English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
citizen تبعه یک کشور شهروند
citizens تبعه یک کشور شهروند
Other Matches
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
citizens تبعه
subjects تبعه
subjected تبعه
national تبعه
subjecting تبعه
citizen تبعه
subject تبعه
foreign national تبعه خارجی
Britishers تبعه انگلیس
Britisher تبعه انگلیس
hellene تبعه یونان
vassal هم بیعت بالرد تبعه
vassals هم بیعت بالرد تبعه
citizens شهروند
national شهروند
citizen شهروند
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
senior citizens شهروند سالخورده
senior citizen شهروند سالخورده
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
expatriate شهروند مقیم خارج
expat [colloquial] شهروند مقیم خارج
non-resident citizen [American E] شهروند غیر مقیم
citizen abroad شهروند مقیم خارج
Chicano شهروند امریکایی مکزیکی تبار
Chicanos شهروند امریکایی مکزیکی تبار
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
As the debate unfolds citizens will make up their own minds. در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
stated کشور
realms کشور
stating کشور
states کشور
common wealth کشور
fatherlands کشور
countries کشور
state کشور
nation کشور
nations کشور
realm کشور
soils کشور
soiling کشور
soil کشور
fatherland کشور
state- کشور
territory کشور
land n کشور
territories کشور
country کشور
Nepal کشور نپال
Namibia کشور نامیبیا
New Zealand کشور زلاندنو
Thailand کشور تایلند
Namibia کشور نامیبی
Myanmar کشور میانمار
Nicaragua کشور نیکاراگوا
Czechoslovakia کشور چکوسلواکی
Sudan کشور سودان
Sri Lanka کشور سریلانکا
Somalia کشور سومالی
Singapore کشور سنگاپور
Sierra Leone کشور سیرالئون
fisc خزانه کشور
Oman کشور عمان
Senegal کشور سنگال
Suriname کشور سورینام
Swaziland کشور سوازیلند
Ukraine کشور اوکرانی
department of the enterior وزارت کشور
Uganda کشور اوگاندا
Tunisia کشور تونس
Togo کشور توگو
Tanzania کشور تانزانیا
Egypt کشور مصر
Sweden کشور سوئد
friendly state کشور دوست
friendly state کشور خودی
Rwanda کشور رواندا
Paraguay کشور پاراگوئه
host country کشور میزبان
host nation کشور میزبان
Pakistan کشور پاکستان
independency کشور مستقل
Nigeria کشور نیجریه
Peru کشور پرو
home country کشور اصلی
Qatar کشور قطر
great power کشور با قدرت
Greece کشور یونان
forwarding country کشور فرستنده
high court of دیوانعالی کشور
Portugal کشور پرتغال
Philippines کشور فیلیپین
Holland کشور هلند
Niger کشور نیجر
traitor to one's country خائن به کشور
Cambodia کشور کامبوج
Cameroon کشور کامرون
sending state کشور فرستنده
secretary of state for home affairs وزیر کشور
sea power کشور دریایی
cloud-cuckoo-land کشور پریون
Colombia کشور کلمبیا
Costa Rica کشور کاستاریکا
Cuba کشور کوبا
Djibouti کشور جی بوتی
respublica کشور جمهوری
respublica جمهوری کشور
Ecuador کشور اکوادر
Eire کشور ایرلند
southland کشور نیمروز
Spain کشور اسپانیا
Burma کشور برمه
Albania کشور آلبانی
Andorra کشور آندورا
Angola کشور انگولا
Argentina کشور آرژانتین
theocrat خداوند کشور
the youth of the country جوانان کشور
Bahamas کشور باهاما
the superme court دیوانعالی کشور
the play of europe کشور سویس
Bahrain کشور بحرین
Bangladesh کشور بنگلادش
Belize کشور بلیز
Bhutan کشور بوتان
Botswana کشور بوتسوانا
Fiji کشور فیجی
Finland کشور فنلاند
Gabon کشور گابن
Lesotho کشور لسوتو
Libya کشور لیبی
traitor to the countruy خائن کشور
Luxembourg کشور لوکزامبورگ
Malawi کشور مالاوی
Malaysia کشور مالزی
Liberia کشور لیبریا
Maldives کشور مالدیو
land of the rising sun کشور ژاپن
Mali کشور مالی
Mexico کشور مکزیک
Honduras کشور هندوراس
Korea کشور کره
Mozambique کشور موزامبیک
Laos کشور لائوس
midland داخله کشور
Morocco کشور مغرب
Ghana کشور غنا
Ghana کشور گانا
Great Britain کشور انگلیس
Guatemala کشور گواتمالا
per pais بوسیله کشور
Guyana کشور گیانا
Hungary کشور مجارستان
oversea خارج از کشور
Indonesia کشور اندونزی
ottoman کشور عثمانی
Jamaica کشور جامائیکا
Kenya کشور کنیا
Kiribati کشور کیریباتی
Kuwait کشور کویت
kingdom کشور قلمروپادشاهی
Uruguay کشور اوروگوئه
inland درون کشور
ministry of the interior وزارت کشور
Home Office وزارت کشور
mother country کشور اصلی
abroad خارج از کشور
in this country <adv.> در این کشور
turkey کشور ترکیه
dependency کشور غیرمستقل
dependencies کشور غیرمستقل
in these parts <adv.> در این کشور
turkeys کشور ترکیه
mother countries کشور اصلی
expulsion اخراج از کشور
expulsions اخراج از کشور
nationwide در سرتاسر کشور
treason خیانت به کشور
traitor خائن به کشور
traitors خائن به کشور
bordering country کشور همسایه
neighboring state [American E] کشور همسایه
fairylands کشور پریان
fairyland کشور پریان
Venezuela کشور ونزوئلا
state- جمهوری کشور
stated جمهوری کشور
states جمهوری کشور
stating جمهوری کشور
attack origine کشور اغازکننده تک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com