English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
prolapsus بیرون افتادگی
Other Matches
to turn out بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
to strain at a gnat ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
lag پس افتادگی
lagged پس افتادگی
lags پس افتادگی
arrearage پس افتادگی
languor از پا افتادگی
self effacement افتادگی
enthralment افتادگی
retardation پس افتادگی
humility افتادگی
extravasate ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
ejected بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
outward bound عازم بیرون روانه بیرون
ejects بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting بیرون راندن بیرون انداختن
eject بیرون راندن بیرون انداختن
paralysis ازکار افتادگی
cultural lag پس افتادگی فرهنگی
retard time عقب افتادگی
modestly با افتادگی با تواضع
disfiguration ازشکل افتادگی
banality پیش پا افتادگی
overlapping روی هم افتادگی
prolapsus پایین افتادگی
prolapse پایین افتادگی
to humble oneself افتادگی نمودن
pretermission از قلم افتادگی
breakdowns از کار افتادگی
breakdown از کار افتادگی
humbly از روی افتادگی
defeat از شکل افتادگی
disfigurements از شکل افتادگی
social lag پس افتادگی اجتماعی
defeated از شکل افتادگی
defeating از شکل افتادگی
defeats از شکل افتادگی
backwardness عقب افتادگی
omission از قلم افتادگی
disfigurement از شکل افتادگی
omissions از قلم افتادگی
prosiness پیش پا افتادگی
lap seam رویهم افتادگی
forwardness پیش افتادگی
falling of the womb پائین افتادگی
obsolescence ازرواج افتادگی
commonplaceness پیش پا افتادگی
ommission از قلم افتادگی
disfavor از نظر افتادگی
drop out از قلم افتادگی
forward slip پیش افتادگی
impaction گیر افتادگی
disfavour از نظر افتادگی
lead angle زاویه پیش افتادگی
angle of lead زاویه پیش افتادگی
deflections پایین افتادگی واخمش
deflection پایین افتادگی واخمش
lapped زیرکار رویهم افتادگی
downtime مدت از کار افتادگی
lap زیرکار رویهم افتادگی
meekly از روی فروتنی یا افتادگی
retard time زمان عقب افتادگی
down time مدت از کار افتادگی
prosaicness پیش پا افتادگی سادگی
lead of phase پیش افتادگی فاز
missing parts test ازمون افتادگی وار
overlap of distillat curves رویهم افتادگی منحنیهای تقطیر
falling of the womb سقوط کردن پائین افتادگی
leeway عقب افتادگی راه گریز
one-upmanship سبقت یا جلو افتادگی از حریق یا رقیب
sweeny از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف
one upmanship سبقت یا جلو افتادگی از حریق یا رقیب
sweeney ازکار افتادگی یا فلج عضلات کتف
off one's hands بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
forward slip جلو افتادگی لغزش به سمت جلو
advancing پیش افتادن پیش افتادگی
advances پیش افتادن پیش افتادگی
advance پیش افتادن پیش افتادگی
extra terrestrial بیرون از
out- بیرون از
outward bound بیرون رو
outed بیرون از
forth of بیرون از
efferent بیرون بر
outside appearance بیرون
out door بیرون
from the outside از بیرون
off the track بیرون
bakkat به بیرون
outdoor بیرون
forth بیرون از
without بیرون
out <adv.> به بیرون
outsides بیرون
away بیرون
away بیرون از
without بیرون از
out <adv.> بیرون
outwith [Scotish E] <adv.> بیرون [از]
out [of] <adv.> بیرون [از]
from out of town از بیرون [از]
from outside از بیرون [از]
out بیرون از
externals بیرون
external بیرون
abroad بیرون
outside بیرون
out-of- بیرون از
out of بیرون از
outside [of] <adv.> بیرون [از]
ejaculatory بیرون اندازنده
ejection بیرون رانی
ejector بیرون انداز
ejection بیرون اندازی
extruded بیرون انداختن
ejector بیرون کننده
eliminable بیرون کردنی
excommunicative بیرون کننده
exsert بیرون دادن
exserted بیرون امده
extra cranial بیرون ازجمجمه
extra cranial ازجمجمه بیرون
sputtering بیرون اندازی
extra physical بیرون ازقواعدطبیعی
extrauterine بیرون زهدانی
extrorse بیرون برگشته
extroversion برگشتگی به بیرون
expulse بیرون دادن
expulse بیرون انداختن
excurrent بیرون ریزنده
extrude بیرون کشیدن
extrude بیرون امدن
extrude بیرون انداختن
vented بیرون ریختن
spits بیرون پراندن
extra cosmical بیرون ازگیتی
exhalant بیرون دهنده
exhalent بیرون دهنده
pull-outs بیرون امدن
plugs بیرون زدن
clamp بیرون کشیدن
clamped بیرون کشیدن
venting بیرون دادن
venting بیرون ریختن
vented بیرون دادن
vent بیرون دادن
vent بیرون ریختن
clamping بیرون کشیدن
clamps بیرون کشیدن
outgoing بیرون رونده
vents بیرون ریختن
jettison بیرون افکندن
jettisoned بیرون افکندن
plugging بیرون زدن
jettisoning بیرون افکندن
jettisons بیرون افکندن
outflow بیرون ریزی
outflows بیرون ریزی
plug بیرون زدن
vents بیرون دادن
draws بیرون کشیدن
extruding بیرون کشیدن
deferent بیرون برنده
spit بیرون پراندن
draw بیرون کشیدن
draw out بیرون کشیدن از
extruded بیرون کشیدن
efferent رگ بیرون بر وابران
extruded بیرون امدن
effuse بیرون ریختن از
extrudes بیرون انداختن
extrudes بیرون امدن
astir بیرون از بستر
extruding بیرون امدن
extruding بیرون انداختن
bear out بیرون دادن
beyond d. بیرون از حدوصف
beyond one's vision بیرون ازحدبینایی
bring off بیرون بردن
extrudes بیرون کشیدن
egestion بیرون ریزی
extruder بیرون اور
to be derailed از خط بیرون افتادن
to hunt out بیرون کردن
to pack off بیرون کردن
to pass off بیرون رفتن
to pay a way بیرون دادن
to pay away بیرون دادن
to pay off بیرون دادن
to puff out پف پف بیرون امدن
to run out بیرون امدن
to send down بیرون کردن
to set forth بیرون اوردن
to shoot forth بیرون امدن
to go off بیرون رفتن
to give the sack بیرون کردن
to give out بیرون دادن
to bring out بیرون اوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com