English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
benching تختک خاکی پله بندی
Other Matches
couchette تختک
couchettes تختک
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
assault craft ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
antiamphibious minefield میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
amphibious task group گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
embankment سد خاکی
amphibious اب خاکی
earthy خاکی
earth-bound خاکی
worldly خاکی
earth fill dam سد خاکی
mundane خاکی
embankments سد خاکی
earthen خاکی
earth dam سد خاکی
terrene خاکی
tellurian خاکی
amphibious pack تک اب خاکی
embankment dam سد خاکی
dust colour خاکی
wood louse خر خاکی
earthly خاکی
earthborn خاکی
terrestrial خاکی
edaphic خاکی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording جمله بندی کلمه بندی
classification طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineaments طرح بندی صورت بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
amphibious operation عملیات اب خاکی
mold etc خاکی کردن
amphibious tank تانک اب خاکی
amphibious reconnaissance شناسایی اب خاکی
milliped جنس خر خاکی
border پشته خاکی
landing party گروه اب خاکی
soil خاکی کردن
bordered پشته خاکی
soiling خاکی کردن
soils خاکی کردن
ground ivy پاپیتال خاکی
bordering پشته خاکی
milleped جنس خر خاکی
amphibious lift ترابری اب و خاکی
amphibious pack بارهای اب خاکی
landing forces قوای اب خاکی
dust color رنگ خاکی
angleworm کرم خاکی
lobworm کرم خاکی
adaphic organism زیستمند خاکی
alkaline earth قلیایی خاکی
homogeneous earth dam سد خاکی همگن
amphibious vehicle خودروی اب خاکی
amphibious transport ship ترابر اب خاکی
terrestrial زمین خاکی
amphibious force نیروی اب خاکی
earthwork ختل خاکی
pulverulence حالت خاکی
embankment دیوار خاکی
vallation دیوار خاکی
vault formed in the earth طاق خاکی
earthworks عملیات خاکی
earth dam بند خاکی
embankments دیوار خاکی
warping tug یدک کش اب خاکی
dew worm کرم خاکی
rain worm کرم خاکی
earthiness خاکی بودن
earthiness طبیعت خاکی
dun سمند خاکی
earth work کارهای خاکی
earth road راه خاکی
earethliness خاکی بودن
zoned earth dam سد خاکی ناهمگن
earth born خاکی فانی
amphibious خاکی و ابی
amphibian وسیله اب و خاکی
khaki خاکی رنگ
amphibian هواپیمای اب و خاکی
earthworms کرم خاکی
earthworm کرم خاکی
earth work عملیات خاکی
staging تمرین اب خاکی
fuse plug سرریز خاکی
geophyte گیاه خاکی
amphibian ابی خاکی
semiterrestrial نیمه خاکی
terricolous خاکزی خاکی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
man of mould انسان خاکی یا فانی
amphibious control group گروه کنترل اب خاکی
landing ship dock اسکله فرود اب خاکی
amphibious lift حمل ونقل اب خاکی
amphibious demonstration عملیات نمایشی اب خاکی
amphibious demonstration عملیات اب خاکی نمایشی
amphibious assault ship ناومخصوص هجوم اب و خاکی
shouldering دو طرف خاکی جاده
shoulders دو طرف خاکی جاده
verges شانه خاکی جاده
vale زمین جهان خاکی
vales زمین جهان خاکی
landing threshold استانه فرود اب خاکی
shoulder دو طرف خاکی جاده
boat team تیم قایق اب خاکی
verge شانه خاکی جاده
navvy کارگر کارهای خاکی
navvies کارگر کارهای خاکی
advance force نیروی جلودار اب خاکی
joint amphibious operations عملیات مشترک اب خاکی
alkaline earth metal فلز قلیایی خاکی
alkaline earth oxide فلز قلیایی خاکی
amphibian floats شناورهای ابی خاکی
amphibious assault ship ناو هجومی اب و خاکی
shouldered دو طرف خاکی جاده
amphibious transport dock ناومخصوص ترابری اب خاکی
brandling یکجور کرم خاکی
assault ships ناوهای هجومی اب خاکی
beach party گروه پیشرو اب خاکی
benching جان پناه خاکی
borrow area محل قرضه سد خاکی
establishing authority فرماندهی نیروهای اب خاکی
amphibious tractor خودروشنی دار اب خاکی
amphibious task force گروه رزمی اب خاکی
amphibious striking forces نیروهای ضربتی اب خاکی
amphibious squadron گردان عملیات اب خاکی
tractor قایق اب خاکی شنی دار
initiating directive دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
tractors قایق اب خاکی شنی دار
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
earthworks خاک کاری کارهای خاکی
landing vehicle خود روشنی دار اب خاکی
good مسیر خاکی مرطوب و محکم
landing threshold نقطه شروع عملیات اب خاکی
barbette تپههای خاکی که توپها را بر ان قرارمیدهند
agc ناو فرماندهی نیروی اب خاکی
amphibious transport dock ناو حمل و نقل اب خاکی
non cohesive soil خاکی که فاقد چسبندگی باشد
establishing authority مقام مسئول نیروهای اب خاکی
amphibious command ship ناو فرماندهی عملیات اب خاکی
What on earth shall I do now? حالاچه خاکی بسرم بریزم ؟
curf خاکی که اجر از ان تهیه میشود
scraper یکی از ماشینهای عملیات خاکی
pay dirt <idiom> زیر خاکی پیدا کردن
khaki لباس کار خاکی رنگ
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
apotheosis رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
causeways راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
boat team تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
causeway راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
amphibious vehicle availability table جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
assault shipping ترابری دریایی در عملیات هجومی اب خاکی
serial سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
serials سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
shore party گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
apotheoses رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
fuller's earth خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
boat diagram دیاگرام محل قایقها درعملیات هجومی اب خاکی
extraterrestrials بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
assault area diagram نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
tine دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
extraterrestrial بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
attack transport ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
range markers علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
jahemmy جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
mounting area منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
beach master افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
molehill توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
molehills توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
sea echelon بخشی از ناوهای هجومی که در عملیات اب خاکی در دریاباقی می ماند
aeolian soil خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
windrow تل خاکی که هنگام کارماشینهای راه سازی در کنارجاده تشکیل میشود
transfer berth دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
transfer area در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
touchdown درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
tac log group گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
touchdowns درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com