English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
economic analysis تحلیل اقتصادی
Search result with all words
dynamic analisis تجزیه و تحلیل پویای اقتصادی
dynamic analisis تجزیه و تحلیل وقایع اقتصادی با در نظرگرفتن تغییرات گذشته و حال و احتمالا" اینده
mathematical school مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
Other Matches
e c e کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
economic aggregates مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
economic liberalism مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
economic imperialism جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
business cycle دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
quarterly journal of economics مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
cost benefit analysis تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
economic and social council شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
autarky خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
crater analysis تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
analyst تحلیل گر
resolution تحلیل
resolutions تحلیل
marasmic تحلیل رو
erosion تحلیل
comsumption تحلیل
analysis تحلیل
absorbency تحلیل
analysts تحلیل گر
analyzer تحلیل گر
corrosion تحلیل
fault analysis تحلیل عیب
ego analysis تحلیل خود
emaciate تحلیل رفتن
factor analysis تحلیل عاملی
fiddle away تحلیل بردن
solvency تحلیل بردنی
system analysis تحلیل سازگان
consumptible تحلیل رفتنی
blind analysis تحلیل بی نام
benefit cost analysis تحلیل فایده
analyzer تحلیل کننده
analysis of variance تحلیل پراکنش
analysis of variance تحلیل واریانس
analysis of covariance تحلیل هم پراکنش
analysand تحلیل شونده
analitics علم تحلیل
active analysis تحلیل فعال
activity analysis تحلیل فعالیت
pulled تحلیل رفته
muscular dystrophy تحلیل عضلانی
case analysis تحلیل مورد
character analysis تحلیل منش
dynamic analysis تحلیل دینامیک
dynamic analysis تحلیل پویا
direct analysis تحلیل رهنمودی
die down تحلیل رفتن
depth analysis تحلیل عمقی
data analysis تحلیل داده ها
existential analysis تحلیل وجودی
daseinanalyse تحلیل وجودی
criterion analysis تحلیل ملاک
corrodible تحلیل رفتنی
content analysis تحلیل محتوا
cluster analysis تحلیل خوشهای
psychoanalysis تحلیل روانی
system analysis تحلیل سیستم
syntactical analysis تحلیل ترکیبی
syntactical analysis تحلیل نحوی
strode analysis تحلیل ضربهای
statistical analysis تحلیل اماری
static analysis تحلیل استاتیک
static analysis تحلیل ایستا
stability analysis تحلیل ثبات
sales analysis تحلیل فروش
resolutive تحلیل برنده
research and analysis تجزیه و تحلیل
regression analysis تحلیل برگشت
regression analysis تحلیل رگرسیون
system analyst تحلیل گر سیستم
wearing تحلیل برنده
vector analysis تحلیل برداری
variance analysis تحلیل واریانس
value analysis تحلیل ارزش
two way analysis تحلیل دو عاملی
trend analysis تحلیل روند
task analysis تحلیل تکلیف
systems analyzer تحلیل گر سیستم
systems analysis تحلیل سیستم ها
systems analysis تحلیل سیستم
systems analyst تحلیل گر سیستم
quantitative analysis تحلیل مقداری
quantitative analysis تحلیل کمی
lexical analysis تحلیل لغوی
job analysis تحلیل شغلی
