Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English
Persian
clearing
تخلیه محل تخلیه بیماران
clearings
تخلیه محل تخلیه بیماران
Search result with all words
evacuee
بیماران تخلیه شده پزشکی
evacuees
بیماران تخلیه شده پزشکی
clearing station
ایستگاه تخلیه بیماران
clearing station
پست تخلیه بیماران
medical evacuation
تخلیه بیماران
Other Matches
cargo outturn message
پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation
تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
aeromedical unit
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
cargo outturn report
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
unstuffing
تخلیه
exhausts
تخلیه
depletion
تخلیه
disembarkation
تخلیه
stripping
تخلیه
evacuate
تخلیه
evacuated
تخلیه
evacuates
تخلیه
unloading
تخلیه
exhaust
تخلیه
evacuation
تخلیه
discharged
تخلیه
landing, storage, delivery
تخلیه
evacuating
تخلیه
LSD
تخلیه
emptying
تخلیه
discharges
تخلیه
discharge
تخلیه
electrical discharge
تخلیه برقی
exhaust stroke
مرحله تخلیه
cooling water discharge
تخلیه اب سرد
lightning discharge
تخلیه اتمسفری
coefficient of discharge
ضریب تخلیه
chain of evacuation
سیستم تخلیه
flaming discharge
تخلیه مشتعل
lightning discharge current
جریان تخلیه
education pipe
لوله تخلیه
electric discharge
تخلیه الکتریکی
corollary discharge
تخلیه تبعی
electron discharge
تخلیه الکترونها
evacuant
تخلیه کننده
non self maintained discharge
تخلیه وابسته
battlefield evacuation
تخلیه پزشکی
bank sluice
دریچه تخلیه
area evacuation
تخلیه منطقهای
oscillating discharge
تخلیه مواج
undulatory discharge
تخلیه مواج
air evacuation
تخلیه هوایی
neural discharge
تخلیه عصبی
medical recovery
تخلیه پزشکی
blow off
شیر تخلیه
main discharge
تخلیه اصلی
medical evacuation
تخلیه بهداری
medical evacuation
تخلیه پزشکی
brush discharge
تخلیه جارویی
electrostatic discharge
تخلیه الکتروستاتیکی
discharge end
محل تخلیه
escape channel
مجرای تخلیه اب
discharge of chips
تخلیه براده ها
corona discharge
تخلیه الکتریکی
discharge gate
دریچه تخلیه
discharge voltage
ولتاژ تخلیه
discharge end
سمت تخلیه
discharge currect
جریان تخلیه
discharge conveyor
نوار تخلیه
discharge cock
شیر تخلیه
discharge chute
سرسره تخلیه
discharger of a capacitor
تخلیه خازن
discharge head
ارتفاع تخلیه
glow discharge
تخلیه تابناک
discharge spout
ناودانه ی تخلیه
discharge resistance
مقاومت تخلیه
discharge velocity
سرعت تخلیه
discharge recorder
تخلیه نگار
discharge pressure
فشار تخلیه
discharge opening
مجرای تخلیه
discharge opening
راهگاه تخلیه
discharge nozzle
فواره تخلیه
glow discharge
تخلیه تابنده
disembarkation
تخلیه کردن
disruptive discharge
تخلیه جرقهای
depletion area
ناحیه تخلیه
dejecta
تخلیه مدفوع
defecation
تخلیه شکم
internal discharge
تخلیه داخلی
debarkation net
تور تخلیه
corona discharge
تخلیه کورونا
drain plug
پیچ تخلیه
depletion barrier
ناحیه تخلیه
depletion zone
ناحیه تخلیه
exhaust chute
ناودان تخلیه
drain cock
لوله تخلیه
discahrge pipe
لوله تخلیه
discharging berth
اسکله تخلیه
discharging wharf
اسکله تخلیه
high rate discharge
تخلیه شدید
impulse discharge
تخلیه ضربهای
depletion layer
ناحیه تخلیه
discharge valve
سوپاپ تخلیه
point discharge
تخلیه نقطهای
to offload
تخلیه کردن
quit
تخلیه خانه
evacuated
