Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
brush discharge
تخلیه جارویی
Other Matches
guinea corn
ذرت جارویی
swept-back wing
بالدم جارویی
cargo outturn message
پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation
تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
clearing
تخلیه محل تخلیه بیماران
clearings
تخلیه محل تخلیه بیماران
aeromedical unit
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
cargo outturn report
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
LSD
تخلیه
depletion
تخلیه
exhaust
تخلیه
unstuffing
تخلیه
disembarkation
تخلیه
emptying
تخلیه
evacuation
تخلیه
discharged
تخلیه
evacuating
تخلیه
exhausts
تخلیه
unloading
تخلیه
evacuates
تخلیه
evacuated
تخلیه
landing, storage, delivery
تخلیه
evacuate
تخلیه
discharge
تخلیه
discharges
تخلیه
stripping
تخلیه
discharging wharf
اسکله تخلیه
discharging berth
اسکله تخلیه
discharger of a capacitor
تخلیه خازن
defecation
تخلیه شکم
discharge voltage
ولتاژ تخلیه
discharge velocity
سرعت تخلیه
cooling water discharge
تخلیه اب سرد
disruptive discharge
تخلیه جرقهای
corollary discharge
تخلیه تبعی
disembarkation
تخلیه کردن
electric discharge
تخلیه الکتریکی
education pipe
لوله تخلیه
discharge gate
دریچه تخلیه
drain plug
پیچ تخلیه
corona discharge
تخلیه الکتریکی
corona discharge
تخلیه کورونا
electrical discharge
تخلیه برقی
discharge valve
سوپاپ تخلیه
debarkation net
تور تخلیه
discharge end
محل تخلیه
discharge end
سمت تخلیه
discharge currect
جریان تخلیه
discharge conveyor
نوار تخلیه
discharge cock
شیر تخلیه
discharge chute
سرسره تخلیه
depletion zone
ناحیه تخلیه
depletion layer
ناحیه تخلیه
discahrge pipe
لوله تخلیه
discharge head
ارتفاع تخلیه
depletion barrier
ناحیه تخلیه
discharge spout
ناودانه ی تخلیه
dejecta
تخلیه مدفوع
discharge resistance
مقاومت تخلیه
discharge recorder
تخلیه نگار
discharge opening
مجرای تخلیه
depletion area
ناحیه تخلیه
discharge opening
راهگاه تخلیه
discharge of chips
تخلیه براده ها
discharge nozzle
فواره تخلیه
drain cock
لوله تخلیه
clearing out
[of a place]
تخلیه
[فضایی]
tipper
تخلیه کننده
surging discharge
تخلیه نوشی
sluiceway
دهانه تخلیه
site clearance
تخلیه کارگاه
self maintained discharge
تخلیه ناوابسته
rotary discharger
تخلیه گر گردان
roll on/roll off
بارگیری- تخلیه
road clearance
تخلیه جاده
residual discharge
تخلیه مانده
relief well
چاه تخلیه
point discharge
تخلیه نقطهای
impulse discharge
تخلیه ضربهای
high rate discharge
تخلیه شدید
to offload
تخلیه کردن
glow discharge
تخلیه تابنده
glow discharge
تخلیه تابناک
flaming discharge
تخلیه مشتعل
exhaust stroke
مرحله تخلیه
exhaust chute
ناودان تخلیه
evacuant
تخلیه کننده
escape channel
مجرای تخلیه اب
electrostatic discharge
تخلیه الکتروستاتیکی
internal discharge
تخلیه داخلی
lightning discharge
تخلیه اتمسفری
ozone depletion
تخلیه اوزون
undulatory discharge
تخلیه مواج
oscillating discharge
تخلیه مواج
non self maintained discharge
تخلیه وابسته
neural discharge
تخلیه عصبی
medical recovery
تخلیه پزشکی
medical evacuation
تخلیه بیماران
medical evacuation
تخلیه پزشکی
medical evacuation
تخلیه بهداری
main discharge
تخلیه اصلی
