English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (6 milliseconds)
English Persian
oval بیضی تخم مرغی شکل
ovals بیضی تخم مرغی شکل
Search result with all words
ovalize تخم مرغی یا بیضی کردن
Other Matches
ovoid جسم تخم مرغی تخم مرغی شکل
avian مرغی
ellipse تخم مرغی
oviform تخم مرغی
ellipses تخم مرغی
struthous شتر مرغی
oval تخم مرغی
ovate تخم مرغی
ovals تخم مرغی
ovate بیضی
ellipsoid بیضی
elliptic بیضی
scutellate بیضی
oviform بیضی
ellipse بیضی
ellipses بیضی
ovalness شکل تخم مرغی
what kind of a bird is that ? چه جور مرغی است
i wish i were کاش من مرغی بودم
ovally تخم مرغی وار
almond انبار تخم مرغی
vitelline زرده تخم مرغی
ovoidal جسم تخم مرغی
ovoidal تخم مرغی شکل
ovolo فتیله تخم مرغی
ovolo زوار تخم مرغی
egg shaped تخم مرغی شکل
daw مرغی شبیه کلاغ
egg shaped section مقطع تخم مرغی
elliptically به شکل بیضی
subovate تقریبا بیضی
quasi elliptic شبه بیضی
subovate نیمه بیضی
elliptical بیضی شکل
ellipsoid بیضی وار
ovally بشکل بیضی
ellipsoid بیضی گون
elliptical arch طاق بیضی
fenestra ovalis روزنه بیضی
oval window روزنه بیضی
roadrunner مرغی شبیه فاخته تکزاس
fulmar مرغی مانند مرغ طوفان
to piniona bird's wing نوک بال مرغی را چیدن
oval زمین بیضی شکل
ovals زمین بیضی شکل
elliptical roller غلطک بیضی شکل
speedway پیست بیضی اتومبیلرانی
elliptical galaxy کهکشان بیضی گون
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
to get a meat for a bird برای مرغی جفت پیدا کردن
bowtelle [ابزاری با سر محدب و فیتیله تخم مرغی]
cruller کلوچه تخم مرغی سرخ شده
bowtell [ابزاری با سر محدب و فیتیله تخم مرغی]
trammel الت ترسیم بیضی تعدیل
to pounce upon a bird ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
scutum سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
egg position حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
marquize نگین بیضی شکل که از جواهر باشد
briolette نوعی الماس بیضی یا گلابی شکل
pone نان بیضی شکل ارد ذرت
tokay انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
egg bound صفت مرغی که تخم درتخم دانش گشته یاپیچ خورده است
tracked پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
palettes لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
tracks پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
breasted drill مته دستی که ته ان به شکل بیضی است و در سینه شخص قرار می گیرد
palette لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
turtleback لاک پشت هر چیز برجسته بیضی شکل عرشه منحنی عقب یاجلوکشتی
walking ring پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
medallion ترنج [نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
Murghi rugs فرش های مرغی [این طرح در فرش های جنوب ایران بیشتر دیده شده و نمادی از مرغ یا خروس را بصورت شکل هندسی نشان می دهد.]
pendant سر ترنج [کلاله] [سر ترنج را به طرح های دوران صفویه نسبت می دهند و معمولا نقشی از ترنج مرکزی را نشان می دهد و به صورت های مختلف هندسی، بیضی شکل، دایره ای و چند ضلعی بافته می شود.]
table carpet فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com