تخلیه کردن
evacuate
تخلیه کردن
disembarks
تخلیه کردن
disembarking
تخلیه کردن
disembarked
تخلیه کردن
disembark
تخلیه کردن
quitting
تخلیه خانه
drains
تخلیه کردن
draining
تخلیه کردن
drained
تخلیه کردن
discharge
تخلیه الکتریکی
depopulation
تخلیه جمعیت
roll-on/roll-off
بارگیری- تخلیه
clearing out
[of a place]
تخلیه
[فضایی]
unloaded
تخلیه کردن
drain
تخلیه کردن
sluices
دریچه تخلیه
sluiced
دریچه تخلیه
sluice
دریچه تخلیه
discharges
تخلیه الکتریکی
discharge
تخلیه بار
ozone depletion
تخلیه اوزون
tipper
تخلیه کننده
vacated
تخلیه کردن
catharsis
تخلیه هیجانی
vacating
تخلیه کردن
surging discharge
تخلیه نوشی
rotary discharger
تخلیه گر گردان
sluiceway
دهانه تخلیه
site clearance
تخلیه کارگاه
unload
تخلیه کردن
unloads
تخلیه کردن
self maintained discharge
تخلیه ناوابسته
roll on/roll off
بارگیری- تخلیه
vacates
تخلیه کردن
evacuates
تخلیه کردن
road clearance
تخلیه جاده
relief well
چاه تخلیه
residual discharge
تخلیه مانده
evacuating
تخلیه کردن
discharges
تخلیه بار
vacate
تخلیه کردن
abreaction
تخلیه هیجانی
gas discharge relay
رله تخلیه گازی
first townsend discharge
تخلیه اول تاونزند
gas discharge lamp
لامپ تخلیه گازی
gas discharge arrester
برقگیر تخلیه گازی
furnace discharged end
انتهای تخلیه کوره
overdischarge of battery
تخلیه فرساینده باتری
oil drain plug
توپی تخلیه روغن
normal glow discharge
تخلیه تابناک متعارف
road clearance
تخلیه کردن جاده
oil drain cock
شیر تخلیه روغن
extinction voltage
ولتاژ قطع تخلیه
exhaust system
سیستم تخلیه دود
unloading takes place in ...
بار در ... تخلیه می شود.
glow discharge lamp
لامپ تخلیه کنتاکتی
y valve
شیر تخلیه روغن
internal discharge
تخلیه جزیی داخلی
high frequency discharge
تخلیه فرکانس بالا
tail escape
نهر تخلیه انتهائی
landing weight
وزن با هنگام تخلیه
implusive discharge
تخلیه غیر متناوب
inbound cargo
کالای تخلیه نشده
to discharge goods
کالا را تخلیه کردن
local action
تخلیه موضعی باتری
second townsend discharge
تخلیه دوم تاونزند
low pressure discharge
تخلیه ی فشار ضعیف
sediment escape
ساختمانهای تخلیه و شستشو
semi self maintained discharge
تخلیه نیم وابسته
main gap
فاصله تخلیه اصلی
silt ejector
تخلیه کننده رسوب
gas exhauster
تخلیه کننده گاز
landing order
اجازه تخلیه بار
defecated
تخلیه کردن شکم
incandescent cathode discharge
تخلیه کاتد ملتهب
automatic tipper
تخلیه کننده خودکار
evacuated
تخلیه مزاج کردن
evacuates
تخلیه مزاج کردن
discharges
اخراج تخلیه الکتریکی
degasify
تخلیه کردن گاز
evacuating
تخلیه مزاج کردن
discharges
شلیک عصبی تخلیه
discharge
شلیک عصبی تخلیه
sanitation
سیستم تخلیه فاضل اب
corona discharge current
جریان تخلیه کورونا
exhaust
تخلیه کردن خروج
exhausts
تخلیه کردن خروج
evacuees
پرسنل تخلیه شده
diffusion
تخلیه کردن بافشار
abnormal glow discharge
تخلیه تابناک نامتعارف
clearance capacity
فرفیت تخلیه بار
aeromedical evacuation
تخلیه پزشکی هوایی
evacuee
پرسنل تخلیه شده
evacuate
تخلیه مزاج کردن
stevedores
متصدی بارگیری و تخلیه
dust removal
تخلیه گرد و خاک
electric discharge lamp
لامپ تخلیه الکتریکی
discharge
اخراج تخلیه الکتریکی
luminous discharge lamp
لامپ تخلیه الکتریکی
dust exhaust
تخلیه گرد و خاک
evacuation policy
روش تخلیه پزشکی
defecate
تخلیه کردن شکم
defecating
تخلیه کردن شکم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com