English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
premonitory تحذیر کننده برحذر دارنده
Other Matches
incarcerator توقیف کننده نگاه دارنده
premonish قبلا برحذر داشتن
premonitions برحذر داشتن فکر قبلی
premonition برحذر داشتن فکر قبلی
warnings تحذیر
premonitions تحذیر
premonition تحذیر
warning تحذیر
prenotion تحذیر
prevision تحذیر
determent تحذیر
owners دارنده
holder دارنده
holders دارنده
owner دارنده
licencee دارنده پروانه
licencee دارنده جواز
licensees دارنده پروانه
licensee دارنده مجوز
licensee دارنده پروانه
policy holder دارنده بیمه
bid holder دارنده ضمانتنامه
termor دارنده حق عمری
termor دارنده حق رقبی
interdictive باز دارنده
This page owner دارنده این برگه
vociferator اعلام دارنده
licensees دارنده مجوز
upholders نگاه دارنده
holder دارنده برات
enactive مقرر دارنده
bona fide holder دارنده مجاز
holders نگاه دارنده
upholder نگاه دارنده
promulgator اعلام دارنده
holders دارنده برات
licentiate دارنده پروانه
promulgation اعلام دارنده
stater افهار دارنده
holder نگاه دارنده
strait jacket روپوش باز دارنده
policy holder دارنده بیمه نامه
strait jackets روپوش باز دارنده
loan holder دارنده سهام وام
letterman دارنده معرفی نامه
having بدست اوردن دارنده
have بدست اوردن دارنده
stabilizer ثابت نگه دارنده
key concrete بتن نگاه دارنده
title دارنده عنوان قهرمانی
world record holder دارنده رکورد جهانی
stabilisers ثابت نگه دارنده
titles دارنده عنوان قهرمانی
annuitant دریافت دارنده مقرری سالانه
licensees صاحب جواز دارنده پروانه
licensee صاحب جواز دارنده پروانه
celebrator نگاه دارنده جشن و عید
mealy mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
mealy-mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
fund holder دارنده سهام قرضه دولتی
rentlen دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
irredeemable paper money پول کاغذی که دارنده ان نتواندهرگاه بخواهدانرا نقدسازد
high goal polo چوگان بین تیمهای دارنده 91امتیاز تعادلی یا بیشتر
bondholder دارای صاحب سهام قرضه دارنده وثیقه یاکفالت
blank endorsement حواله سفید مهر که مقداروجه ان قیدنشده وقابل پرداخت به دارنده است
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
presentment ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
share holder دارنده سهام صاحب سهام
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
mitigative کم کننده
deflective کج کننده
fillet پر کننده
filleted پر کننده
mitigatory کم کننده
fillets پر کننده
refuser رد کننده
filleting پر کننده
refutatory رد کننده
fizzy کف کننده
syncopator غش کننده
deletive حک کننده
surfy کف کننده
hopper لی لی کننده
hoppers لی لی کننده
repudiationist رد کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com