lightning discharge current
جریان تخلیه
electron discharge
تخلیه الکترونها
drain
تخلیه کردن
sluice
دریچه تخلیه
discharges
تخلیه بار
drains
تخلیه کردن
disembark
تخلیه کردن
discharges
تخلیه الکتریکی
catharsis
تخلیه هیجانی
vacating
تخلیه کردن
abreaction
تخلیه هیجانی
evacuated
تخلیه کردن
air evacuation
تخلیه هوایی
discharge
تخلیه بار
sluiced
دریچه تخلیه
sluices
دریچه تخلیه
evacuating
تخلیه کردن
vacate
تخلیه کردن
vacated
تخلیه کردن
vacates
تخلیه کردن
unload
تخلیه کردن
unloaded
تخلیه کردن
evacuates
تخلیه کردن
draining
تخلیه کردن
evacuate
تخلیه کردن
area evacuation
تخلیه منطقهای
blow off
شیر تخلیه
drained
تخلیه کردن
roll-on/roll-off
بارگیری- تخلیه
unloads
تخلیه کردن
discharge pressure
فشار تخلیه
disembarked
تخلیه کردن
disembarking
تخلیه کردن
disembarks
تخلیه کردن
discharge
تخلیه الکتریکی
bank sluice
دریچه تخلیه
quit
تخلیه خانه
battlefield evacuation
تخلیه پزشکی
depopulation
تخلیه جمعیت
quitting
تخلیه خانه
coefficient of discharge
ضریب تخلیه
chain of evacuation
سیستم تخلیه
stevedores
متصدی بارگیری و تخلیه
second townsend discharge
تخلیه دوم تاونزند
defecate
تخلیه کردن شکم
high frequency discharge
تخلیه فرکانس بالا
overdischarge of battery
تخلیه فرساینده باتری
glow discharge lamp
لامپ تخلیه کنتاکتی
gas filled tube
لامپ تخلیه گازی
defecating
تخلیه کردن شکم
gas discharge relay
رله تخلیه گازی
gas exhauster
تخلیه کننده گاز
stevedore
متصدی بارگیری و تخلیه
evacuating
تخلیه مزاج کردن
road clearance
تخلیه کردن جاده
defecated
تخلیه کردن شکم
tail escape
نهر تخلیه انتهائی
oil drain cock
شیر تخلیه روغن
local action
تخلیه موضعی باتری
evacuate
تخلیه مزاج کردن
landing order
اجازه تخلیه بار
main gap
فاصله تخلیه اصلی
silt ejector
تخلیه کننده رسوب
defecates
تخلیه کردن شکم
sediment escape
ساختمانهای تخلیه و شستشو
normal glow discharge
تخلیه تابناک متعارف
internal discharge
تخلیه جزیی داخلی
landing weight
وزن با هنگام تخلیه
incandescent cathode discharge
تخلیه کاتد ملتهب
inbound cargo
کالای تخلیه نشده
semi self maintained discharge
تخلیه نیم وابسته
implusive discharge
تخلیه غیر متناوب
evacuates
تخلیه مزاج کردن
oil drain plug
توپی تخلیه روغن
low pressure discharge
تخلیه ی فشار ضعیف
gas discharge arrester
برقگیر تخلیه گازی
clearing station
پست تخلیه بیماران
discharge capacity
فرفیت تخلیه بارانداز
evacuated
تخلیه مزاج کردن
automatic tipper
تخلیه کننده خودکار
discharge
شلیک عصبی تخلیه
discharge
اخراج تخلیه الکتریکی
aeromedical evacuation
تخلیه پزشکی هوایی
abnormal glow discharge
تخلیه تابناک نامتعارف
discharge capacity
فرفیت تخلیه بار
clearing station
ایستگاه تخلیه بیماران
diffusion
تخلیه کردن بافشار
corona discharge current
جریان تخلیه کورونا
clearance capacity
فرفیت تخلیه بار
degasify
تخلیه کردن گاز
unloading takes place in ...
بار در ... تخلیه می شود.
discharges
شلیک عصبی تخلیه
gas discharge lamp
لامپ تخلیه گازی
electric discharge lamp
لامپ تخلیه الکتریکی
luminous discharge lamp
لامپ تخلیه الکتریکی
discharges
اخراج تخلیه الکتریکی
evacuation policy
روش تخلیه پزشکی
y valve
شیر تخلیه روغن
exhaust system
سیستم تخلیه دود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com