Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
sonobuoy
بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
Other Matches
sea bat
نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
danbuoy
بویه علامت گذاری بویه راهنما
conventional submarine
زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
subroc
موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
bumblebees
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebee
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
audio mixer
میکسر صوتی تلویزیونی مخلوط کننده صوتی
polyphone
جعبه موسیقی حرف دو صوتی یا چند صوتی
sonic boom
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
vocal cords
تارهای صوتی رشتههای صوتی یا اوایی
sonic booms
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
donkey sonar
ردیاب صوتی هلی کوپتر ردیاب صوتی
olfactie
بویه
buoying
بویه
buoy
بویه
buoyed
بویه
buoys
بویه
reflector buoy
بویه بازتاب
position buoy
بویه موقعیت
spar buoy
بویه میلهای
port hand buoy
بویه سمت چپ
quarantine buoy
بویه قرنطینه
reflector buoy
بویه بازتابنده
round turn and two half hitches
گره بویه
landfall
بویه خارجی
breeches buoy
بویه نجات
buoy shackle
بخوی بویه
can buoy
بویه استوانهای
anchor buoy
بویه لنگر
anchorage buoy
بویه لنگرگاه
dan buoy
بویه نشانه
danger buoy
بویه خطر
life buoy
بویه نجات
mooring buoy
بویه لنگر
mooring buoy
بویه مهار
nun buoy
بویه مخروطی
landfalls
بویه خارجی
bouy jumper
بویه گیر
buoyed
بویه دریایی
telegraph cable buoy
بویه کابل
buoy
بویه دریایی
buoys
بویه دریایی
buoying
بویه دریایی
submarine boat
زیردریایی
antisubmarine
ضد زیردریایی
short scope buoy
بویه شناور قائم
dan runner
کشتی بویه گذار
dan layers
شناوه بویه گذار
short scope buoy
بویه پایه کوتاه
sea buoy
بویه طرف دریا
picking up rope
سیم بویه گیر
spar buoy
بویه تیر مانند
buoy tender
کشتی بویه گذار
buoy tender
ناو بویه گذار
starboard hand buoy
بویه سمت راست
mid channel buoy
بویه میان گذرگاه
buoy pendant
زنجیر مهار بویه
torpedoing
موشک ضد زیردریایی
albacore
نوعی زیردریایی
albacore
زیردریایی الباکور
submariner
خدمه زیردریایی
subsurface
زیردریایی زیرابی
sill
پشته زیردریایی
killer submarine
زیردریایی شکاری
tinfish
موشک ضد زیردریایی
sills
پشته زیردریایی
nuke
زیردریایی اتمی
lifeguard submarine
زیردریایی نجات
nukes
زیردریایی اتمی
nuking
زیردریایی اتمی
deep submergence
زیردریایی نجات
aluminaut
زیردریایی الومینیومی
silent running
سکوت زیردریایی
torpedoed
موشک ضد زیردریایی
torpedo
موشک ضد زیردریایی
submarine chaser
ناوچه ضد زیردریایی
antisubmarine barrier
مانع ضد زیردریایی
antisubmarine search
کاوش ضد زیردریایی
antisubmarine torpedo
اژدر ضد زیردریایی
asroc
راکت ضد زیردریایی
astro
اژدر زیردریایی
sqid
خمپاره ضد زیردریایی
torpedoes
موشک ضد زیردریایی
antisubmarine action
مکانیسم ضد زیردریایی
alvin
یک نوع زیردریایی
nuked
زیردریایی اتمی
antisubmarine
مخرب زیردریایی
antisubmarine action
عمل ضد زیردریایی
anti submarine
هواپیمای ضد زیردریایی
wreck buoy
بویه کشتی غرق شده
middle ground buoy
بویه زمین میان گذرگاه
command active sonobuoy system
وسیله اکتشاف زیردریایی
rescue chamber
اطاقک نجات زیردریایی
silent running
حرکت زیردریایی با سکوت
creeping attack
تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
hunting
شکار دشمن یا زیردریایی
submarine
با زیردریایی حمله کردن
submarines
با زیردریایی حمله کردن
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
dan layers
شناوه مخصوص کاشتن بویه راهنما
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
terne
نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
datum time
ساعت تعیین محل زیردریایی
position buoy
بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
magnetic anomaly detection gear
دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
deep submergence
زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
seadata
اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
datum
اثر جذر و مد دریا محل زیردریایی در عمق اب
hoverting
ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
radio sonobuoy
بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
orion
نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
control buoy
بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
hunter killer
نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
vowels
صوتی
vowel
صوتی
sonic
صوتی
acoustic
صوتی
sound powered
صوتی
phonography
صوتی
phonic
صوتی
vocal
صوتی
monaural
یک صوتی
vocals
صوتی
submarine sanctuaries
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
evasive steering
اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
balancing
حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
sound channel
مسیرعبور صوتی
sound bars
نوارهای صوتی
audio range
ناحیه صوتی
phoneme
حرف صوتی
sound frequency
بسامد صوتی
sonic frequency
بسامد صوتی
sound discipline
انضباط صوتی
sound powered telephone
تلفن صوتی
voice recognition
تشخیص صوتی
sounp power
توان صوتی
sound vibration
ارتعاش صوتی
sound probe
گیرنده صوتی
voice response
جواب صوتی
voice synthesis
ترکیب صوتی
audio oscillator
اوسیلاتور صوتی
sound energy
انرژی صوتی
sound powered
وسیله صوتی
sonic depth finder
ژرفایاب صوتی
vocable
کلمه صوتی
phonetic alphabet
الفبای صوتی
phonetic system
سیستم صوتی
vocalic
صدادار صوتی
vocalical
صدادار صوتی
fathometer
سوند صوتی
humming noise
اغتشاش صوتی
vocalization
تلفظ صوتی
hammer box
ضارب صوتی
voice communications
ارتباطات صوتی
tonal scale
مقیاس صوتی
sonic delay line
خط تاخیری صوتی
soundtracks
حاشیهی صوتی
voice output
خروجی صوتی
soundtrack
حاشیهی صوتی
voice mail
پست صوتی
phoneme
صدای صوتی
contrapuntal
چند صوتی
voice input
ورودی صوتی
hammer box
چکش صوتی
sound barrier
مانع صوتی
archer
راکت صوتی
sonar
ردیاب صوتی
acoustic signal
سیگنال صوتی
hums
اغتشاش صوتی
hummed
اغتشاش صوتی
acoustic signal
علامت صوتی
hum
اغتشاش صوتی
acoustic spectrum
طیف صوتی
acoustic sweeping
روبیدن صوتی
sound waves
موج صوتی
archer
موشک صوتی
archers
راکت صوتی
phonology
نظام صوتی
tuning forks
دو شاخه صوتی
acoustic filter
صافی صوتی
tuning fork
دو شاخه صوتی
sonic booms
دیوار صوتی
acoustic intensity
شدت صوتی
acoustic memory
حافظه صوتی
sonic booms
انفجار صوتی
sonic boom
دیوار صوتی
sonic boom
انفجار صوتی
archers
موشک صوتی
acoustic pressure
فشار صوتی
audio frequency amplifier
فزونساز صوتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com