English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
adventures تجارت مخاطره امیز
Other Matches
aventurous مخاطره طلب مخاطره امیز
adventure تجارت مخاطره آمیز
venturesome مخاطره امیز
perilous مخاطره امیز
riskful مخاطره امیز
perdu ماموریت مخاطره امیز
venture capital سرمایه مخاطره امیز
hazardously بطور مخاطره امیز
riskily بطور مخاطره امیز
perdue ماموریت مخاطره امیز
custom of a trade عادت یک تجارت اصول متداول تجارت
lawmerchant حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
rat race عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
trickiest خدعه امیز مهارت امیز
expostulatory سرزنش امیز تعرض امیز
incriminatory تهمت امیز اتهام امیز
suasive ترغیب امیز تحریک امیز
admonitory نصیحت امیز توبیخ امیز
trickier خدعه امیز مهارت امیز
tricky خدعه امیز مهارت امیز
antagonistic خصومت امیز رقابت امیز
gratulant تهنیت امیز تبریک امیز
menace مخاطره
venturous پر مخاطره
death traps پر مخاطره
death trap پر مخاطره
menaced مخاطره
riskier پر مخاطره
risked مخاطره
riskiest پر مخاطره
risky پر مخاطره
menaces مخاطره
risking مخاطره
hazard مخاطره
hazards مخاطره
hazarding مخاطره
hazarded مخاطره
gadarene در مخاطره
peril مخاطره
perils مخاطره
adventures مخاطره
risks مخاطره
adventure مخاطره
jeopardy مخاطره
risk مخاطره
endangers به مخاطره انداختن
risks به مخاطره انداختن
risked به مخاطره انداختن
adventuress زن مخاطره طلب
riskiness مخاطره امیزی
precarious <adj.> مخاطره آمیز
risk به مخاطره انداختن
risking به مخاطره انداختن
adventures ماجرا مخاطره
at all hazard با هر گونه مخاطره
adventurous مخاطره طلب
safety hazard مخاطره ایمنی
imperil در مخاطره انداختن
imperiled در مخاطره انداختن
imperiling در مخاطره انداختن
imperilled در مخاطره انداختن
imperils در مخاطره انداختن
endanger به مخاطره انداختن
imperilling در مخاطره انداختن
endangered به مخاطره انداختن
endangering به مخاطره انداختن
venture مخاطره معامله قماری
ventures مخاطره معامله قماری
risked مخاطره ریسک خطر
ventured مخاطره معامله قماری
brinkmanship سیاست قبول مخاطره
risking مخاطره ریسک خطر
adventurously باجرات مخاطره طلبی
risks مخاطره ریسک خطر
to run the hazard خودرادرمعرض مخاطره قراردادن
venturing مخاطره معامله قماری
to take مخاطره معامله قماری
risk مخاطره ریسک خطر
to seek adventures مخاطره جویی کردن
hazards اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
hazarding اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
hazard اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
hazarded اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
adventures : درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
adventure درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
to a in باجرات وبابیم مخاطره به جایی داخل شدن
traded تجارت
furriery تجارت خز
trade تجارت
mysteries تجارت
traffic تجارت
trafficking تجارت
business تجارت
commerce تجارت
mystery تجارت
trafficked تجارت
traffics تجارت
businesses تجارت
graphics, business تجارت
merchandise تجارت کردن
unfavorable trade تجارت نامطلوب
unfavorable trade تجارت نامساعد
enterprises تعهد تجارت
enterprise تعهد تجارت
restraint of trade محدودیت تجارت
traditional trade تجارت سنتی
trafficking تجارت غیرقانونی
trade barrier مانع تجارت
refinancing از نو تجارت کردن
refinanced از نو تجارت کردن
merchandies تجارت کردن
refinance از نو تجارت کردن
regional trade تجارت منطقهای
mercantile law قانون تجارت
maritime trade تجارت دریایی
trade deficit کسری تجارت
refinances از نو تجارت کردن
law of the staple حقوق تجارت
law merchant قانون تجارت
law merchant حقوق تجارت
open trade تجارت ازاد
free trade تجارت ازاد
carring trade تجارت داخله
chamber of commerce اطاق تجارت
laissez-faire ازادی تجارت
business موضوع تجارت
chamber of trade اتاق تجارت
business law حقوق تجارت
businesses موضوع تجارت
traffics تجارت غیرقانونی
cabotage تجارت ساحلی
joint adventure تجارت مشترک
traffic تجارت غیرقانونی
trafficked تجارت غیرقانونی
bilateral trade تجارت دوجانبه
internal trade تجارت داخلی
home trade تجارت داخلی
free in trade تجارت ازاد
commercial code قانون تجارت
commercial مربوط به تجارت
chamber of commerce اتاق تجارت
free trader تجارت ازاد
freedom of enterprise ازادی تجارت
freedom of trade ازادی تجارت
commercial law حقوق تجارت
commercialism تجارت گرائی
counter trade تجارت متقابل
internal commerce تجارت داخلی
fair trade تجارت مشروع
fair trade تجارت منصفانه
commercial law قانون تجارت
fair trade تجارت عادلانه
flax trade تجارت کتان
floating trade تجارت دریایی
foreign trade تجارت خارجی
free trade area حوزه تجارت ازاد
commerce معاشرت تجارت کردن
carrying-trade تجارت حمل و نقل
carrying trade تجارت حمل و نقل
carrying business تجارت حمل و نقل
traded تجارت داد و ستد
traded تجارت داد وستد
trade تجارت داد و ستد
trade تجارت داد وستد
mentoring مرشدی [تجارت و بازرگانی]
transport trade تجارت حمل و نقل
transport industry تجارت حمل و نقل
transport business تجارت حمل و نقل
multilateral trade تجارت چند جانبه
international trade تجارت بین الملل
contraband تجارت قاچاق یاممنوع
free enterprise تجارت ومعامله ازاد
visibles اقلام مرئی تجارت
balance of foreign trade تراز تجارت خارجی
automobile trade صنعت یا تجارت اتومبیل
free trade area منطقه تجارت ازاد
free enterprise system نظام تجارت ازاد
traffics تجارت هدایت شده
trafficking تجارت هدایت شده
shipping trade تجارت حمل و نقل
invisible trade تجارت غیرقابل رویت
invisible items of trade اقلام نامرئی تجارت
downtown مرکز تجارت شهر
gains from trade منافع حاصل از تجارت
traffic تجارت هدایت شده
international trade تجارت بین المللی
trade magazine مجله تخصصی تجارت
trafficked تجارت هدایت شده
It is both pilgrimage and commerce. <proverb> هم زیارت است هم تجارت .
aids to trade خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
copartner سهیم وشریک در تجارت وغیره
multilateral trade تجارت باچند کشور در ان واحد
interstate commerce commission کمیسیون تجارت بین ایالات
barter away تجارت یا معامله پایاپای کردن
commercial center [American] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail park مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com