexivity بازتاب پذیری
reflectometer بازتاب سنج
reflectivity بازتاب پذیری
reflection of light بازتاب نور
sucking reflex بازتاب مکیدن
stretch reflex بازتاب کشیدگی
spinal reflex بازتاب نخاعی
salivary reflex بازتاب بزاقی
rossolimo reflex بازتاب روسولیمو
rooting reflex بازتاب گونه
reflection plane صفحه بازتاب
reflex time زمان بازتاب
reflecting بازتاب دادن
reflection angel زاویه بازتاب
babinski reflex بازتاب بابینکسی
background reflection بازتاب زمینهای
bragg reflection بازتاب پراگ
chain reflex بازتاب زنجیرهای
coefficient of reflection ضریب بازتاب
conditioned reflex بازتاب شرطی
cranial reflex بازتاب جمجمهای
angle of reflaction زاویه بازتاب
albedo توان بازتاب
reflects بازتاب دادن
flashback بازتاب اشعه
flashbacks بازتاب اشعه
reflection بازتاب اندیشه
abdominal reflex بازتاب شکمی
achilles jerk بازتاب اشیل
achilles reflex بازتاب اشیل
albedo نمار بازتاب
crossed reflex بازتاب متنافر
law of reflection قانون بازتاب
reflect بازتاب دادن
mass reflex بازتاب کلی
flexion reflex بازتاب خمش
reflection law قانون بازتاب
orientation reflex بازتاب سوگیری
orienting reflex بازتاب سوگیری
ground return بازتاب زمینی
negative movement reflex بازتاب گریز
radio sonobuoy بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
grasping reflex بازتاب چنگ زدن
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
reflects بازتاب یافتن بازتابیدن
phasic stretch reflex بازتاب کشش مرحلهای
reflecting بازتاب یافتن بازتابیدن
unconditioned reflex بازتاب غیر شرطی
reflect بازتاب یافتن بازتابیدن
positive movement reflex بازتاب حرکت گرایشی
cutaneous secretory reflex بازتاب تراوشی پوست
patellar reflex بازتاب پرش زانو
cutaneous pupillary reflex بازتاب پوستی مردمک
consensual eye reflex بازتاب همخوان چشم
reflex latency دوره نهفتگی بازتاب
haab's pupillary reflex بازتاب مردمکی هاب
eye blink reflex بازتاب پلک زدن
blinking reflex بازتاب پلک زدن
startle reflex بازتاب یکه خوردن
knee jerk reflex بازتاب پرش زانو
audi بازتاب دیداری- شنیداری
irreflexive بی خیال بدون بازتاب
bechterev mendel reflex بازتاب بختریف- مندل
mirrors دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirrored دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirror دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
control buoy بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
datum dan buoy علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com