item analysis تحلیل پرسش
indifference analysis تحلیل بی تفاوتی
incorrodible غیرقابل تحلیل
income analysis تحلیل درامد
transactional analysis تحلیل تبادلی
incide تحلیل بردنlooper
hypnoanalysis تحلیل هیپنوتیسمی
handwriting analysis تحلیل دستخط
group analysis تحلیل گروه
graphic analysis تحلیل نگارهای
lithotripsy خردسازی یا تحلیل
logic analysis تحلیل منطقی
qualitative analysis تحلیل کیفی
purchasing analyst تحلیل گر خرید
prosternation تحلیل نیرو
profile analysis تحلیل نیمرخ
probability analysis تحلیل احتمالات
path analysis تحلیل مسیر
operation analysis تحلیل عملکرد
network analysis تحلیل شبکه
narcoanalysis تحلیل تخدیری
motion analysis تحلیل حرکات
mental analysis تحلیل ذهنی
marginal analysis تحلیل نهائی
lysis تحلیل کافتن
frequency analysis تحلیل بسامدی
undermine تحلیل بردن
atrophying تحلیل رفتن
assimilates تحلیل رفتن
consumptive تحلیل رفته
assimilated تحلیل رفتن
consumptives تحلیل رفته
assimilate تحلیل رفتن
dwindles تحلیل رفتن
consumed تحلیل رفتن
analyses تحلیل کردن
analyse تحلیل کردن
assimilating تحلیل رفتن
analysed تحلیل کردن
consume تحلیل رفتن
analyzing تحلیل کردن
undermines تحلیل بردن
analyzes تحلیل کردن
analyzed تحلیل کردن
undermined تحلیل بردن
dwindled تحلیل رفتن
dwindle تحلیل رفتن
eats تحلیل رفتن
eat تحلیل رفتن
analysing تحلیل کردن
analysis تحلیل جداگری
atrophies تحلیل رفتن
stubs تحلیل بردن
stubbed تحلیل بردن
stubbing تحلیل بردن
stub تحلیل بردن
atrophied تحلیل رفتن
exhausted تحلیل رفته
erosion تحلیل تدریجی
dwindling تحلیل رفتن
consumes تحلیل رفتن
analysis تجزیه و تحلیل
analysis تحلیل کاوش
atrophy تحلیل رفتن
cost analysis تجزیه و تحلیل قیمت
cryptanalysis تجزیه و تحلیل رمز
atrophy تحلیل رفتگی اتروفی
cost analysis تجزیه و تحلیل هزینه
x ray analysis تحلیل پرتو ایکس
what if analysis تحلیل شرط و جزا
dataflow analysis تجزیه و تحلیل داده
deliescence تحلیل ناگهانی اماس
atrophied تحلیل رفتگی اتروفی
depth psychology تجزیه و تحلیل روانی
wear off تدریجا تحلیل رفتن
national income analysis تحلیل درامد ملی
critical path analysis تحلیل مسیر بحرانی
atrophies تحلیل رفتگی اتروفی
data base analyst تحلیل گر پایگاه داده
cost benefit analysis تحلیل هزینه و منفعت
differential analyzer تحلیل کننده تفاضلی
error analysis تجزیه و تحلیل خطا
harmonic analysis تحلیل توافقی یاتصاعدتوافقی
hemolysis تحلیل گویچههای قرمز
partial equilibrium analysis تحلیل تعادل جزئی
operations analysis تجزیه و تحلیل عملیات
o technique تحلیل عوامل زمانی
numerical analysis تجزیه و تحلیل عددی
network analyser تحلیل کننده شبکه
interindustry analysis تحلیل بین الصنایع
multivariate analysis تحلیل چند متغیری
job analysis تجزیه و تحلیل شغل
multi variate analysis تحلیل چند متغیره
job analysis تجزیه و تحلیل مشاغل
program analyzer تحلیل کننده برنامه
programmer analyst برنامه نویس / تحلیل گر
time series analysis تحلیل سریهای زمانی
thermolytic وابسته به تحلیل گرما
thermolysis تحلیل حرارت بدن
static analysis تجزیه و تحلیل ایستا
problem analysis تجزیه و تحلیل مسئله
short run analysis تحلیل کوتاه مدت
resoluble تحلیل رفتنی حل شدنی
regression analysis تجزیه و تحلیل رگرسیون
factor analysis تجزیه و تحلیل عوامل
washed up بکلی تحلیل رفته
logic analyzer تحلیل کننده منطقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com