Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
corrective
تادیب کننده اصلاحی
correctives
تادیب کننده اصلاحی
Other Matches
trimmer
تادیب کننده
correctives
اصلاحی
revisional
اصلاحی
reformative
اصلاحی
corrective
اصلاحی
amendatory
اصلاحی
revisory
اصلاحی
corrective maintenance
نگهداشت اصلاحی
qualifying clauses
مواد اصلاحی
intermediatory
اصلاحی مصلحانه
corrective therapy
درمان اصلاحی
remedial statutes
قوانین اصلاحی
corrective maintenance
پشتیبانی اصلاحی
modification order
سفارش اصلاحی
modificatory
اصلاح امیز اصلاحی
cm
نگهداشت اصلاحی aintenance
crackdown
تادیب
chastisement
تادیب
crackdowns
تادیب
correction
تادیب
discipline
تادیب
disciplining
تادیب
disciplines
تادیب
mfm
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
modified frequency modulation recording
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
disciplines
تادیب ترتیب
self castigation
تادیب نفس
to dress down
تادیب کردن
discipline
تادیب کردن
self discipline
تادیب نفس
discipline
تادیب ترتیب
amerce
تادیب کردن
self-discipline
تادیب نفس
disciplining
تادیب کردن
disciplining
تادیب ترتیب
bridewell
تادیب گاه
disciplines
تادیب کردن
simagin's improved variation
واریاسیون اصلاحی سیماگین در دفاع گرونفلد
schools
تادیب یا تربیت کردن
correction
غلط گیری تادیب
school
تادیب یا تربیت کردن
self discipline
انضباط نفس تادیب
riders
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rider
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
stet processus
گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
undisciplined
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
corrects
اصلاح کردن تادیب کردن
correct
اصلاح کردن تادیب کردن
correcting
اصلاح کردن تادیب کردن
upward compatible
اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
fluxing oil
اب کننده
rebutter
رد کننده
refutatory
رد کننده
doer
کننده
refuser
رد کننده
trackers
پی کننده
puffer
پف کننده
hoppers
لی لی کننده
hopper
لی لی کننده
doers
کننده
squasher
له کننده
whisperer
پچ پچ کننده
jaberer
پچ پچ کننده
benders
خم کننده
syncopator
غش کننده
ear-splitting
کر کننده
prattfall
پچ پچ کننده
noncommittal
رد کننده
prater
پچ پچ کننده
solvent
اب کننده
solvents
اب کننده
attacking
تک کننده
commulator
یک سو کننده
refutative
رد کننده
catterer
پچ پچ کننده
bidder
کننده
bender
خم کننده
mauler
له کننده
deflective
کج کننده
filler
پر کننده
skittish
رم کننده
repudiationist
رد کننده
mumbler
من من کننده
swooner
غش کننده
crusher
له کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com