Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
outflow
بیرون ریزی
outflows
بیرون ریزی
egestion
بیرون ریزی
Search result with all words
explosion
بیرون ریزی سروصدا
explosions
بیرون ریزی سروصدا
Other Matches
to turn out
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
linear programming
برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
moulting
پر ریزی موی ریزی
planning directive
دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning factor
معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning comission
هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
ejects
بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion
بیرون اندازی بیرون امدگی
ejecting
بیرون راندن بیرون انداختن
ejected
بیرون راندن بیرون انداختن
eject
بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
simplex method
روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
off one's hands
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
planning guidance
راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
gravelling
شن ریزی
deplumation
پر ریزی
foundation
پی ریزی
inpouring
تو ریزی
shrouding
شن ریزی
tininess
ریزی
molt
پر ریزی
schematization
طرح ریزی
rip rap
سنگ ریزی
chumming
طعمه ریزی
actification
سرکه ریزی
concrete work
بتن ریزی
acting out
برون ریزی
suffusion
زیر ریزی
bellfounding
زنگ ریزی
circumfusion
دور ریزی
cast iron
چدن ریزی
libations
ساغر ریزی
libation
ساغر ریزی
retropulsion
درون ریزی
designment
طراح ریزی
programming
برنامه ریزی
modeller
طرح ریزی
grouting
دوغاب ریزی
earthwork
خاک ریزی
placing concrete
بتن ریزی
iron foundry
اهن ریزی
green sand molding
قالب ریزی تر
gravelling
سنگ ریزی
foundation soil
پی ریزی ساختمان
discharge
برون ریزی
discharges
برون ریزی
foundation
پی ریزی اساس
projection
طرح ریزی
projections
طرح ریزی
scheming
طرح ریزی
fineness
ریزی دانه ها
fineness modulus
مدول ریزی
minuteness
ریزی ناچیزی
schematization
برنامه ریزی
bloodbaths
خون ریزی
budgeting
بودجه ریزی
planning
<adj.>
برنامه ریزی
sweating
عرق ریزی
filling
خاک ریزی
planning
طرح ریزی
fillings
خاک ریزی
bloodbath
خون ریزی
perspiration
عرق ریزی
management
برنامه ریزی
managements
برنامه ریزی
sweats
عرق ریزی
sweat
عرق ریزی
evacuation
برون ریزی
projecting
طرح ریزی
modelling
طرح ریزی
foundries
چدن ریزی
foundry
چدن ریزی
casting
چدن ریزی
purge
برون ریزی
effusions
برون ریزی
effusion
برون ریزی
purged
برون ریزی
purges
برون ریزی
landslips
فرو ریزی
landslip
فرو ریزی
macroplanning
برنامه ریزی کلان
plots
طرح ریزی کردن
mold
قالب ریزی کردن
centeralized planning
برنامه ریزی متمرکز
family planning
برنامه ریزی خانواده
plotted
طرح ریزی کردن
sow
مجرای شمش ریزی
centralized planning
برنامه ریزی متمرکز
jettisons
به دریا ریزی محموله
jettisoning
به دریا ریزی محموله
plot
طرح ریزی کردن
career planning
طرح ریزی مشاغل
fineness of lime
نرمی و ریزی اهک
linear programming
برنامه ریزی خطی
adhoc planning
برنامه ریزی روزمره
agricultural planning
برنامه ریزی کشاورزی
educational planning
برنامه ریزی اموزشی
bloodguiltiness
خون ریزی ناحق
imperative planning
برنامه ریزی اجباری
bottom pouring plate
صفحه سری ریزی
gun metal
فلز توپ ریزی
programmed
برنامه ریزی شده
gun bronz
برنز توپ ریزی
schedule
برنامه ریزی کردن
jettisoned
به دریا ریزی محموله
national planning
برنامه ریزی ملی
transfer molding
قالب ریزی انتقالی
consolidated planning
برنامه ریزی تلفیقی
founds
قالب ریزی کردن
found
قالب ریزی کردن
contract scheduling
برنامه ریزی قرارداد
central planning
برنامه ریزی مرکزی
corporate planning
برنامه ریزی شرکت
curriculum development
برنامه ریزی درسی
economic planning
برنامه ریزی اقتصادی
dynamic programming
برنامه ریزی پویا
discharge of affect
برون ریزی هیجانی
ballast
شن ریزی مصالح شکسته
timing
برنامه ریزی زمانی
dietetics
برنامه ریزی غذایی
embank
خاک ریزی کردن
ex ante
برنامه ریزی شده
comprehensive planning
برنامه ریزی جامع
jettison
به دریا ریزی محموله
goal programming
برنامه ریزی ارمانی
scheduled
برنامه ریزی کردن
schedules
برنامه ریزی کردن
contriving
طرح ریزی کردن
contrives
طرح ریزی کردن
sowed
مجرای شمش ریزی
sows
مجرای شمش ریزی
fire planning
طرح ریزی اتش
fineness modulus
مدول نرمی و ریزی
contrived
طرح ریزی کردن
fineness modulus
مدول ریزی و نرمی
contrive
طرح ریزی کردن
financial planning
برنامه ریزی مالی
development planning
برنامه ریزی توسعه
project
طرح ریزی کردن
production planning
برنامه ریزی تولید
projects
طرح ریزی کردن
develops
برنامه ریزی و تولید
develop
برنامه ریزی و تولید
product planning
برنامه ریزی محصولات
projects
کاربرنامه ریزی شده
construct
طرح ریزی کردن
preplanned
طرح ریزی شده
population planning
برنامه ریزی جمعیت
metal
: سنگ ریزی کردن
project
کاربرنامه ریزی شده
planning principles
اصول برنامه ریزی
projected
طرح ریزی کردن
projected
کاربرنامه ریزی شده
planning system
نظام برنامه ریزی
to fill up an excavation
خاک ریزی کردن
system planning
طرح ریزی سیستم
constructed
طرح ریزی کردن
rural planning
برنامه ریزی روستائی
salamander
مجرای شمش ریزی
structures
پی ریزی کردن ساختار
sectoral planning
برنامه ریزی بخشی
seedbed
جای تخم ریزی
structuring
پی ریزی کردن ساختار
stokehold
محل سوخت ریزی
state planning
برنامه ریزی دولتی
road embankment
خاک ریزی جاده
rip par in dam slope
سنگ ریزی در شیب سد
constructing
طرح ریزی کردن
constructs
طرح ریزی کردن
programming methods
روشهای برنامه ریزی
projectable
قابل طرح ریزی
quadratic programming
برنامه ریزی غیرخطی
quantitative programming
برنامه ریزی کمی
structure
پی ریزی کردن ساختار
regional planning
برنامه ریزی منطقهای
social planning
برنامه ریزی اجتماعی
type metal
فلز حروف ریزی
moulds
قالب ریزی کردن
designs
طرح ریزی کردن
outlined
طرح ریزی کردن
outlines
طرح ریزی کردن
design
طرح ریزی کردن
outlining
طرح ریزی کردن
swage
قالب ریزی کردن
molded
قالب ریزی کردن
molds
قالب ریزی کردن
mould
قالب ریزی کردن
personnel development
برنامه ریزی استخدامی
moulded
قالب ریزی کردن
overall planning
برنامه ریزی کلی
optimal planning
برنامه ریزی مطلوب
optimal planning
برنامه ریزی بهینه
plans
برنامه ریزی کردن
outline
طرح ریزی کردن
programs
برنامه ریزی کردن
square away
<idiom>
برنامه ریزی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com