English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English Persian
twilit تاریک وروشن
dusk تاریک وروشن
Search result with all words
astronomical twilight تاریک وروشن نجومی
Twilight . In the dusk of the evening . گرگ ومیش ( تاریک وروشن )
Other Matches
documentary photography عکس واضح وروشن
cts واضح وروشن جهت ارسال
hyperfocal distance نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
blue book کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
lackluster تاریک
subfuscous تاریک
gloomier تاریک
darkest تاریک
aphotic تاریک
darker تاریک
dusky تاریک
dark تاریک
caliginous تاریک
gloomiest تاریک
nighted تاریک
nubilous تاریک
dim تاریک
murk تاریک
dimmed تاریک
dims تاریک
stygian تاریک
pitch dark تاریک
ambiguous تاریک
gloomy تاریک
black holes زندان تاریک
alley way کوچه تاریک
darkrooms تاریک خانه
dusk تاریک نمودن
benighted شب زده تاریک
black hole زندان تاریک
camera obscura تاریک خانه
umbra نقطه تاریک
tenebrous تاریک کننده
tenebrific تاریک کننده
tenebrific تاریک وتیره
somber تاریک غم انگیز
oubliette حبس تاریک
obtenebrate تاریک کردن
duskish اندکی تاریک
duskily تاریک وار
darkle تیره تاریک
darkener تاریک کننده
dark lines خطوط تاریک
electrode dark current جریان تاریک
dark current جریان تاریک
cimmerian فلمانی تاریک
cat eyed تاریک بین
darkens تاریک شدن
dims : کم نور تاریک
darkish نسبتا تاریک
blind تاریک ناپیدا
blinded تاریک ناپیدا
blinds تاریک ناپیدا
overshadowed تاریک کردن
overshadowing تاریک کردن
to grow dark تاریک شدن
overshadows تاریک کردن
darken تاریک شدن
darken تاریک کردن
darkening تاریک شدن
darkens تاریک کردن
gloom تاریک کردن
dimmed : کم نور تاریک
obscurantism تاریک اندیشی
darkroom تاریک خانه
twilight تاریک و روشن
twilight تاریک روشن
overshadow تاریک کردن
sombre تاریک غم انگیز
dim : کم نور تاریک
darkening تاریک کردن
the narrow house خانه تنگ و تاریک
murkilly بطور تاریک یا تیره
faraday dark space فضای تاریک فارادی
dim تاریک تیره کردن
gloaming غروب تاریک و روشن
dims تاریک تیره کردن
In the dark corner of the room . در گوشه تاریک اطاق
dimmed تاریک تیره کردن
nautical twilight تاریک و روشن دریایی
pitchy قیرگون سیاه و تاریک
aphotic stratum لایه تاریک اقیانوس
obfuscate مبهم و تاریک کردن
obfuscation مبهم و تاریک کردن
It is getting dark . هوادارد تاریک می شود
It's too dark. آن خیلی تاریک است.
darken ship تاریک کردن ناو
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
aphotic stratum طبقه تاریک اقیانوس
anode dark space فضای تاریک اند
dimmer تاریک تیره کردن
dimmest تاریک تیره کردن
cathode dark space فضای تاریک کاتد
crookes dark space فضای تاریک کاتد
crookes dark space فضای تاریک هیتورف
dark trace tube لامپ تصویر تاریک
dark trace screen صفحه تصویر تاریک
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
sombrely بطور تاریک یا افسرده
aston dark space فضای تاریک استن
hittorf dark space فضای تاریک هیتورف
hittorf dark space فضای تاریک کاتد
tenebrous تاریک وتیره تاریکی اور
camera obscura اطاقک تاریک جعبه عکاسی
becloud با ابر پوشاندن تاریک کردن
Try to be home before dark. سعی کن قبل از تاریک شدن بیایی منزل
inks مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
ink مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
dusk تیرگی هواهوای تاریک روشن یا گرگ ومیش
The darkest hour is that before the down. <proverb> تاریک ترین لیظه هنگامی است که چیزی به فجر نمانده است .
carpet moth بید فرش که خصوصا در جاهای تاریک و کم نور الیاف پشم فرش را مورد حمله قرار می دهد
obscure تیره کردن تاریک کردن
obscured تیره کردن تاریک کردن
dim تاریک شدن میرا شدن
obscuring تیره کردن تاریک کردن
obscurer تیره کردن تاریک کردن
darker تیره کردن تاریک کردن
obscures تیره کردن تاریک کردن
dark تیره کردن تاریک کردن
obscurest تیره کردن تاریک کردن
dims تاریک شدن میرا شدن
dimmed تاریک شدن میرا شدن
darkest تیره کردن تاریک کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com