Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (10 milliseconds)
English
Persian
discourtesy
بی ادبی
irreverence
بی ادبی
churlishness
بی ادبی
clownishness
بی ادبی
impoliteness
بی ادبی
indecorousness
بی ادبی
inurbanity
بی ادبی
lowliness
بی ادبی
misbehaciour
بی ادبی
Search result with all words
dialogue
مکالمات ادبی و دراماتیک
dialogues
مکالمات ادبی و دراماتیک
plagiarism
دزدی ادبی
criticism
نقد ادبی
criticisms
نقد ادبی
piracy
دزدی ادبی
pot boiler
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boiler
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boilers
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
stylist
از نظر سبک ادبی
stylists
از نظر سبک ادبی
renaissance
دوره تجدد ادبی و فرهنگی رنسانس
reviewer
منقد ادبی
reviewers
منقد ادبی
imagery
تشبیه ادبی
exegeses
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegesis
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
pirate
دزد ادبی
pirate
دزدی ادبی کردن
pirated
دزد ادبی
pirated
دزدی ادبی کردن
pirates
دزد ادبی
pirates
دزدی ادبی کردن
pirating
دزد ادبی
pirating
دزدی ادبی کردن
set piece
قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
set pieces
قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
anthologies
گلچین ادبی
anthology
گلچین ادبی
piece
قطعه ادبی یاموسیقی
pieces
قطعه ادبی یاموسیقی
plagiarised
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
criticised
نقد ادبی کردن
criticises
نقد ادبی کردن
criticising
نقد ادبی کردن
criticize
نقد ادبی کردن
criticized
نقد ادبی کردن
criticizes
نقد ادبی کردن
criticizing
نقد ادبی کردن
misbehave
بی ادبی کردن
misbehaved
بی ادبی کردن
misbehaves
بی ادبی کردن
misbehaving
بی ادبی کردن
crib
دزدی ادبی
cribbed
دزدی ادبی
cribbing
دزدی ادبی
cribs
دزدی ادبی
pastiche
تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
pastiches
تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
montage
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
chef d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
chef-d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
chefs-d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
magnum opus
مهمترین اثر ادبی یا هنری
ethic
روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
stylistic
وابسته به انشای ادبی
stylistic
ادبی ادیبانه
slang
واژه عامیانه وغیر ادبی
locus
مثال ادبی
apologia
پوزش ادبی
apologias
پوزش ادبی
local colour
نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
plagiarist
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarist
سارق ادبی
bluestocking
دارای ذوق ادبی
bluestockings
دارای ذوق ادبی
didactic
یاد دهنده ادبی
literary
ادبی
academic
مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی
garland
گلچین ادبی
garlands
گلچین ادبی
sketchbook
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
sketchbooks
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
skit
هجو ادبی
skits
هجو ادبی
gobbet
گلچین ادبی
gobbets
گلچین ادبی
academical
ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
aliterary production
فراورده یا محصول ادبی تالیف
analecta
گلچین ادبی
analecta
قطعات ادبی
analects
گلچین ادبی
analects
قطعات ادبی منتخبات
anthologist
متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
anthologize
گلچین ادبی جمع کردن
architectonic
مربوط به فن معماری یاساختمان اثر ادبی
architectonics
ساختمان اثر ادبی
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
athenaeum
انجمن ادبی انجمن دانش
atheneum
انجمن ادبی انجمن دانش
belletristic
ادبی
classicize
ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
epigone
مقلد اثار ادبی و هنری
Other Matches
literay
ادبی
figure of speech
صنایع ادبی
to misbehave oneself
بی ادبی کردن
plagiarizer
دزد ادبی
moral theology
لاهوت ادبی
miscellanea
جنگ ادبی
literary property
حق مالکیت ادبی
literarily
بطور ادبی
literal interpretation
تفسیر ادبی
florilegium
گلچین ادبی
plagiary
دزدی ادبی
textual critic
نقد ادبی متون
locus classicus
عبارت نمونه ادبی
textual critic
ناقد ادبی منقد
He is courteous ( respectful ).
آدم با ادبی است
textual critic
نقدگر متون ادبی
the desk
کار دفتری یا ادبی یاروحانی
morceau
قطعه ادبی یاموسیقی کوتاه
plagiary
سارق اثار ادبی و هنری دیگران
cool one's heels
<idiom>
به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
sturm und drang
نهضت ادبی رمانتیک المان پس از انقلاب فرانسه
Nothing can excuse such impoliteness.
هیچ عذری برای بی ادبی پذیرفته نیست
neoscholasticism
نهضت ادبی ادبای کاتولیک قرن نوزدهم
locus classicus
مثال ادبی برای توضیح کلمه یاموضوعی
parodist
کسیکه نوشته ادبی راتقلیدکرده بصورت هزل درمیاورد
isagogics
گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
High Renaissance
[سبک معماری دوره رنسانس تا تجدد هنری و ادبی ایتالیا در قرن شانزد میلادی]
metaphrast
کسیکه در تبدیل عبارات ادبی یادرتبدیل نظم به نثریانثربه نظم دست دارد
scholiast
مفسر مفسر اثار ادبی کهن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com