Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
neoteric
تازه بدنیا امده
Other Matches
twinborn
دوقلو بدنیا امده
born in the purple
در نازونعمت بدنیا امده
stillborn
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirth
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
new come
تازه امده
inchoate
تازه بوجود امده
to s e the light
بدنیا امدن
secular
وابسته بدنیا
To be born with a silver spoon in ones mouth .
درناز ونعمت بدنیا آمدن
new blood
<idiom>
جان تازه به چیزی دادن ،نیروی تازه یافتن
enactory
دربردارنده مقر رات) تازه برقرارکننده حقوق تازه
new coined
تازه بنیاد تازه سکه زده
newlywed
تازه داماد تازه عروس
hobbledehoy
کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
fordone
از پا در امده
gibbous
بر امده
who came?
که امده
incoming
امده
who came?
کی امده
ridgy
بر امده
landed
فرود امده
projective
جلو امده
saleintiant
بیرون امده
enthetic
ازبیرون امده
exserted
بیرون امده
saleint
بیرون امده
unbred
بدببار امده
underhung
پیش امده
protrusile
جلو امده
protrusive
جلو امده
prognathous
پیش امده
prognathic
پیش امده
worker
ازکار در امده
red-hot
تاب امده
jutting
پیش امده
worked up
ازکار در امده
overdue
دیر امده
overshot
پیش امده
red hot
تاب امده
protractive
جلو امده
protrudent
جلو امده
peregrin or rine
از خارجه امده
exserted
پیش امده
jambs
تیربیرون امده
leavened bread
نان ور امده
aggregate
جمع امده
impassionate
به جنبش امده
get
بدست امده
gets
بدست امده
aggregates
جمع امده
left over
زیاد امده
getting
بدست امده
jamb
تیربیرون امده
in
:رسیده امده
in-
:رسیده امده
exopathic
ازبیرون امده
peregrine
ازخارجه امده مسافر
apogean
از زمین بالا امده
take steps
اقدامات بعمل امده
bay window
پنجره پیش امده
unhandy
مشکل بدست امده
beetle brow
پیشانی پیش امده
bay windows
پنجره پیش امده
you might have come
باید امده باشید
ecstatically
بوجد امده نشئهای
petiolar
از برگدم بیرون امده
self born
از خود بوجود امده
cantilever
تیر پیش امده
projecting jaw
ارواره پیش امده
ecstatic
بوجد امده نشئهای
flange
لبه بیرون امده چرخ
flanges
لبه بیرون امده چرخ
rimrock
لبه بر امده صخره مزبور
lugs
هر عضو جلو امده چیزی
bow windows
پنجره پیش امده کمانی
bow window
پنجره پیش امده کمانی
prognathic
دارای ارواره پیش امده
to run short
زیر short امده است
instances have occurred that
مواردی پیش امده است
prognathous
دارای ارواره پیش امده
his stomach sticks out
شکمش پیش امده است
weather worn
تحت تاثیر هوا در امده
lugged
هر عضو جلو امده چیزی
bucktooth
دندان گراز یا پیش امده
ramus
قسمت بر امده واطاله یافته
extrusive
اخراج کننده بیرون امده
hardly earned money
پول سخت بدست امده
vizor
لبه پیش امده کلاه
lug
هر عضو جلو امده چیزی
lugging
هر عضو جلو امده چیزی
air landed
فرود امده از راه هوا
visors
لبه پیش امده کلاه
venose
دارای رگهای متعددوبر امده
visor
لبه پیش امده کلاه
to t. to account
زیر account امده است
forestage
قسمت جلو امده صحنه نمایش
whyŠthere is the answer
شرط در امده تقریبا معنی میدهد
ill gotten
با وسایل غیر مشروع بدست امده
nook
قطعه زمین پیش امده برامدگی
kid glove
ازلای زرق وبرق بیرون امده
oversailing of facade
قسمت برجسته یا پیش امده بنا
biologic
بدست امده اززیست شناسی عملی
ventricous
بادکرده دارای شکم پیش امده
the bird took its perch
مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
post edit
ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
it is of doubtful proveance
معلوم نیست اصلا از کجا امده است
round-shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
round shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
bay windows
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
ribby
دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
bay window
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
dormer
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
dormers
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
lyophiled
بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
lyophil
بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
industrial wealth
مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
rimrock
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
straight arm
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
prize courts
به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
grilse
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
officinal names of drugs
نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
brown major
براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
catches
ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
odontolite
دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
matriculated students
شاگردانی که ازدبیرستان بیرون امده دردانشگاه نام نویسی میکنند
soever
واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
yardage
تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
apomict
کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
escarpments
پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpment
پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
ventriloquism
سخن گفتن انسان بطوریکه شنونده نداند صدا ازکجابیرون امده
pandects
خلاصه قانون مدنی رم که درسده ششم بفرمان در05جلد امده است
vampires
روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
vampire
روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
lobes
اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobe
اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
margin productivity
نسبت بین محصول بدست امده وعوامل تولیدی که در صرف ایجاد ان شده است
microsoft word
یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مایکروسافت ورد
wind aided
اگر سرعت باد در ساعت بیش از 74/4متر باشد رکورد بدست امده قابل قبول نیست
telling
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
hematogenous
از خون بوجود امده بوسیله خون منتشر شده
flange
لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
brown minor
براون کهتر یا ان براون که زودتر به اموزشگاه امده است
derived information
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
flanges
لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
ventricos
بادکرده شکم دار دارای شکم پیش امده
dewy
تازه
up-to-date
تازه
newer
تازه
new-
تازه
new
تازه
dewiest
تازه
dewier
تازه
newest
تازه
scion
تازه
up to date
تازه
scions
تازه
brand new
تر و تازه
new-laid
تازه
post glacial
تازه
new laid
تازه
new born
تازه
renewed
تازه
the new world
تازه
newfashioned
تازه
newfangled
مد تازه
new fallen
تازه
modern
تازه
fresh-
تازه
inchoative
تازه
younger
تازه
new fashioned
تازه
freshest
تازه
mint a mint condition
تازه تازه
fresh
تازه
greenest
تازه
green
تازه
recent
تازه
young
تازه
red hot
تازه
he is an incarnate fiend
دیوی است که بصورت ادمی در امده است
protrusile
دارای ساختمان جلو امده جلو امدنی
breezy
خنک تازه
rookie
تازه کار
rookies
تازه کار
sucking
تازه کار
new buit
تازه ساز
greener
تازه کار
new blown
تازه شگفته
immigrants
تازه وارد
bride
تازه عروس
newcomers
تازه وارد
freshwater
تازه کار
immigrant
تازه وارد
new comer
تازه وارد
reprint
چاپ تازه
reprinted
چاپ تازه
reprints
چاپ تازه
new employees
کارمندان تازه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com